پخش زنده
حق زیارت امام رضا-علیهالسلام- رو ادا کنید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسم الله الرحمن الرحیم»
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلَی سَيِّدِنا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبیب قُلوبِنا وَ طَبیب نُفوسنا أَبِی الْقَاسِمِ مُصطَفی مُحَمَّدصَلَّیاللَّهُعَلَیْهِوَآلِهِوَسَلَّمْ المَعَصُومین الْمُکرَمیِن اللّهمَ الَعَن أَبالشُرور وَ أتباعَه فی کُلِ لَحظَة مِنَ اَلازَل الی الأَبَد بِعَدد ما أحاطَ بِه عِلمُک»
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ فِي سَبِيلِكَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة.» صلواتی برای امام زمان-علیهالسلام- بفرستید.
بعد از جریان بنیامیه-لعنهاللهعلیه-، شیعه کوتاهی کرد، برای امامش کم گذاشت و خودش رو ضعیف نشون داد، امر خدا این شد که شیعه رو از بین ببره. در روایته که موسیبنجعفر-علیهالسلام- پذیرفت تا اون بلایی که به شیعه میخواد بخوره، به خودش بخوره تا شیعه بمونه. لذا اون زندانها، اون سختیهایی که حضرت کشیده برای کمکاری ما بوده. الان هم اگه شیعه کوتاهی کنه و وظیفهش رو انجام نده بلا مییاد، سیل و زلزله مییاد، بیپولی مییاد، خیلی مسائل دیگه پیش مییاد، مریضی مییاد، طلاق زیاد میشه، دخترها به خونه میمونند، فرزندآوری برای اونهایی که بچه میخوان، انجام نمیشه. جوونها منحرف میشن، برکت میره؛ همهی اینها بلاست. لذا موسیبنجعفر-علیهالسلام- به خاطر حفظ شیعه زندان رو تحمل کرد و به برکت تحملِ حضرت، دین دوباره احیا شد. لذا هر جا امامزاده میرید میبینید از فرزندان موسیبنجعفر-علیهالسلام- هستند. از حضرت پرسید زیارت کجا بریم؟ حضرت فرمود به زیارت امامی برید که بهتون نزدیکه. یادتون باشه معارف رو یاد بگیرید، این ملاکه.
بعد حضرت فرمود بین زیارت امام حسین-علبهالسلام- و امام رضا-علیهالسلام-، به زیارت امام رضا-علیهالسلام- برید. یه وقت به خاطر زیارت امام حسین-علیهالسلام-، به زیارت امام رضا-علیهالسلام- پشت نکنید! حق زیارت امام رضا-علیهالسلام- رو ادا کنید. امام جماعت حرم شریفین در سامرا، ایران بود و به منزل ما اومد. ایشون گفت پدر ما فوت کرد، ما آماده شدیم که پدر رو به نجف ببریم. من امام حسن عسکری-علیهالسلام- رو در خواب دیدم که حضرت داره لبخند میزنه. فرمود تو چهطور آدمی هستی، اینجا دوتا امامه، اونوقت پدرت رو جایی میبری که یه امامه! ببینید نکته داره، ما وقتی اون اهم و مهمها رو میشنویم باید جاش رو هم بلد باشیم. قصه داره که همهی توجهها به امام رضا-علیهالسلام- هست، زائران حرم امام رضا-علیهالسلام- در قیامت بالاترین مقام رو دارند؛ خب این نکته داره. خدا خیلی چیزها رو در نظر میگیره، امام رضا-علیهالسلام- عالم آل محمد-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- هستند. وقتی امام رضا-علیهالسلام- بچه بود، موسیبنجعفر-علیهالسلام- سفارش کرد اگه سوالی داشتید از پسرم بپرسید. باب علم در حرم امام رضا-علیهالسلام- هست. الان هم اگه هر طلبهای علم میخواد باید مشهد بره. برو به آقا بگو دستم خالیه، بگو آقا مُبلغ دین هستم، پیغمبر و امامی هم نیست، بارها روی دوش منه، منم ممکنه غلط بگم و مردم رو گمراه کنم، شما اون علمی که لازمه به من بدید که من کسی رو گمراه نکنم. بعد میبینید علیبنموسی-علیهالسلام- چهطوری اون چیزی رو که شما نیاز داری، بهت میده.
