qadiriye.ir

نشریه ی غدیریه-بیانات استاد الهی

۲۲۰* خیلی از رفتارهای شخصی ما گرفتار جهل و ندانم‌کاری می‌شود، اما می‌توانیم با استفاده از عقل که سرمایه‌ی عظیمی برای ما محسوب می‌شود در مورد خیلی از این رفتارها تفکر و دقت داشت


۲۱۹* خداوند فهم، علم و خیر را بین افراد تقسیم کرده است، در حالی‌که فردی که عجب پیدا می‌کند فقط خود را می‌بیند و دیگران را نمی‌بیند، در واقع در یک حالتی خود را قرار می‌دهد که از تمام مواهب محروم می‌ماند و همین باعث می‌شود که عقل او فاسد شود.


۲۱۸* خودبینی و رضایت از خود مشکلاتی را برای انسان فراهم می‌کند، ارتباط او را با دیگران قطع می‌کند، به گونه‌ای که انزوا اختیار می‌کند و فقط تشخیص خود را قبول دارد، مگر یک نفر چه‌قدر تشخیص دارد؟!


۲۱۷* حضرت-علیه‌السلام- می‌فرمایند «رِضَاكَ عَنْ نَفْسِكَ مِنْ فِسادِ عَقْلِك» «از خود راضى بودن تو برخاسته از تباهى خرد تو است.» (غررالحکم/ص۵۴۱۲) این‌که شما فقط خود را قبول داشته باشید، نمایانگر این است که عقل شما فاسد شده است.


۲۱۶* عجب و خودبینی جلوی رشد ما را می‌گیرد، تشخیص ما را ناقص می‌کند، مسیر ما را به قهقرا می‌کشاند و هلاکت را برای ما فراهم می‌کند.


۲۱۵* این‌طور نباشیم که فقط خود را قبول داشته باشیم، چرا که اگر فقط خود را قبول کردیم دیگر حاضر نیستیم از کسی چیزی یاد بگیریم، اگر روی خود حساب نابجا باز کردیم، رشد پیدا نمی‌کنیم؛ لذا جاهل می‌مانیم، در واقع از کسی سؤال نمی‌کنیم و به کسی هم که می‌خواهد از ما سؤال بپرسد […]


۲۱۴* اگر امام-علیه‌السلام- از عجب صحبت می‌کنند، در واقع از یک صفتی صحبت می‌کنند که نزد ایشان برای از بین بردن عقل بسیار واضح هست و به ما گوشزد می‌کنند که اطراف عجب نگردیم، خودبینی و توجه به خود را کنار بگذاریم، در حقیقت این‌طور نباشیم که فقط خود را قبول داشته باشیم.


۲۱۳* «اَلعُجبُ رَأسُ الحَماقَةِ» «خودپسندى، سرآغاز كم خِرَدى است.» (غررالحکم/ص۹۳۸) وقتی صحبت از حماقت می‌شود؛ یعنی کسی که عقل خود را کنار گذاشته و تعطیل کرده است، اگر برای نابودی انسان چیزی مؤثر باشد همان عجب است که به دنبال آن حماقت است؛ که تشخیص را از انسان سلب می‌کند، حتی او را به بیراهه […]


۲۱۲* بعضی از رذائل مانند عجب به طور مستقیم بر روی عقل اثر می‌گذارد «اَلعُجبُ رَأسُ الحَماقَةِ» «خودپسندى، سرآغاز كم خِرَدى است.» (غررالحکم/ص۹۳۸)


۲۱۱* گاهی افراد خودبینی، توجه و نگاه و مشغولیت به خود را به حدی می‌رسانند که دیگر خارج از خود را نمی‌بینند؛ لذا ملاک و تشخیص را از دست می‌دهند، خوبی‌ها و بدی‌ها را متوجه نمی‌شوند، در واقع در یک هاله‌ای از ابهام و تحیر زندگی می‌کنند.


۲۱۰* افراد ممکن است توسط صفت عُجب آلوده شوند تا جایی‌که عقل خود را از دست بدهند؛ امام علی-علیه‌السلام- می‌فرمایند «الْمُعجبُ لا عَقْلَ لَهُ» «کسی که عجب دارد عقل ندارد.»


۲۰۹* ما باید این حالت را در مورد کسانی که زمینه‌ی خودبینی دارند و خود را محور قرارداده‌اند کنار بزنیم و به فردی که مبتلا است کمک کنیم که از این مرحله عبور کند تا این‌که در مرحله‌ی بعد عقل او شفاف شود و شکوفایی پیدا کند و خداوند را بپذیرد و به عبادت رو […]


۲۰۸* عُجب رذیله‌ای است که غبار بر روی عقل قرار می‌دهد، تشخیص را ناقص می‌کند و انسان را از سیر حرکت باز می‌دارد.


۲۰۷* در روایات است فردی که خودبین شد و محوریت خود را در امور قبول کرد، دیگر با بیرون از خود نمی‌تواند ارتباط پیدا کند و آرام آرام دانش، فهم، خیر و تمام مسائلی را که ما در یک انسان کامل سراغ داریم را از دست می‌دهد.


۲۰۶* وظیفه ما این است که برای این‌که گرفتار جهل و بی‌عقلی نشویم مانع آسیب‌هایی شویم که ممکن است به عقل برسد‌؛ یکی از آن آسیب‌ها خودبینی و خودپسندی یا همان عُجب است.


۲۰۵* برای یک خانوم بسیار بد است که راحت غیبت کند، در واقع او تمام بهره‌ها و محسنات خود را با همین یک صفت ناپسند از دست می‌دهد و باید از این بابت بترسد.


۲۰۴* شما در وجود خود یک صفت کمال دارید که با همان می‌توانید تمام خوبی‌ها را بگیرید و از طرفی هم اگر یک نقطه ضعف داشته باشید شیطان از همان دریچه وارد می‌شود و شما را زمین می‌زند، البته ممکن است که شما در کنار آن صفت بد ده تا خوبی هم داشته باشید، ولی […]


۲۰۳* طمع یکی از صفات رذیله است، وقتی طمع باشد فقط مقداری از مسائل را می‌فهمیم، حتی یک جایی هم حاضر هستیم از آبروی خود بگذریم و به حرام بیفتیم.


۲۰۲* یک نفر که مدام دروغ می‌گوید باید بسیار مواظبت کند، چون دروغ گفتن تمام بهره‌ها را از او می‌گیرد و سرانجام این دروغ‌ها به یک نقطه‌ای می‌رسد که خداوند به ملائکه خود می‌گوید این فرد کذّاب است «وَیْلٌ لِلْمُکَذِّبین» (مرسلات/۱۹) آن‌وقت دیگر کار تمام است، اگر به این شخص مهر کذّاب زده شد، تمام […]


۲۰۱* انسان مدام جزع و فزع و حالت منع دارد، ولی از طرف دیگر بخشندگی یک صفت است که اگر یک نفر این صفت را در خود ثابت کند، می‌تواند همه چیز را ثابت کند و تمام صفات را با آن به دست بیاورد.


۲۰۰* یک فرد مذهبی نباید برای خودش یک حق نابه‌جا فرض کند، بلکه باید تواضع او در مقابل مردم بیشتر شود تا مسیر زندگی را به او نشان دهند، وگرنه نمی‌تواند مسیر را طی کند.


۱۹۹* شیطان به حضرت نوح-علیه‌السلام- گفت من نمی‌گذارم بندگان خدا کار خیر انجام دهند، اگر مقاومت کردند و کار خیر انجام دادند من با ریا آن کار را از آن‌‌ها می‌گیرم، اگر با ریا هم موفق نشدم با عُجب و خودپسندی کار خیر را از آن‌ها می‌گیرم.


۱۹۸* روایت دارد که دو نفر وارد مسجد می‌شوند، یکی از آن‌ها عابد و دیگری گنه‌کار از مسجد خارج می‌شوند. در واقع فرد گنه‌کار، عابد و فرد عابد، گنهکار می‌شود! چون فرد گنه‌کار، گناه خود را می‌دید و خود را بدهکار می‌دانست؛ ولی فرد عابد، هنگام ورود به مسجد عبادت خود را می‌دید و همین […]


۱۹۷* فردی که عُجب پیدا کند همیشه از خودش راضی است، وقتی از خودش راضی شد دیگر نمی‌تواند مسیر را طی کند.


۱۹۶* این لطف پروردگار به انسان است که یک امری توسط او انجام می‌شود یا یک هدایتی به واسطه‌ی او صورت می‌گیرد و آن شخص به هدایت می‌رسد، لذا نباید این‌ امور را به حساب خود بگذارد، بلکه باید ظرفیت خود را بالا ببرد و خود‌ مشغولی نداشته باشد و به عبادت، بندگی، رسیدگی به […]


۱۹۵* انسان‌هایی که با یک عمل کوچک خود را بزرگ می‌بینند، ظرفیت آن‌ها کم است؛ به عبارتی این‌ افراد در یک محدوده‌ی خیلی کوچک با خدای متعال معامله می‌کنند.


