پخش زنده
بسماللهالرحمنالرحیم شاگرد: عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ-عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ- عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ-عَلَيْهِمُاَلسَّلاَمُ- قَالَ قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ-عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ-: «كُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ-عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ- خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجَعَ نَبِيّاً مُرْسَلاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ-عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ- وَ خَرَجَتْ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ اَلْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ»امام صادق-عليهالسّلام- از قول على-عليهالسّلام- نقل مىكند كه: «نسبت به آنچه اميد ندارى اميدوارتر از آنچه به آن اميد دارى باش. زيرا موسى بن عمران از شهر خارج شد تا براى امتش از خدا طلب آتش كند، خداوند با او سخن گفت و به عنوان رسالت مراجعت كرد. ملكۀ سبا نيز كافر از شهر خارج شد ولى نزد سليمان مسلمان شد و جادوگران فرعون برايش طلب عزّت مىكردند ولى خودشان با ايمان بازگشتند.»(الکافی/ ج ۵/ ص ۸۳)استاد:خود امر توحید و خدای متعال رو با همین چیزها باید شناخت. ما یه دفعه چشم باز کردیم، دیدیم انقلاب اسلامی شد، تو جاهلیت و بربریت و توحش شاهنشاهی یه دفعه همه چیز جمع شه. نفس ما با شیطان رفیق است. اون حالتی که من به خودم گرفتم غلطه. مگه چی دست من هست که ناامیدم. ناامیدی من بیخود است، چیزی دست من نیست. چه امیدوار بشوم چه امیدوارم نشوم غلطه اصلا هیچی نیست. ماشین یکی از رفقا رو بردند توی پارکینگ، این ماشین هیچ سندی، هیچ پلاکی، هیچ موجودیتی جز محاسن این آقا که پشت فرمان مینشست، نداشت. ماشین رفت تو پارکینگ و با یه چیز ساده خدا لطف میکنه از پارکینگ در مییاد. اصلا پول بیمه هم ازش نگرفتند! خودش گفت تا قبل از پارکینگ عشق و علاقهی زیادی به این ماشین داشتم، ولی بعد از آن دیگه عشق و علاقهاش رفت. نکتهی دیگه اینکه اون موقع که رفت تو پارکینگ قیمت اینها رفت بالا، اگه اون موقع میفروخت ضرر میکرد، ولی الان قیمتش به صورت خاص و ویژه بالا رفت.از این موارد آدم تو زندگیاش زیاد میبینه.شما بچهات رو بردی دکتر فکر کردی چی میشه؟ بعد اومدی بیرون دیدی هیچی نشد. یه مساله بسیار پیچیده حل شد. الان تو قضیهی عربستان و یمن به نظر من خدا میخواست، جمهوری اسلامی یه مقدار نفس بکشه. همین که عربستان با یمن مشغول شد، خدا به جمهوری اسلامی تنفس داده. اونها دو تا حادثه رو با هم نمیتونند مدیریت کنند. اصلا یادشون رفت چی بود. یه پیرمرد رو به عنوان مسئول نظامی آمریکا آوردند، مدالها رو گذاشته، اصلا قیافهاش معلومه معتاد بوده، این ناچار شده اینجوری حرف میزنه. اینه که خدا گشایش میکنه، الان هواشناسی گفته که هوا تا آخر خرداد خوبه. در حالی که میگفتند امسال خیلی گرمه، بارندگی دیشب ۱۷۴ میلیمتر بارون توی کهگیلویه بویراحمد اومده. اصلا تو کل کشور بارون مییاد میگن ۱۹۰ میلیمتر است. ۱۷۴میلیمتر تو دو شب، در یه استان! اونجا هم که نمیمونه آبها حرکت میکنند.این گشایشها رو همیشه باید از طرف خدا متوقع باشی، صباحا و مساءاً باید توقع فرج داشته باشی. فقط چیزی که از خدا نباید توقع داشته باشی، نبوت است، اگه نبوت هم میشد میگفتم از خدا توقع داشته باشی، ولی نبوت تمام شد. غیر از نبوت و امامت، همه چیز رو میتونی از خدا بخواهی. حتی تو نبوت نبی نمیشی ولی مثل لقمان همهی اون چیزهایی که مایحتاج یک نبی است، خدا به شما میده. باید یه حالتی داشته باشی که بدونی از خدا برمییاد، چون توحید ما ضعیفه، میگیم از خدا برنمییاد معاذ الله، چرا برنمییاد؟ چون میگم که من همچین ظرفیتی ندارم، در حالیکه ظرفیتی در کار نیست. من خیلی دوست داشتم آیتالله زنجانی رو ببینم، دیشب گفتند داماد ایشان مریضه نمیتونه بیاد، شما بیائید برای معالجهاش، ما امروز فردا کردیم تا رفتیم، معالجهی ایشان تمام شده، آقای زنجانی اومد اونجا، یه جلسهی خیلی خصوصی، خوب، بگو بخند، صبحت، حدود ۴۰ دقیقه طول کشید. ما برای دیدن مریض رفته بودیم، ولی آقای زنجانی تشریف آوردند اونجا. اینها حساب و کتابها اینجوری نیست که ما میچینیم. جوریه که اونها میچینند، فقط از ما میخواند که این توقع رو داشته باشیم.