پیامبر اکرم-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- فرمود:
“وَ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی مُعَبِّرُهَا وَ مُنَجِّیهَا وَ طَارِدُ مُبْغِضِیهَا وَ مُدْنِی مُؤْمِنِیهَا”
“و علی بن موسی عبور دهنده و نجات دهنده آن است و تعقیب کننده کینه توزان آن و نزدیک کننده مؤمنان به آن است” (بحارالانوار/ ج۳۶ / ص ۲۷۰)
“مُعَبِّرُهَا وَ مُنْجِیهَا” در روایته که عبور دهندهی شیعیان به طرف بهشت و نجاتدهنده امام رضا-علیهالسلام- هستند. هر گرفتاری که دارید به حرم امام رضا-علیهالسلام-برید. علامه طباطبایی-رحمهاللهعلیه- میفرمود اصلا همین که داخل حرم میری، میفهمی کارت حل شده، این حرف علامهست.
“وَ طَارِدُ مُبْغِضِیهَا” همونطور که فاطمه-سلاماللهعلیها- باطل رو از محبتش دور کرد، امام رضا-علیهالسلام- مبغض رو از خودش دور میکنه.
“مُدْنِی مُؤْمِنِیهَا” یه خانمی جلوی من زار زار گریه میکرد و میگفت من و شوهرم نماز شبخون هستیم، ولی دخترم هرزه شده، از این کشور به اون کشور میره، هرزگی میکنه. اومدم به امام رضا-علیهالسلام- گلایه کنم بگم چرا دختر من؟ ما که نماز شبخون و امام رضایی هستیم، اومدم بگم که دخترم رو نجات بده. از من میخواست که داخل حرم چه اعمالی انجام بده.
بهش گفتم هزار بار ذکر “یا رئوف یا رحیم”، ۵۳۵ بار لعن هارون و مامون رو بگه و دو رکعت نماز، مثل نماز صبح به مادر امام رضا-علیهالسلام- هدیه کنه و بعد از نماز، ۲۷ مرتبه سورهی توحید رو بخونه. بعد از حدود یه ماه به من زنگ زد، با حالت گریه گفت دخترم برگشته و اهل نماز و مسجد شده. دخترش میگفت آخرین سفری که رفتم ترکیه بود، یه دفعه یه حالی به من دست داد که از کارهام پشیمون شدم و دوباره خواستم به ایران برگردم و باحیا باشم. ببینید امام رضاست، یه جُو اعتقاد باید داشت! یه زحمت به خودت بده مشهد برو، امام رو برای همین گذاشتند. یکی از رفقای ما دخترش سرطان گرفته بود، زنگ زد به من گفت ما همهی فامیلها رو پشت پنجره فولاد جمع کردیم، قرار سه شب اونجا باشیم، گفت شب دوم دختر ما شفا گرفت. علیبنموسی-علیهالسلام-، امام ما ایرانیهاست، به ما توجه داره. لذا ما باید حق امام رضا-علیهالسلام- رو ادا کنیم. با خانواده زود زود مشهد ببرید. علما خیلی به درس اهمیت میدند، اصلا شب درسی رو با هیچی معامله نمیکنند. من خدمت آقای بهجت-رحمهاللهعلیه- رفتم که از ایشون بپرسم الان که وسط هفتهست، اجازه میدند من زیارت برم یا نه. بعد از سوالِ من، بنده دیدم یه دفعه ایشون یه حالی شد، خیلی من رو تشویق کرد. یه پولی هم از جیبش درآورد به من داد. بعد والدهی ما تازه فوت کرده بود، خود حاجآقا براشون نماز خونده بود. گفت شما الان میری حرم امام رضا-علیهالسلام-، من رو توی یه جیبت بذار، مادرت رو هم توی اون یکی جیبت بذار و حرم ببر. بعد حاجآقا فرمود: من تنبلم که حرم امام رضا-علیهالسلام- نمیرم، شما زود زود برو. گفتم