۱۹۴* امام سجاد-علیه السلام- می‌فرمایند: خدایا! من را طوری قرار بده که هر چه‌قدر نزد تو به کمال و تعالی نزدیک می‌شوم و رشد پیدا می‌کنم، در درون خود خودم را بزرگ نبینم و کوچک بدانم.


۱۹۳* مطلوب آن است که دیگران خوبی‌های شما را ببینند، اما خود شما خوبی خودتان را نبینید.


۱۹۲* فردی که دچار غفلت شود، یعنی مشغول خود باشد و عیب‌های خودش و خوبی‌های دیگران را نبیند، این فرد نمی‌تواند رو به سمت جلو حرکت کند.


۱۹۱* حضرت-علیه‌السلام- فرمودند: «لا جَهْل اَضَرّ مِنَ العُجْبِ» «هیچ نادانی زیان‌بارتر از خودخواهی نیست» (بحارالانوار/ج۶۹/ص۴۰۰) ما هیچ حرکت جاهلانه‌ای مضر‌تر از عُجب نداریم.


۱۹۰* خداوند بندگان خوب و زمینه‌های تعالی فراوان دارد، اما هر فردی که دارای عُجب باشد از این‌ امور دور می‌شود.


۱۸۹* عُجب یک گناهی است که انسان را به طرف هلاکت می‌کشاند و در دوری از خداوند او را مدد می‌کند.


۱۸۸* عُجب یک فرقی با تکبر دارد و آن این‌که تکبر در مقابل دیگران است، ولی عُجب در مقابل کسی نیست، بلکه فرد با خودش درگیر است.


۱۸۷* عقل هم، آسیب می‌بیند و آفت برمی‌دارد. عُجب یکی از آسیب‌های عقل است که یک حالت خودبینی و خود‌برتر‌بینی است؛ یعنی فرد آن صفت و امری را که برای خود پیدا کرده است در دیگران نمی‌بیند؛ لذا به خود مشغول می‌شود و یک حصاری دور خود می‌پیچد.


۱۸۶* خیلی از ما دنبال معجزه می‌گردیم، حال این‌که خدای متعال بهترین اعجاز را در وجود ما قرار داده است؛ به عبارتی برای اصلاح خود نباید حواسمان را جای دیگر ببریم و باید سراغ خود برویم.


۱۸۵* اگر فردی در اطرافیان خود نعمتی را دید و با خودش درگیر شد، مدام آن را پر رنگ کرد، افسردگی و اضطراب به او دست داد و در درون خود یک حالتی ایجاد کرد که این مطلب مهم‌ترین مسئله و فکر او شد، دیگر حریف از بین بردن حسادت نمی‌شود.


۱۸۴* اگر کسی یک نعمتی از دیگری دید و آن نعمت را نعمتی از جانب خداوند دانست «هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي» «این از فضل و احسان پروردگار من است» (نمل/۴۰) از خدای متعال خواست که به او هم عنایت کند؛ حسادت از وجود او بیرون می‌رود، اگر هم بماند خیلی ضعیف است.


۱۸۳* ما می‌توانیم زمینه‌ای فراهم کنیم که حسادت رشد نکند، چرا که خیلی از صفات ناپسندی که در وجود ماست ابتدا به صورت یک نقطه است که خود ما کم‌کم آن نقطه را پررنگ می‌کنیم.


۱۸۲* نصیحت ضد حسادت است و در حقیقت یک نوع خیرخواهی است که برای دیگران فراهم می‌شود.


۱۸۱* اگر خدای متعال به شما نعمتی عطا کرده است، نباید از این نعمت به‌گونه‌ای استفاده شود که مورد حسادت قرار گیرد، بلکه باید با یک تدبیر خیلی ساده زمینه‌ی رشد در دیگران هم فراهم شود.


۱۸۰* یک زمینه‌هایی از حسادت در تعامل انسان‌هاست؛ به عنوان مثال گاهی فرد منعم از نعمت مراقبت و مواظبت نکرده و آن را به حراج گذاشته است؛ لذا مؤمنی که در ارتباط با او است، ممکن است آه از نهادش برآید و گاهی هم درخواست زوال نعمت از او را داشته باشد که حکمت خدای […]


۱۷۹* غبطه نیرویی در وجود ماست؛ که انسان، با آن نیرو آرزو می‌کند نعمت‌هایی که دیگران دارند او هم به دست بیاورد و عامل تحریک برای رسیدن به تعالی است.


۱۷۸* در وجود ما یک نیرویی است که وقتی عقل بر ما حاکم باشد و به نفس فرمان دهد، این نیرو در وجود ما تبدیل به غبطه می‌شود و اگر شیطان بر ما حاکم باشد همان نیرو تبدیل به حسادت می‌شود.


۱۷۷* قلب در اختیار شماست؛ لذا کنار در قلب خود بنشینید و نگذارید هر امری به درون آن نفوذ کند؛ این همان زهد است! اگر کسی معنی زهد را می‌خواهد همین یک کلمه است، این‌که کنار در قلب خود بنشینید و بگویید حرص نباید باشد و به‌جای آن باید قناعت باشد.


۱۷۶* من اگر حسود نباشم آن آستانه‌ی حسادت من تحریک نمی‌شود، اگر من حسود نبودم از این ناحیه دشمن کسی نمی‌شدم، حسادت خیلی سکوی خوبی برای دشمنی هست.


۱۷۵* هر موقع که دیدید ذهنتان روی اشخاص رفت، بدانید که ذهنتان روی عیب می‌رود. اگر ذهنت روی اشخاص متمرکز شد یعنی دنبال عیب هستی.


۱۷۴* تقوا به مجموعه‌ی محبت و مودت نسبت به اهل‌بیت-علیهم‌السلام- و شرعیات گفته می‌شود؛ یعنی در وجود شما یک نیرویی به نام تقوا درست می‌شود که شما را کنترل می‌کند و اجازه نمی‌دهد خراب‌کاری کنید و از مسیر خارج شوید و به بیراهه بروید، جلوی شیطان را می‌گیرد و دیگر شیطان حریف شما نخواهد شد.


۱۷۳* تقوا به مجموعه‌ی محبت و مودت نسبت به اهل‌بیت- علیهم‌السلام- و شرعیات گفته می‌شود.


۱۷۲* تهذیب این است که مثلا اگر فردی سلام نکردن در خانه عادت او شده است، بتواند این مسئله را حل کند. یا فردی که بدخط است، به‌گونه‌ای که این بدخطی علم او را پایین می‌آورد، بتواند یک روزی خط قبلی را تغییر دهد، یک خط تمیز داشته باشد و عادت قبلی را بردارد.


۱۷۱* تهذیب برای این است که خیلی از عادت‌ها برداشته شود؛ مثلا افرادی که الفاظ ناپسند در دهانشان است و به کار می‌برند تغییر دهند و به‌جای آن واژه‌های قبلی ده تا واژه‌ی محبت آمیز جایگزین کنند.


۱۷۰* اگر فردی مشغول تهذیب خود نباشد، سوء عادت او را رسوا می‌کند؛ مثلا فردی که در دهانش ناسزاست اگر خودش را تربیت نکند، همین بد و بیراه گفتن او را مفتضح می‌کند، چون به آن عادت کرده است.


۱۶۹* وقتی خانم شما یک رفتاری کرد و شما ندید بگیری و سکوت کنی، به تقوا کمکش کردی. شما اگر کارش را به رخش بکشی، او را جریح کردی و او را از دایره‌ی تقوا بیرون کشیدی، اینقدر مهم است!


۱۶۸* امام باقر-علیه‌السلام- می‌فرمایند: «إذَا عَلِمَ اللَّهُ تَعَالَى حُسْنَ نِيَّةٍ مِنْ أَحَدٍ اكْتَنَفَهُ‏ بِالْعِصْمَةِ» (بحارالأنوار/ج۷۵/ص۱۸۸) یعنی اگر ما از شما حُسن‌نیت ببینیم، شما را در کَلافی از عصمت می‌پیچانیم که حتی یک مقدار هم خطا نکنید؛ این قبیل روایات کلید است.


۱۶۷* اداره‌ی خانه و زندگی آدم باتقوا بهتر از خانه‌ی بی‌تقواست. همسرش آرام‌تر، بچه‌هایش عاقل‌تر و رزقش روان‌تر است. خدای متعال این را سنت قرار داده است و در سنت خداوند هم هیچ‌گونه تغییری نیست.


۱۶۶* کسانی‌که اهل تقوا هستند یک زندگی و یک آرامش دیگری دارند؛ این سنت خداوند است که زندگی آدم گناهکار باید گرفتاری داشته باشد، چون بدون این گیر و گرفتاری نمی‌فهمد که بی‌تقواست.


۱۶۵* هر کس تقوا داشته باشد آبرو، زندگی، همسر و فرزند خوب دارد. مقدرات خداوند به‌ این ‌صورت است ‌که اهل تقوا در خوشی هستند. اصلا من و شما خوشی‌های اهل تقوا را نمی‌دانیم.


۱۶۴* حلم ظرف علم است. فرد علم دارد و اصطلاحات زیادی حفظ است، ولی حلم ندارد؛ مثل راننده‌ای که خیلی خوب است، ولی عجول هم است و این خیلی خطرناک است، پس ما به حلم خیلی نیاز داریم.