شاگرد:گاهی اونقدر برای موضوعی دعا میکنیم که یاس سراغ ما مییاد. چون مقام انبیا رو نداریم که یاس سراغ ما نیاد. مثلا خانومی ازدواج نکرده این حرفها رو بهش میزنیم، میگه ده سالِ خالصانه دعا میکنم ولی نمیرسم. بعد کم کم از همه چیز بریده میشه و بطور طبیعی یاس سراغش مییاد هر چهقدر هم که ما براش توضیح بدیم فایده نداره.استاد:اینجا سه تا نکته هست، یکی این است که این فرد دروغ میگه که من از خدا خواستم، دلیلش اینه که نظرات خودش ملاکه، رفتارهای خودش سر جاشه، خدا هم یکی از اینهاست.خواستگار اومده، راحت رد کرده. خدایی نبوده که! خدا کارش اینجوریه، اقراء به جهل نداره. نمیخواد کسی رو جاهل نگه داره، مثلا یه فردی گنه کاره، خدا میخواد گناه رو ازش بگیره، این فرد گرفتاره، تا این فرد از گناه دست برنداره، خدا گرفتاری او رو برطرف نمیکنه. این میخواد گرفتاریش حل بشه، خدا نمیخواد گرفتاریش حل بشه! خدا میخواد این گناه نکنه.اگه این فرد گناه نکرد و از گناه دست برداشت، خدا بهش ثابت میکنه که وقتی گناه نکردی منم گرفتاریت رو حل کردم. این رو همه توی زندگیهاشون میببینید. اون موقعهایی که معصیت نمیکنید، توفیق عبادت دارید، همهی امورتون سرجاشه، اون موقعی که به هم میریزید همون موقعی است که خرابکاری کردی. پس این اصل است و خدا به هم نمیزنه.دوم، خدا میخواد حالت یأس در این فردی بهوجود بیاد تا این رو از چیز خودش بیرون کنه، میخواد مسیحی بشه، میخواد به این ثابت کنه تو مومن نیستی والا خدا یکجوری کارش رو حل میکرد که مأیوس نشه. اصلا خود خدا این کار رو میکنه، خدا برای کسی که دوستش داره، حتی یه گرفتاری کوچک که اذیتش میکنه نمیگذار پیدا کنه، چون میدونه این مومن است، یه سرسوزن هم نمیگذاره اذیت بشه. تا مشکلی پیدا کرد سریع حل میکنه، ولی مال این رو حل نمیکنه، چون نمیخواد این مومن بمونه، میخواد از ایمان بیرون بره. به خدا ایراد داره، به خدا اشکال داره، سرزنش میکنه، خدا رو توبیخ میکنه، چرا داره به خدا!ایمان نداره.ما یه جایی بودیم، طرف راه میره، میگفت خدا امسال، شب عیدی دو تا مریض تو کاسهی ما گذاشت، خدا عیدی ما رو اینجوری دارد.این اعتقادشه، یه پیر خرفت نادان بد عقیده است. خدا این کار رو میکنه؟ خدا گرفتاری این رو هیچ وقت حل نمیکنه، یه گرفتاریش حل میشه، ده تا گرفتاری مییاد، چرا؟ چون خدا نمیخواد این مومن بمونه؛ ولی یه نفر دیگه رو دارم میببینم تا یه گرفتاری مییاد فوری خدا حلش میکنه، چون نمیخواد مأیوس بشه. این هست که آدم بترسه. توی یه مطلبی خواستهاش رو خواست و راضی شد دیگه! طرف ۱۵ سال عقیمه، بازم منتظر بچه است، نه خدا همین رو میخواد، این رو بپذیره، ببینه خدا همون سال بهش بچه میده یا نه! بدونه مقدر خدا همینه، خدا دوست داره او رو عقیم ببینه. من شاهد دارم، طرف پذیرفته و بچه آورده، یه سال نشده خدا بهش بچه داره. با خدا نمیشه در افتاد، از خدا نمیشه سوال کرد، خداست. من قراره بخوام دیگه اگه او خواست میده اگه نخواست نمیده.شاگرد ادامهی روایت: خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجَعَ نَبِيّاً مُرْسَلاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ-عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ- استادببین ملکهی سبای کافر رفت و مسلمان شد و متعهی سلیمان شد. ملکهی سبا مومن شد!شاگرد: وَ خَرَجَتْ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ اَلْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ استاد:از اون طرف هم هست که اومدند در خونهی حضرت زهرا و همهشون کافر برگشتند. اون خانوم اومد منزل پیغمبر آخرالزمان با همهی بدیها برگشتن. اگه زن یه بقال میشد سالم میموند! زن پیغمبر شد اینقدر آسیب دید، چون مخالفت با پیغمبر کرد! اگه مخالفت با بقال میکرد اینجوری نمیشد. خدا چید چید تا بره زن پیغمبر بشه. چون بدیهاش به اندازهی بدیهای…؟ خودتان رو محک بزنید، شما اومدید توی این جلسه معنویاتتون داره بیشتر میشه، معارف و معرفتتون بیشتر میشه یا نه کمتر میشه؟! فلان برنامه رو رفتی چی شد؟ الان میریم ایستگاه صلواتی معنویاتتون بیشتر میشه یا کمتر میشه؟! اینها رو بفهمیم.شاگرد:وَ قَالَ اَلصَّادِقُ-عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ-: «لَوْ لاَ أَنَّ اَلصَّبْرَ خُلِقَ قَبْلَ اَلْبَلاَءِ لَتَفَطَّرَ اَلْمُؤْمِنُ كَمَا تَتَفَطَّرُ اَلْبَيْضَةُ عَلَى اَلصَّفَا» امام صادق-عليهالسّلام- فرمود: «اگر چنين نبود كه صبر پيش از بلا خلق شده باشد بیشك مؤمن درهم مىشكست، همچنان كه تخم مرغ از برخورد با سنگ در هم میشكند.»(من لا یحضره الفقیه/ ج۱/ ص۱۷۵)