۱۶۳* حضرت فرمود: اگر دو تا برادر مومن بیش از سه روز قهر باشند و ادامه پیدا کند، ولایتشان قطع می‌شود، قهر کردن کشنده است.


۱۶۲* آقا در خانه نق نزن، قهر نکن، قهر مال بچه هاست. داد بزن ولی قهر نکن، داد زدن هم خوب نیست، ولی قهر نکن؛ قهر خیلی سنگین است.


۱۶۱* گفت آقا برای همسایه چه وظیفه‌ای هست؟ حضرت فرمود: این‌که اگر اذیتش را تحمل کنی، همسایه داری کردی! تحمل اذیتش! چقدر مهم است!


۱۶۰* شما نباید پدرت را به اسم صدا بزنی، اگر گفتی بابا درست است! چون اسم بابا پنهان است! اگر دائم گفتی ایشان بابای من است یعنی به او احترام می‌گذاری، یعنی هویت او را قدر شناسی کردی.


۱۵۹* الان شما در جامعه سلام می‌شنوید؟ مردم به هم سلام می‌کنند؟ نه، ببینید چقدر سلام کم‌‌رنگ شده! جایی که سلام پررنگ شده یعنی دین در آن هست.


۱۵۸* کبر آفت قدرت آدمی است؛ یعنی کسی که قدرت پیدا می‌کند آفتش کبر است؛ کسی که علم پیدا می‌کند کبر می‌آید و او را از حالت بندگی خارج و وارد خط قرمز می‌کند.


۱۵۷* این صفت کبر بسیار مهم و یکی از آفات است و به‌صورت شناور در تمام ابعاد روحی انسان می‌چرخد و می‌تواند تمام کمالات انسان را تحت‌الشعاع قرا دهد.


۱۵۶* صله‌‌ی‌رحم برنامه است؛ کسانی که صله‌‌ی‌رحم ندارند، روزی آن‌ها یک بیستم، یک چهلم افراد دیگر هست، عمرشان هم کم است؛ حضرت-علیه‌السلام- فرمودند: گاهی یک صله‌‌ی رحم سی‌سال به عمر انسان اضافه می‌کند؛ صله‌ی‌رحم برنامه است، باید شما این برنامه ‌را داشته باشید.


۱۵۵* اگر شما بعد از این‌که دوستتان از پیش شما رفت سکوت کردید و یا خوبی‌هایش را گفتید نشان می‌دهد که راه را درست می‌روید ولی اگر در غیاب او بد حرف زدید یقین بدانید در وجودتان بذر نفاق شکل گرفته و کار نفاق هم این است که انسان را دو زبانه می‌کند و نمی‌گذارد […]


۱۵۴* الان هر کس سگ‌بازی می‌کند طرفدار یزید است؛ سگ معلوم است که کجا باید باشد، سگ نگهبانی می‌دهد و همراه گله‌ هست، در ماشین که نباید باشد؛ ظاهرش سگ است اما عقبه‌ا‌ش یک مرام دارد، اگر امروز کسی سگ را پذیرفت فردا شراب و برهنگی را هم می‌پذیرد.


۱۵۳* تقواست که انسان را درست می‌کند؛ مثلا امام جماعت تقوا لازم دارد، امام جمعه‌ باید تقوایش بیشتر از کسانی باشد که پشت سر او نماز می‌خوانند؛ لذا حضرت-علیه‌السلام- فرمود: اگر جایی رفتید که هزار نفر بودند، شما باید در تقوا نفر اول باشید.


۱۵۲* شیطان به حضرت نوح گفت: من نمیگذارم بندگان خدا کار خیر انجام بدهند اگر مقاومت کردند وانجام دادند من با ریا از آنها می گیرم اگر باریا هم موفق نشدم با عجب و خودپسندی می گیرم. لذا انسان مذهبی نباید برای خودش یک حقّ نابه‌جا فرض کند تازه من مذهبی شدم تواضع من در […]


۱۵۱* حضرت فرمودند: حسادت مهمترین تیر شیطان است! این روایت خیلی قابل تأمّل است ما می توانیم زمینه ای فراهم کنیم که حسادت رشد نکند.


۱۵۰* کسی که خیرخواه دیگران است و دوست دارد خیر برساند و آنچه که دارد دیگران هم داشته باشند سخاوتمند هست، این فرد بخشش دارد، هیچ موقع مورد حسادت واقع نمی شود. کسی که علم دارد و علمش را در اختیار دیگران می گذارد محسود واقع نمی شود. از آن طرف هم تحریک برای حسادت […]


۱۴۹* اگر خدای متعال به شما نعمتی داده این نعمت نباید یک جوری از آن استفاده بشود که مورد حسادت قرار بگیرد، با یک تدبیر خیلی ساده می شود زمینه رشد در دیگران هم فراهم بشود.


۱۴۸* خیلی از ماها در برخورد با دیگران زمینه حسادت را فراهم می کنیم و این شعله ضعیف را شعله ور و بیشتر می کنیم. اگر خدای متعال به شما یک فرزند زیبایی داده لزومی ندارد با اشکال مختلف این زیبایی را به رخ دیگران بکشید. اگر خدای متعال این توفیق داده که بچه شما […]


۱۴۷* یک نیرو در وجود ما هست، وقتی عقل حاکم شد و به نفس فرمان داد این نیرو در وجود ما تبدیل به غبطه می شود. غبطه را هم اگر بخواهیم معنا کنیم نیرویی که انسان با آن آرزو می کند نعمت هایی که دیگران دارند او هم به دست بیاورد و عامل تحریک برای […]


۱۴۶* امام صادق علیه السلام فرمودند:مؤ من غبطه می‌خورد و حسادت نمی ورزد البته این را هم باید گفت که ما هم محسود واقع می شویم و این را باید مواظبت کرد.


۱۴۵* آنجا که شیطان می گوید هر کسی که حریص، بخیل، حسود و یا زورگو باشد، ما این ها را جزء خودمان (شیطان) می‌دانیم این هم باز مطلق نیست. در روایت دیگری حضرت می فرمایند که حریص باشید ولی حریص به علم. حرصی که در روایت مذموم است، حرص شیطانی است.


۱۴۴* شیطان گفت: اگر ما آدمیزاد را بخیل، حسود، زورگو یا شتاب زده ببینیم مثل توپ او را می‌چرخانیم و اگر تمام این خصلت ها با هم در او باشد او را شیطان “مرید” می‌نامیم.


۱۴۳* “ناعلٌ قلب….” کسی است که قلبش حالت آتشی دارد آن عقل پریشان دارد. کسی که رُک گو است او قلب محکم دارد. امیرالمومنین علائم و نشانه ها را می‌دهد. فرض کنید یک آدمی رُک گو است و زبان تند و تیزی دارد. در مورد او زود قضاوت نکن که آدم خوبی نیست، فلان است […]


۱۴۲* یکی از چیزهایی که باید مواظبت کنیم این است که جلوی آسیب های عقل را بگیریم و میدان را به عقل بدهیم. در ارتباط با آموزه‌های دین زمینه را برای تعامل روح فراهم کنیم وبه هیچ وجه نگذاریم حسادت به عنوان یک رذیله وارد وجود ما بشود و لانه کند! تا بخواهد جریان عقلمان […]


۱۴۱* نیرویی که در وجود انسان است وقتی عقل راهنمای او شد غبطه می شود، اگر هوس راهنمای او شد حسادت می شود.


۱۴۰* حسادت طوفانی از اضطراب و ناامنی را به همراه دارد! فرد حسود آرام ندارد؛ چون هر لحظه یک خیری هست که به دیگران رسیده یا حتی یک شری به کسی رسیده این خوشحالی نابه‌جا تشخیص فرد حسود را ازبین می بردو نمی تواند در تعامل با مردم واجتماع قرار بگیرد چون به موقع نتوانسته […]


۱۳۹* انسان خودش را باید به دین بسپارد، کوچکترین دستور دین! فرض بفرمایید اگر دین توصیه می کند به هدیه بردن برای دوست وفامیل و این کار را مستحب می داند همین آموزش هدیه بردن است وچه بسا می بینی از بین بردن حسادت و ایجادمحبت را در بر دارد.


۱۳۸* ما به سادگی نباید از آموزه‌های دینی رد بشویم حتما باید تعامل کنیم و دقت داشته باشیم . اگر مستحب است که مسافر سوغاتی بیاورد یامستحب است که خداحافظی کند، اعلام کند، اگر کسی مریض شد عیادتش برویم و هردستوری ،حتما مجموعه‌ای از چیزها و برکات را در بر خواهد داشت.


۱۳۷* برای از بین بردن رذایل، مواظبت از عقل لازم است. و آموزه های دینی هم برای حفاظت و صیانت از عقل است.


۱۳۶* حضرت در یک عبارتی می‌فرمایند حسادت صفت منافق است ، منافق حسادت دارد و مؤمن غبطه دارد.


۱۳۵* ببینید وقتی عقل بر نفس حاکم شد نیرویی که غبطه می شود همون نیرویی است که حسادت می شد دوتا نیرو نیست! یک نیرو در وجود است وقتی عقل در ارتباط با وحی قرار می گیرد این نیرو غبطه می شود و وقتی غبطه شد تمنای خوبی ها را برای دیگران دارد و وقتی […]


۱۳۴* انسان حسود آرزوی از بین رفتن نعمت هاو خوبی ها را دارد. از صفات بارز حسود این است که از خوشحالی دیگران خوشحال نمی شود و از ناراحتی دیگران خوشحال می شود. وقتی می بیند یک نفر ناراحت است و چیزی را از دست داده خوشحال می شود.


۱۳۳* یکی از دام های خطرناک شیطان این است! ببینید شیطان با ابزار و وسایل خاصی سراغ ما می آید. ابتدا با یک رذیله که خیلی هم ساده است، ولی این رذیله وقتی که میدان پیدا می کند می تواند انسان را از مسیر عالی باز دارد.


۱۳۲* حسد، یکی از رذائلی است که غباری روی عقل قرار می دهد و پرده و حجابی روی عقل میندازد و انسان حسود دیگر حقیقت بین نمی شود.


۱۳۱* در روایت است که انسان خودبین عقلش را از دست می دهد. چرا که عقل قرار است در ارتباط باوحی وآموزه های دین قرار بگیرد؛ اگر در این ارتباط قرار نگرفت مسیر عوض می شود ومسیر تازه ای درست می شود.


۱۳۰* عُجب یکی از رذائل مهمی است که مانع حرکت ما می شود. وقتی که انسان دچار خودبینی شد و مشغول خودش شد اطراف و حقیقت را نمی بیند و نمیتواند مسیر صحیح را انتخاب کند.


۱۲۹* خیلی ها هستند که دنبال خوابند، ولی شما راحت می خوابی و راحت بلند می شوی. چرا ناشکری و کفران نعمت کنیم؟ بیاییم از فردا صبح شروع کنیم، الحمدالله، الحمدالله بگوییم. شکر امام سجاد علیه السلام است که هر موقع نعمتی به او می رسید، سجده می کرد.حالا نمی خواهد ما سجده برویم شکر […]


۱۲۸* همین الان دستورات خدا را اطاعت کن، نه فردا، ممکن است فردا قیامت باشد و تو همین ساعات را هم از دست بدهی.


۱۲۷*حواستان را جمع کنید، راه و مسیر را پیدا کنید قبل از این‌که وقت شما تمام شود و بگویند ساعت شما دیگر تمام شد. آن‌وقت دیگر هیچ مدافعی نخواهد بود که از شما دفاع کند.


۱۲۶*اگر جهل و علم نمی‌بود،‌ چیزی معلوم نمی‌شد، جاهل باید از خدا علم بخواهد و عالم هم باید شكر خدا را به جا آورد.


۱۲۵* ما باید این‌طور تصور کنیم كه مثلاً قرار بود من كِرم باشم، كرمی در لجن! به چه دلیل من كرم نباشم!؟ مگر كرم مخلوق خدا نیست؟ حالا خداوند متعال مرا كِرم قرار نداد، بلكه یک انسان كامل بالغ و دارای فهم قرار داد، مرا صاحب پیامبر و قیامت قرار داد. این همه به من […]


۱۲۴* در روایت آمده است كه انسان بیمار فرد سالم را ببیند و از خداوند سلامت بخواهد، چون اگر فرد سالم جلوی او نبود نمی‌فهمید سلامت یعنی چه، و فرد سالم هم فرد بیمار را ببیند و خداوند را شكر كند، اگر فرد مریض جلوی او نبود نمی‌فهمید شكر چه چیزی را به جا آورد. […]


۱۲۳* انسان تا زمانی که زنده است در اصلاح خود یا خطای خویش است، اگر نافرمانی كرد توبه می‌كند و اگر اطاعت كرد شكر می‌كند.


۱۲۲* انسان ضربه و آسیبی را كه گاهی با رحمت می‌خورد متوجه نمی‌شود ولی در دومی، یعنی در مصیبت و سختی، این آسیب واضح است. مصیبت را باید حل كند، صبر كند ببیند اشكال کار كجاست و آن را اصلاح كند.


۱۲۱* اگر انسان این آیه را برای خودش حل كند، هیچ امر دنیایی زمین‌گیرش نمی‌كند. وَعَلَى رَبِّهِم يَتَوَكَّلُونَ؛ چون نگاه مؤمنان به آخرت است، توكل‌شان هم به خداست.


۱۲۰* خداوند مؤمن را با صفاتی معرفی می‌کند. از جمله صفات مؤمنین این است که گوش به فرمان پروردگار به سر می‌برند. منتظر هستند ببینند فرمان خدا چیست و چون مطیع فرمان خدا هستند، حض، بهره‌ و کمالشان در همان اجابت فرمان پروردگار است. در اصل خدا قرب را در اطاعت فرمان قرار داده است، […]


۱۱۹*انسان باید بفهمد فرمان چیست، گاهی عملی خوب است، اما در آن زمان فرمان خدا انجام آن عمل نیست. اگر این حالت در کسی محقق شود و فرد فرمان‌بردار پروردگار شود، به همه‌ی خوبی‌ها دست پیدا می‌کند، اما اگر کسی اعمال خوب بسیاری هم انجام دهد ولی فرمان‌بردار خدا نباشد، هیچ قربی برایش حاصل نمی‌شود.


۱۱۸*«وَ أَمْرُهُمْ شُورَى‏ بَيْنَهُمْ» رابطه‌ی بین مؤمنین آن‌قدر خوب است که از راز دل هم خبر دارند. مشورت یک معنای ساده نیست؛ یعنی مشکلاتشان را با کمک هم حل می‌کنند، عیب‌هایی که دارند را با هم در میان می‌گذارند و در رفع آن‌ها با کمک هم تلاش می‌کنند.


۱۱۷*«وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ» یکی دیگر از کارهای مؤمنین انفاق است. یعنی متوجه است که بخش زیادی از مال او برای انفاق کردن است. می‌فهمد که این‌ میزان پول نیاز ندارد و این پول به او داده شده تا در بانک خدا سرمایه‌گذاری کند و به مقام جدیدی برسد.


۱۱۶*اگر فرد بیش از اداره‌ی زندگی‌اش پول داشت، بنا را بگذارد بر صدقه و مطمئن باشد که در این معامله، خدا جیب او را خالی نمی‌گذارد.


۱۱۵* انسان با اطاعت فرمان می‌تواند راه و سبیل را برای خود باز کند؛ با نماز، صدقه، کمک به دیگران، استغفار در نماز شب، تواضع، خیرخواهی و … و گاهی فردی با یک غیبت، تهمت، به هم ریختن یک خانواده و … راه را بر خودش می‌بندد.


۱۱۴* اگر کسی به واسطه‌ی اعمال خود گمراه و از سبیل خارج شد، دیگر نمی‌گذارند که در مسیر قرار بگیرد، گرچه ممکن است ظاهراً در سَبیل باشد؛ به همین دلیل توفیقات از او سلب شده، با نکبت‌ها همراه است، موفق نیست، قلبش نورانیت ندارد، همه‌ی کارهایش پیچیده می‌شود.


۱۱۳* « لاَ نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا» را به دو صورت می‌توان معنا كرد: یكی این كه وقتی نفس وسیع شد، بعد تکلیف را برای فرد در نظر می‌گیرند، دیگری این که فردی را که خالصانه طاعت انجام داد، او را یک مرحله بالاتر می‌آورند؛ مثلا توفیق نماز شب را نصیب او می‌کنند.


۱۱۲* گاهی تکالیف به نحوی که ما گمان می‌کنیم نیستند. تکالیف با مسائل دیگری مرتبط‌اند و وسعت و ضیق هم مربوط به همان مسائل است.


۱۱۱* نفسِ فردی که در مسیر طاعت و بندگی قرار گرفته، با هر طاعتی وسعت پیدا می‌کند و این وسعت، فرد را در قبول طاعت بعدی یاری می‌کند. این نکته‌ی بسیار مهمی است که نفس به دلیل طاعتی که انجام می‌دهد، برای طاعت بالاتر وسعت پیدا می‌کند. یکی از دلایل این وسعت اخلاص است، یعنی […]


۱۱۰* گاهی فردی پنجاه سال است بر سیدالشهداء-علیه‌السلام- گریه می‌كند، ‌ولی ظرف وجودی‌اش به اندازه‌ی یك استكان است، چون دروغ و‌ تهمت را کنار نگذاشته، چشم‌چرانی را ترک نکرده؛ به او طاعت می‌دهند، ولی سطح معنوی و طاعتش را بالا نمی‌برند، نفسش را وسعت نمی‌دهند، همان گناهان را انجام می‌دهد، به زیارت امام رضا –علیه‌السلام- […]


۱۰۹* اگر کسی با دستش سر یتیمی را نوازش کرد، یا خدای نکرده با دستش سیلی به صورت یتیمی زد، این اثر ندارد؟حتی خود فرد همان لحظه می‌فهمد. وقتی جشن عاطفه‌ها می‌شود، خانومی یا دختر و پسری که یک کادو به دست می‌گیرند تحویل کمیته‌ی امداد می‌دهند وقتی برمی‌گردند نشاط زیادی در وجود خودشان احساس […]


۱۰۸* این تصور اشتباه است که ما به صورت اتقاقی یک سری اعمال را انجام می‌دهیم، نه، اگر ما یک سری امور را در فرآیندی تربیتی رعایت کنیم، موفق به انجام عمل خاصی می‌شویم. مثلاً اگر فردی حرف نابه‌جایی زد، این حرف نابه‌جا میوه‌ی تلخ یک معصیت است، نه این‌که به طور اتفاقی حرفی زده […]


۱۰۷* ما باید خیلی مراقب حرکات و سکناتمان باشیم، گاهی یک خطای به ظاهر ساده پس از فرآیندی پیچیده ظاهر می‌شود. هر رفتاری از ما سر می‌زند، حتی یک کلمه، این رفتار میوه‌ی رفتار قبلی است.


۱۰۶* «فَمَنْ عَفَا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلىَ اللَّهِ» این بخش آیه در مورد ما انسان‌هاست، در مورد خدا نیست. هر کس خطای دیگران را ببخشد، اجرش با پروردگار است.


۱۰۵* روزه که برایت ضرر دارد، مفسده دارد. باید حتما جبرئیل بیاید و بگوید روزه نگیر. می گوید دلم برنمی‌دارد پس دلِ خودت است نه بخاطر خدا.


۱۰۴* گاهی ماشین پشتی خطا می کند به مصلحت نیست فحش بدهید، چاقو در می‌آورد. خانم گاهی می بینی شوهرت اشتباه می کند مصلحت این است که چیزی نگویید تا خودش برود سرش به سنگ بخورد بفهمد. تذکر شما فایده ندارد که هیچ، مفسده هم دارد پس چیزی نگویید.


۱۰۳* یک آقایی هست در تهران صندوق قرض‌الحسنه دارد، از پدرش برای من نقل می کرد، می‌گفت: ما یک روز رفتیم در یک بقالی ساده، سابق بقالی‌ها خیلی خلوت بود، فقط چند قلم جنس مثل آبلیمو و صابون و … داشت. می‌گویدمن به فروشنده آن بقالی گفتم شما با این چند قلم جنس یک چنین […]


۱۰۲*یک نفر می‌گفت خدا آتیه را لعنت کند که انسان را بیچاره می‌کند و پدر و مادر همه را در می‌آورد. اگر خوب رفتار کردی و به وظیفه‌ات خوب عمل کردی آینده‌ات روشن است. پس فکر آینده و گذشته مانع می‌شود که شخصیت خودش را نشان دهد.


۱۰۱*ببینید الان تلویزیون فیلم نشان دهد. یک مجلس عزاست شما هم با آن عزاداری می کنید. گاهی دیده شده که خانم ها برای اتفاقات فیلم گریه می‌کنند. گرفتار‌ی‌های خودش کم بود.بابا قاتل در این فیلم مقتول در یک فیلم دیگر است. مواظب باشید شخصیت فیلم و خود فیلم شما را با خودش نبرد.


۱۰۰*یک آقایی می‌گفت چرا مردم کنایه‌ها و متلک‌هایشان را به حاج آقاها می‌گویند. گفتم به خاطر اینکه به ما احترام می‌گذارند پیش ما صلوات می‌فرستند. اگر یکی از این حرف‌هایی که به ما می زنند به شما می گفتند دندانهایشان را خرد می‌کردید. مردم می‌دانند که ما چیزی نمی‌گوییم و با آنها رفیق هستیم پس […]


۹۹* رفقا! همه آنهایی که در شیعه ممتازند، مثل آقای بروجردی، مثل امام، مثل میرزای شیرازی، مثل سید بن طاووس، مثل شیخ مفید، مثل سلمان، اینها یک حظّ جداگانه ای از حضرت زهرا بردند. من این را با تحقیق می گویم، با تحقیق دارم به شما عرض می کنم؛ همین جوری نمی گویم.


۹۸* الان به خصوص تواین زمان باید این را بیشتر تاکید کنیم به سخنان یک روحانی ،به هیچ وجه به طور مُطلق گوش نکنید. هر روحانی که صحبت می کند، دقت کنیداگه بر اساس اعتقاداتی که شما دارید و موافق کتاب و سنت صحبت می کند اخذ کنید. اگریک چیز می گوید، خوب و قشنگ […]


۹۷*ریا بسیار خطرناک است. منشاء ریا این است که فرد می‌خواهد جایگاهی برای خود ایجاد کند. این امر به خطاهای بسیاری منجر می‌شود. ریا به مهندسی نیاز دارد، فرد باید چهره‌ی دروغینی از خود به نمایش بگذارد، طوری وانمود کند که انسان باتقوایی است.


۹۶*انفاق نکردن خسّت و بخل ایجاد می‌کند و شاید بخل از سخت‌ترین چیزهایی است که ایمان را از بین می‌برد.


۹۵*کسانی که حق را می‌پذیرند، دو نشانه دارند:1- بدی را با خوبی پاسخ می‌دهند. 2- اهل انفاق هستند.


۹۴*وقتی مومن با گوشش گناه نکند، یعنی آن‌چه را که خدا حرام کرده نشنود، درست می‌شنود. چشم اگر هرزگی نکرد درست می‌بیند. قلب اگر به آرزو و طمع آلوده نشد، درست می‌فهمد؛ و نتیجه‌اش می‌شود فهم، درک و علم.


۹۳*تحیر افراد به یکی از دلایل زیر است: ندانسته حرف زدن، ندانسته پیروی کردن، ندانسته قضاوت کردن، ندانسته قبول کردن، ندانسته رد کردن، اگر انسان این‌ها را کنار بگذارد، دیگر مشکلی نخواهد داشت.


۹۲*رفقا! در این شب قدر از خدا بخواهید. گردن کلفتی باید کنار برود. غرور باید کنار برود. امشب عجز و گریه می‌خواهد. عجزت را به خدا نشان بده و بگو: خدایا! نمی‌توانم، نشد، خدا خیلی زور زدم، خیلی کلک زدم نشد، خیلی سیاست به کار بردم نشد. امشب این را می‌خواهند. برای همین شب قدر […]


۹۱*طبق آمار بچه ها باید در طول دوران تحصیل هزار ساعت درس بخوانند و سر کلاس باشند از کلاس اول تا دیپلم ۱۰ هزار ساعت می شود. آمار گرفتند بچه‌ها ۲۲ هزار ساعت پای تلویزیون هستند.


۹۰*اگر ما غضب نداشته باشیم از مملکت خودمان دفاع نمی کنیم .این همه جوان های ما که به جبهه رفتند به خاطر غضبشان بود .کسی که غضب ندارد بی رگ و غیرت می شود و نمی‌تواند دفاع کند؛ بلکه می‌خواهد مملکت را تحویل آمریکا بدهد زورش هم نمی رسد باید خودش را به آمریکا بچسباند.اصلا […]


۸۹* ریشه غضب و شهوت چیست ؟ ریشه غضب و شهوت آتش و حرارت است. این قضیه خیلی مهم است و معالجه ی ساده ای دارد .


۸۸*پدر یکی از این آقایان کرجی، پسرش را فرستاده بود طلبه‌ شود ! آن موقع کسی چیزی گیر نمی‌آورد که بخورد؛ اما ما هر موقع به حجره‌ی این طلبه می‌رفتیم، می‌دیدیم در حال خوردن بهترین غذاست، یا چلو کباب بود یا قرمه سبزی و مرغ و… غذاهای شاهانه می‌خورد. گفتم تو از کجا می‌آوری اینها […]


۸۷*همیشه دعاکنید! قصد دارید بخوابید؟ بگویید خدایا بهترین خواب را به من عطا کن! خدایا امام زمانم(عج) را امشب در خواب به من نشان بده. خدایا سحر من را سبک بلند کن تا بتوانم نمازشب بخوانم. خدایا امشب تا صبح رحمتت را به من نازل کن…از خدا بخواه‌. سر سفره نشستید، بهترین غذا را آورده‌اند، […]


۸۶*می‌خواهند برای فاطمیون مدافع حرم پول جمع کنند، دست در جیبتان کنید. این آقایی که گفت نداریم، خدا او را گدا فرض می‌کند، همان‌طور که خودش گفت، کارش را گیر می‌اندازد و ندارش می‌کند. مبلغ مهم نیست تنها توانایی‌ات را در نظر بگیر و بده! کارت خوان را بیاورید. در دستگاه خدا اینطور است.


۸۵* مسجد که می روید، سی بار بگویید: “من العبد الذلیل الی المولی الجلیل” اگر توانستید یک قطره اشک هم بریزید. بعد ببینید عزت پیدا می کنید. اگر اینجا به خدا نگفتید باید بعدا پیش یک نفر دیگر گردن کج کنید، منت بکشید که شاید کاری بکند، بعد آخر کار هم بگوید که این آقا […]


۸۴* عزت پیش خداست “و لله العزه و لرسوله و المومنین.” البته با شروطی : با خدا بمانید، حرف گوش کن باشید. هر چه استاد گفت، گوش به حرف کنید. هر کجا هم خراب کردید ، یک عذرخواهی بکنید و دوباره برگردید و مواظبت داشته باشید.


۸۳* شما در رمضان کاری نمی کنید، بعضی اعمال را انجام نمی دهید؛ نخوردن، نیاشامیدن… چطور عمل نکردن اینقدر ثواب پیدا کرده است؟ خدا می فرماید: “انا اجزی به…” یعنی من خودم می خواهم پاداش او بشوم. نه اینکه اجزی یعنی من پاداشش را می‌دهم، یعنی من خدا می خواهم پاداشش بشوم؛ حالا من خدا […]


۸۲*چه کسانی به فرمان خدا گوش دادند؟ سلمان، به کجا رسید؟ شد (منا اهل البیت) یا مثل مسلم بن عوسجه یا مثل حضرت آیت الله خوانساری، مثل آیت الله بروجردی، اینها به جای بدی رسیدند؟ یا مثل حضرت امام. ایشان به جای بدی رسید؟ (آیا ضرر کردند؟) اینها خودشان را در اختیار خدا گذاشتند و […]


۸۱*اگر توجه مومن فقط به یک نقطه باشد،خیلی بهتر از توجه به کثرت هاست. لازم نیست که دائم به این فکر باشید که این کار یا آن کار را انجام بدهید،اگر فقط به فکر این باشید که «برای خدا» کار کنید همین یک نکته برای شما کافی است. اینکه برخی عوام جلوتر از ما هستند […]


۸۰*وقتی خدا بخواهد راه را نشان بدهد، راه‌های غلط را می‌زند. آقایی که چند نفر را به مشهد می برد ومی گوید همگی در هتل مهمان من باشید. بعد خدا فقر را به جانت می‌اندازد، به خاطر همان کارهای غلطی که کردی، لذا خدا راههای غلط را میبندد.


۷۹*گناه فقط به این معنا نیست که شما از دیوار یک نفر بالا رفتی ! نه، یک حقی ضایع شده، یک داد سر خانمت زدی و حق این کار را نداشتی. خسیس بازی درآوردی، حق این کار را نداشتی. همه برکاتی که به روی تو باز شده به خاطر همین زن و بچه است. اصلا […]


۷۸*شما دور هم بنشینید و امتحان کن! پشت سر صمیمی‎‌ترین رفیقت یک بدی بگو. یک نفر نمی‌گوید این چه حرفی است؟ بد حرفی است! منافق اینگونه است، ما نباید این طور باشیم ما باید حالت خوبی در برابر خدا داشته باشیم.


۷۷*باید بفهمیم که در راه دینداری و خدا ، صد تا تابلو لازم داریم ، تا من بفهمم این پیرمرد را باید احترام کنم، این مادر را دوستش بدارم، این پدر را اطاعت کنم، این همسایه است، هر روز رسیدم یک چاکرم‌، مخلصم به او بگویم، این فقیر است یک چیزی به او بدهم و […]


۷۶*دائم غر نزنید، نگو مثلاً چرا این جوری کردی، چرا آن جوری کردید، چرا این جا خانه این جوری است، چرا آن جا این جوری است .


۷۵*اینکه شما بدانی چه موقع حرف بزنی، چی بگویی، خیلی مهم است، بعد می‌شوی لقمان ! لقمان به یک جایی رسید که هفتاد تا پیغمبر می‌رفتند منزلش از لقمان چیز یاد می گرفتند. پیغمبر نشد ولی هفتاد پیغمبر را درس داد. ببین چه جور آدم زندگی می‌کند، که لقمان می شود. اینکه چه طور با […]


۷۴*حضرت فرمود:انس ومودت در سه چیز است ۱-رفیق با صفا ۲-کسی که نیکو کار است ۳-زوجی که موافق است.


۷۳*حضرت فرمود:سه چیز است که در مومن ،عیب به جا می گذارد:۱-حسد کردن۲-نمامی کردن(سخن چینی)۳-ذلت.


۷۲*حضرت فرمود:امانت دار امین نیست مگر اینکه سه چیز به او امانت سپرده شود:۱-بر اموال۲-اسرار ۳-فروج.


۷۱*هر کس که شرف دارد بخل ندارد،کسی که کذامت دارد کبر ندارد بلکه عزت دارد ودنبال شر نیست.


۷۰*حضرت می فرماید:جهل در سه چیز است:۱-رفیق نگه نداشتن،اگر برادر و دوستت را نگه نداری،این جهالت است۲-در چیزی که زیاد مهم نیست،تجسس می کند۳-بدون اینکه مطالبش را بگوید و رفیقش را توجیه کند وبه او بگوید به خاطر فلان قضیه از دست شما ناراحتم.


۶۹*حضرت می فرماید:سه چیز است که در هر کس باشد بزرگ می شود:۱-کظم غیظ یعنی خشم وغضب خودت را فرو بخوری ۲-عفو از مصی ،یعنی از گناهکار عفو و گذشت کنی۳-صله ی به نفس ومال.


۶۸*حضرت سه نصیحت می فرماید:۱-زیاد استغثا کردن (زیاد دیدن ظرافتها) جدایی می آورد.۲-انتقاد هم دشمنی می آورد.۳- کم صبری هم فضیحت می آورد.حضرت می فرماید اگر شما بخواهید ریزبینی کنید،دیگر مرجعیت ورهبری نمی ماند،چیزی به نام بابا بودن نمی ماند وهمه را باید کنار بزنید و از شما این را نخواستند.


۶۷*برای رفیقت دعا کن، همان چیزی را که الان برای رفیقت خواستی خدا برای تو به اجابت می‌رساند. من شما را با این روایت، مستجاب الدعوه کردم!


۶۶*اگر در طول نماز موفق به حضور قلب نشدید سعی کنید هنگام تشهد حضور قلب داشته باشید در اینصورت از نظر خدای متعال نماز شما باحضور قلب همراه بوده است.


۶۵*همه مراجعی که بنده محضر آنها رسیده ام اهل مزاح بوده اند؛ اما مزاحهای مفید و سالم, نه مزاحی که باعث تحقیر دیگران و از بین رفتن آبرو و وجاهت فرد شود.


۶۴*امام خمینی(ره) اهل مزاح بودند. سایرعلمای ما هم بر اساس عقل و شرع مزاح داشته اند.


۶۳*در روایات ما سفارش شده هنگام شوخی از عقل استفاده کنید. عاقل این قدرت را دارد تا در قالب شوخی مطلب مهمی را به مخاطب خود بفهماند. وقتی عاقل ازدواج می کند,بهترین عمل انجام می شود اما ازدواج جاهل, با خسارت همراه است.


۶۲*سیره اهل بیت(ع) شوخی و مزاح بر اساس عقل است که خسارتی بهمراه ندارد و مفید فایده است.


۶۱*من باید شروع کنم به اینکه؛ در امور ساده در حالت غضب و رضایت خودم را کنترل کنم. اگه امروز من حالم خوب است، این حال خوب را مدیریت کنم، نسبت به بچه‌ها یک شکل، نسبت به بزرگترها به شکل دیگری، نسبت به هم لباسیم به نحو دیگری، نسبت به نعمات هم به یک نحو […]


۶۰*شما به واسطه ی یقین و باورهایی که خدا در وجودتان قرار داده، در یک قرنطینه و در یک محفظه ی تربیتی اهل بیت علیهم السلام دارید حفظ میشوید.


۵۹*کینه را از داعش یاد بگیرید، کینه‌ ما ضعیف است برای همین نمی‌توانیم در مقابل دشمن بایستیم، زود یادمان می‌رود. سفارت را زدند، زود یادمان رفت. یک کاری می‌کنند زود یادمان می رود! در این فتنه‌ای که راه انداختند اگر سه چهار روز بیشتر طول می کشید و نه دی اتفاق نمی افتاد، هیچ چیز […]


۵۸*حب و بغض مان را باید حفظ کنیم. این بحث مهمی است که من باید در کار و رفتارم این مرزبندی ها را میزان کنم. متأسفانه این مساله کور شده، خیلی واضح نیست! چون این مرزبندی و خط‌کشی‌ها واضح نیست گاهی ما بی‌خودی هم دیگر را تکفیر می‌کنیم یا بی‌خودی هم دیگر را تأیید می‌کنیم. […]


۵۷*امیرالمومنین در صفین صلح می‌کند در نهروان می جنگد. امیرالمومنین جان پیامبر است، به رسول الله می گوید به صلح راضی نشو، ولی پیامبر می‌داند آنها به صلح راضی نیستند می‌خواهند اصلا پیامبر نباشد، رسول الله پاک شود. پیامبر به علی می گوید یک روزی برای تو هم می شود که، ولی بودنت می خواهند […]


۵۶*مومن باید صاحب حیله باشد، یعنی چاره هایی که انسان در یکسری امور لازم دارد و اگر این چاره ها را نداند گاهی امورش مختل می‌شود. لذا وقتی صاحب حیله شد در هر موضوعی راه فرار هست و این خودش از بهترین علم ها است.


۵۵*هر چقدر فکر جولان کند باعث حیله می‌شود؛ خودِ خرج کردن، خود اینکه انسان به اندازه یک انار خوردن لباسش را نگه دارد که روی لباسش نریزد، خود آب کم مصرف کردن که خیلی اسراف نشود و باعث نگردد هزینه¬های زندگی زیاد شود همه‌ی اینها حیله است.


۵۴*زن جزئی نگر ومرد کلی نگر است اگر هر دو نفر این ها می خواستند جزئی نگر باشند فاجعه بود ،هر دو نفر این ها می‌خواستند کلی نگر باشند و اهمیت ندهند که….. ببینید نظام خلقت چقدر قشنگ است ،اگر من در نظام ارزشی بودم باید این را بفهمم اگر من این موضوع را نفهمیدم […]


۵۳*من هیچ موقع در هیچ زمینه ای به هیچ درس خارج از علماء نرفتم، در هیچ زمینه ای دنبال این نبودم که قاعده و قانون به من بدهد،اصلا به موضوع درسش کارنداشتم‌. یک موضوع یا یک فرع فقهی ما اصلا به ان موضوعش گوش نمی دادیم کاری نداشتیم،می خواستیم ببینیم آقای تبریزی با چه قاعده […]


۵۲*یونس درخانه ی حضرت زندگی می کرد.حضرت به او فرمود بلند شو و دورکعت نمازبخوان،وقتی نماز را خواند حضرت به او فرمود:خجالت نمی کشی؟این چه نمازی بود. شما درخانه ی ما بزرگ شدی چرا نماز را درست نمی خوانی؟به عبارتی دیگه نماز رو از ما دیدی پس چرا جا ماندی یعنی تو میتوانستی تا این […]


۵۱*هر کدام از شما یک کلاس دینی دارید،پس کلاس دینی خودتان را انکارنکنید، یعنی یک توانایی، یک درک ولیاقت دارید، یک شانیت و توفیقی دارید، یک بستر و هدایتی برای تودر نظر گرفته شده است که با مجموعه اینها، این کارها را انجام می دهید. به عنوان مثال آقایی که نماز می‌خواند،باید کم کم شروع […]


۵۰*خیلی وقت‌ها ما اول می گوییم خدا بعد می‌گوییم ما و می‌گوییم ما کجا ،خدا کجا ،آن وقت ارتباط قطع می‌شود . در این صورت ما همیشه با یک فاصله از دین و معنویت در دین می‌مانیم و باید این را کنار بگذاریم.


۴۹*اگر شما بگویید که آن چیز های بالا را نمی فهمم و این صحبت‌ها با ما غریبه است ،در این صورت شما با یک فاصله ای از دین حرکت می کنید. چرا قرآن پیوسته از داستان اصحاب کهف می گوید، چون می خواهد به من بفهماند که همین بحث‌ها بوده است . چرا قرآن در […]


۴۸*اگر شما یک کتاب از آقای بهجت یا از مرحوم قاضی بخوانید و حالات ایشان را مطالعه کنید به چه درد شما می خورد؟اگر شما شرح حال دوازده سالگی یا پانزده سالگی آقای بهجت را پیدا کردید و خواندید و مثل ایشان زندگی کردید عیبی ندارد. شماباید یک الگویی در ذهنت باشد. یک تصویرخوب و […]


۴۷*افرادی که صادق وسالم به دین وارد میشوند دین هم خیلی خوب وخیلی زود با آنها مزج میشود واصلاحشان میکند.حتی ممکن است که سواد نداشته باشند یا انسانهای مورد توجه واحترام مردم از دید زهد وپرهیزگاری نباشند عالم هم نباشند ولی انسانهای خوب،درستکار وعامل به وظیفه باشند.


۴۶*به بهانه اینکه در عروسی فلان گناه می‌شود ارتباط را قطع نکن‌ در ساعتی برو که گناه نمی‌شود مثلاً موقع شام برو .یا اول مجلس عروسی برو و یک دسته گل هم ببر.


۴۵*در سیره حضرت امام دقت کنید؛ حاج احمدآقا نقل می‌کنند: وقتی حضرت امام را تبعید کردند، امام از ما سه چیز خواستند ؛گفت: اول زنم را بفرستید و بعد مفاتیحم را و سوم یک چیز دیگر بود.


۴۴*آقای بهجت رحمة الله چه جوری آقای بهجت شد؟ از آقایان علمای همسن و سال ایشان همه باید آقای بهجت می شدند، اما فقط یک نفر آقای بهجت شد. ایشان چپ می‌رفت یک حرز داشت، راست می‌رفت یک دعا می خواند، این طرف می‌رفت صدقه می‌داد، آن طرف می‌رفت توکل و توسل داشت، این سمت […]


۴۳*ریا بزرگترین کفران نعمت است، زیرا نعمتی راکه خدا به تو داده عاملی می نمایی برای اینکه آن نعمت را از خودت بدانی وهمه فکرکنند که این خصوصیت یا نعمت حاصل زحمات تو بوده وخدا را در آن نمی بینند. ریا فقط در زیاد جلوه دادن کمی ها نیست بلکه از این طرف هم ممکن […]


۴۲*در روایت چقدر سفارش به مؤمن شده است. آبروی مؤمن را حفظ کنید، کارهایش راحمل به خیرکنید! و کریمانه برخورد کنید و اگر هفتاد گناه کبیره هم از او دیدید، در ذهنتان بگویید «فاسق العمل» و طور دیگری نگاه نکنید!


41*حتی با اینکه دین می‌گوید دروغ حرام است ،ولی اگر دو نفر با هم دعوا کردند، و شما خواستی بین این دو نفر را صلح و آشتی بدهی،با اینکه دین گفته دروغ حرام است ولی می‌توانی دروغ مصلحتی بگویی، چون ثواب هم دارد. اگر اینجا راست بگویی گناه دارد .دین می‌گوید اگر دیدی که جایی […]


40* اگر زبانم را یک ماه کنترل کنم از آن حکمت جاری می‌شود و دیگر حرف لغو از آن بیرون نمی‌آید. واگر چشمم را مدتی نگه دارم و مراقبت کنم، یک اموری را خواهم دید.


39* باید موالات و معادات و مواسات را مشخص کنیم و نسبت به هم رسیدگی داشته باشیم. حضرت فرمود: به فکر هم باشید! پرسیدند حداقل آن چیست؟ فرمودند: در حق هم دعا کنید.


38* برای اینکه دشمنی ایجاد نشود؛ عاقلانه برخورد نمایید، تند صحبت نکنید، احترام بگذارید و تواضع داشته باشید، جواب سلام‌ها را بدهید، به حدسیاتتان عمل نکنید، حکم صادر نکنید، برای خودتتان شأن درست نکنید و همه را از خودتان بهتر بدانید، اگر این امور را انجام بدهید، دشمنی ایجاد نمیشود.


37* حرام‌ها هم معلوم است. حرام‌های زبان، حرام‌های چشم، حرام‌های گوش، حرام‌های دست، حرام‌های شکم، حرام‌های فرج. آدم مواظب باشد این هفت عضوش از حرام دور باشد. این باعث می‌شود که کم‌کم راه رشد را پیدا می‌کند.


36* یکی از علما به آیت الله خوشوقت (ره) گفته بود: موفقیت بزرگان ما مانند علامه طباطبایی و آیت الله بروجردی به خاطر چه ذکری بوده است؟ ایشان فرموده بودند: اگر کسی بین الطلوعین بیدار بماند و هزار لا اله الا الله بگوید خصلتهای بد از وجودش می رود و انسانهای بد از اطرافش دور میشوند […]


35* موقع اختلاف باید در کنار بدی های فرد خوبی هایش را هم ملاحظه کنید تا به عصبیت (تعصب مانند عربها) کشیده نشوید. باید زود از دیگران بگذرید و (گذشت داشته باشید). لذا بنا رابر حسن ظن بگذارید وبا حلم رفتار کنید و این صفت را به دیگران آموزش و انتقال دهید که حلم و گذشت […]


34* خداوند میفرماید اِرحم تُرحم، اگر میخواهی به تو رحم شود، به دیگران رحم کن، خداوند این بستر را قرار داده و شما باید زمینه ی این رحم را در وجود خودت ایجاد کنی


33* اکثر عصبانیت ها، بدخلقی ها، غم و غصه ها،خیالات و مشغولیت های ذهنی،نگرانی ها و بی خوابی ها مال حسادت است. علی الدوام فکر می کند یک چیزی کم دارد.یا فکر می کند عده‌ای یک چیزی دارند که او ندارد. و این بخاطر توحید ضعیفش هست؛یعنی آن شیء را می بیند، آن مخلوق را می‌بیند […]


32* امام جواد (ع) فرمودند که غیرت بیجا باعث فساد زن می شود.


31* حضرت می فرماید:نجات در سه چیز است:۱-اینکه زبانت را نگه داری ۲-ملتزم در بیت باشی وبمانی که مثل عزلت است۳-از خطاهای خودت نادم وپشیمان باشی یعنی همیشه خودت را بدهکار بدانی.اینطور نباشد که خودت را عاقل فرض کنی،اگر خودت را اینجوری فرض نکردی ،احتمالش بیشتر است که سالم بمانی.


30* هر کس از کبر نجات پیدا کند به کرامت وبزرگواری نائل می شود.هرکس هم از بخل نجات پیدا کند به شرافت نائل می شود.


29* کبر با کرامت نمی سازد،بخل هم با شرافت نمی سازد. وقتی یک فامیل به منزل سما می آید توقع دارد که یک چیز خوب جلوی او بگذاری وشما نباید بخل داشته باشی. حضرت فرمود:اگر شما برای مومنی صد هزار درهم خرج کنی،اصلا اسراف نیست.اگر یک نفر اطعام بشود این شرافت است.


28* حضرت فرمود:از سه کس از مردم بر حذر باش:۱-از خائن ۲-از ظالم ۳- از سخن چین. هر کسی که به دیگران خیانت کرد ،به تو هم خیانت خواهد کرد.وکسی که به خاطر تو وبه نفع تو ظلم کرد،به تو هم ظلم خواهد کرد.وکسی که برای تو نمامی کرد وبرای تو خبر آورد،بر علیه تو هم […]


27* شخص دروغگو دور را نزدیک، ونزدیک را برای ما دور جلوه می دهد و نمی گذارد که حقیقت را بدانی،لذا با این شخص مشاوره نکن واز او کمک نخواه.


26* اگر خلف وعده کردی،نفاق جلو می آید.نفاق فعال می شود و جلو می آید.وقتی هم نفاق جلو آمد،انسان منافقانه برخورد می کند.لذا باید نفاق راعقب ببری وایمان را جلو بیاوری.


25* حضرت فرمود:سه چیز دشمنی می آورد:۱-نفاق داشتن و دو رو بودن۲-ظلم کردن۳-عجب داشتن.


24* احمق تو را به خاطر چیزی که منظور خودش هست،به زحمت می اندازد ،ولی به آنچه که خودت می خواهی ومراد شماست، نمی رساند.احمق برای نفس خودش می رود، برای شما هم زیاد زحمت می کشد وخیلی دلش می خواهد برای شما کاری انجام دهد ولی نمی تواند.


23* مشورت با احمق ،استعانت از کذاب،وتکیه و اعتماد به مودت کسی که از تو رنجیده ،نداشته باشید. کذاب دور را نزدیک ونزدیک را دور جلوه می دهد.


22* حضرت فرمود:سه چیز است که اگر در کسی بود منافق است اگر چه نماز و روزه به جا آورد:۱-کسی که وقتی صحبت کند دروغ بگوید۲-کسی که وقتی وعده می دهد تخلف کند۳-کسی که وقتی او را امین قرار دادند،خیانت کند.اگر حتی یکی از اینها هم در وجود شخصی باشد،منافق است، لازم نیست هر سه مورد […]


21* اگر مادرتان را اذیت کنید، حضرت زهرا سلام الله علیها دلش می‌گیرد. اگر پدرت را اذیت کردی، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام دلش می‌گیرد، برای همین است که پدر می‌تواند فرزندش را عاق کند، چون امیرالمؤمنین علیه السلام از دستش ناراحت است. پس پدر و مادرتان را ناراحت نکنید.


20* بر فرض مثال شما آخرین اشکالی که به یک نفر دارید این است که گناه می کند. مگر بخشیدن این فرد چقدر خرج دارد؟ همین که پشیمان بشود خدا او را می بخشد. شما از کجا می دانید که خدا او را نبخشیده است؟ او با خدا طرف است با تو که طرف نیست. پس […]


19* دچار عجب و غرور و کبر نشویم علامتش بر این است که در قلب دیگران را تحقیر می کنند گاهی یک شخص یک پیراهن خوب پوشیده و هرکس پیراهنش یک مقدار نامرتب است از چشم او می افتد یک کفش پوشیده که اگر کسی کفشش جور دیگری است از چشمش می افتد


18* دوستان به خصوص به خودم وشما عرض می‌کنم که روی اخلاص کار کنید الان اینجا آمدید ، برای چه آمدید؟! برای خدا کار کردن را امتحان کنید.


17* شما باید حالت اضطرار و اضطراب را حتی در حالت عادی هم داشته باشید، چرا این حالت در همه جا نیست؟ چون احساس بی نیازی می کنم، این بی نیازی یعنی چی؟ یعنی تکبر! کبر یعنی چی؟ یعنی از آنکه باید درخواست داشته باشم درخواست ندارم.


16* چرا من برای یک چیز ساده بهم می ریزم؟ چون برای من یک چیزهایی بزرگ می شود که بزرگ نیست! چون کوچک ماندم! چون با چیزهای بزرگ ارتباط ندارم! شما قرآن بخوانی بزرگ می‌شوی، برای امام حسین علیه السلام گریه کنی بزرگ می‌شوی، مسجد بروی بزرگ می‌شوی. کسی که دروغ بگوید کوچک می شود و […]


15* خداوند یک برنامه ای دارد که بین رفتار مردم و این برنامه یک انطباقی صورت می‌گیرد. یعنی در هر زمانی مردم باید این برنامه را بپذیرند. در یک مرحله ای خداوند به صورت خیلی واضح عدم تکذیب را از مومن می خواهد. اگر انسان در وجودش یک چیز را تکذیب کرد دیگر به او برنمی […]


14*ممکن است رگه‌های شمر شدن در من هم به وجود بیاید. می‌دانید چه جوری به وجود می‌آید؟ آن جایی که شما با لگد زدی و حواست نبود به این که داری ظلم می‌کنی. یک بی‌اعتنایی به مادرت کردی، به بابایت توهین کردی نفهمیدی، یک چیزی را جابجا کردی مال تو نبود و نفهمیدی، یک بچه […]


13*آقا، خانم! باید حسادت در وجود شما باشد، با حسادت کار نداشته باش، طمع باید در وجودت باشد، کینه باید باشد، منتها اینها را خوب جایی خرج کن. حسادت را تبدیل به غبطه‌ کن، تا دیدی فردی یک امتیاز دارد همان جا فوری غبطه بخور، بگو خدایا به من هم بده. خب اگر او را […]


12*اگر توفیقی داشتید و از شما سلب شد، آن را فاجعه بدانید.


11*این خیلی مهم است که انسان یک مسیر را تشخیص دهد و در آن مَشي کند و نمی‌شود بدون تشخیصِ یک راه، انسان رشد کند. مهم فهم وظیفه در زمان خودش است.


10*انسان همواره باید بین خوف، رجاء و صبر باشد. استعانتِ خدا، بعد از صبر است.


9*آخرت یک حقیقت است، عینیت دارد، لذات بهشت یا عذابهای جهنم حقیقی هستند، لذا اگر دغدغه انسان آخرت باشد همیشه به فکر انجام تکلیف در برابر خداوند است، تمام حرکات و اعمالش بر این اساس شکل میگیرد


8*به خدا قسم راه خدا صدبرابر آسان تر از راه شیطان است، مثلا شیطان به شما میگوید دروغ بگو، شما چقدر باید فکر کنید و دروغ سرهم کنید، از آخر هم آبروی شما میرود،ولی راست گفتن خیلی راحت تر است، راست گفتن به مصلحت است به خاطر همین ائمه به آن تاکید کرده اند.


7* معیار خوش اخلاقی در سه جا مشخص می‌شود: 1.مدارای با بچه (خانواده یک روز بچه را به شما بسپارد و به او خوش بگذرد) 2.مدارای با پیرمرد و پیرزن اینکه بتوانید یک روز با آن‌ها خوش اخلاق باشید. 3. مدارای با سفیه (که دائم کار خودش را می‌کند و گوش به حرف شما نمی‌دهد)


6* تکبر را کنار بگذاریم و با تواضع زندگی کنیم تا بتوانیم خدا را بندگی کنیم.


5* تکبر، صفت مخصوص خداست و اگر کسی تکبر داشته باشد در مقابل خدا ایستاده است. تکبر با جوهره‌ی بندگی سازگاری ندارد.


4* هرکس می‌خواهد بداند واقعا چقدر به خداوند متعال نزدیک و از شیطان دور است، می‌تواند از ملاک شکرگذاری استفاده کند، ببیند چقدر شکرگذار است؟


3* مومن باید مواظب خودش باشد و از خودش محافظت کند. باید با خودش شرط کند و یا خودش را توبیخ کند. مومن باید خودش و نفسش را به خوبی‌ها وادار کند. منتها چیزی که اصل است عنایت پروردگار است.


2* اگر نماز شب می‌خواهی از خدابخواه، اگر زبان صادق می‌خواهی که در آن غیبت نباشد از خدا بخواه، بگو خدایا این زبان مرا زبان صدق قراربده.خدا غباری از چشم من بردار که نامحرم را نبیند و زبانم یک کلمه خلاف نگوید.


1* مومن با نفاق درگیر است، البته ما قائل نیستیم که مومن نفاق به معنای واقعی را داشته باشد، چون همین‌که ائمه‌ی معصومین را قبول دارد بحمدالله نفاق اعتقادی ندارد؛ ولی ممکن است نوعی نفاق خفیف در وجودش پیدا شود. یکی از شعبه‌های نفاق از دو چهره بودن شروع می‌شود؛ دو چهره شدن چگونه است؟ […]