شما که چهار ماه اونجا هستید! گفت اگه حالم خوب بود و میتونستم، مرتب به زیارت میرفتم. خدا آقای اعتمادی رو رحمت کنه، روی منبر گفته بود از افتخاراتم اینه که حتی یه روز هم درسم رو تعطیل نکردم، حتی به زیارت امام رضا-علیهالسلام- هم نرفتم. من خیلی ناراحت شدم، توی دو سهتا منبر هم گفتم که باید این عالم توبه کنه که این حرف رو زده. همهی علم در حرم امام رضا-علیهالسلام- هست، شما دو روزه بری بیای چه اتفاقی میافته؟ زیارت رفتن رو به مردم یاد بده. تا اینکه من دههی فاطمیه برای منبر به منزل ایشون دعوت شدم. آقای مصباح و آقای سبحانی هم نشسته بودند، دیدم آقای اعتمادی رو با ویلچر آوردند، ایشون سکتهی مغزی کرده بود. من اونجا دوباره تکرار کردم و گفتم این عالم کیه که میگه من حتی به خاطر زیارت، درسم رو تعطیل نکردم، باید دهن این عالم رو گِل گرفت. بعد از اتمام دههی فاطمیه، آقازادهشون پیش من اومد و گفت پدرم بعد از صحبت شما، گفتند من رو با همین ویلچر به حرم امام رضا-علیهالسلام- ببرید، این آقا درست گفته! ببینید ما در زیارت شوخی نداریم. شما اگه توی زندگیات امام رضا-علیهالسلام- نداری چی داری؟ گاهی شما میخوای در هزینهها صرفهجویی کنی، زیارت نمیری، بعد میبینی همین پول رو باید یه جای دیگه هزینه کنی که دوست نداشتی. در اون لوحی که خدا به پیامبر-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- داد، راجع به امام رضا-علیهالسلام- این رو میگه: “فِی عَلِی وَلِیی وَ نَاصِرِی وَ مَنْ أَضَعُ عَلَیهِ أَعْبَاءَ النُّبُوَّةِ وَ أَمْتَحِنُهُ بِالاضْطِلَاعِ بِهَا یقْتُلُهُ عِفْرِیتٌ مُسْتَکبِرٌ یدْفَنُ فِی الْمَدِینَةِ الَّتِی بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ- إِلَی جَنْبِ شَرِّ خَلْقِی”
“منکران علی، دوست و یاور من و کسی که بارهای سنگین نبوّت را به دوش او گذارم و به وسیلهی انجام دادن آنها امتحانش کنم. او را مردی پلید و گردنکش میکشد و در شهری که بنده صالح آن را ساخته است، در کنار بدترین مخلوقم به خاک سپرده میشود.” (کافی/ ج۱ / ص۵۲۷)
خدا داره میگه که علیبنموسی-علیهالسلام- یاور منه، من سختیهای نبوت رو روی دوشش گذاشتم و اون رو توی سختیها قرار دادم. خدا مامون-لعنهاللهعلیه- رو فرعونی که مستکبره معرفی میکنه که قبر امام رضا-علیهالسلام- رو کنده، سنگ روش گذاشته تا اون روزی که امام رضا-علیهالسلام- شهید بشن، اونجا خیلی جای عجیبیه! سفارشم به دوستان اینه که ۲۳ ذیالقعده، روز زیارتی امام رضا-علیهالسلام- رو از دست ندند و حتما به مشهد برن. در همهی ایام گفته شده شب جمعه، شب عرفه، شب قدر، ولی در مورد ۲۳ ذیالقعده گفته شده روز زیارتی! اون روز وقتی حرم امام رضا-علیهالسلام هستی، نگاهتون رو به آدمها بدوزید، چون توی اون رو آدمهای خاصی در حرم هستند. در روایت داره که حرم علیبنموسی-علیهالسلام- مثل خونهی خداست. همونطور که خونهی خدا ۲۴ ساعتبازه، باید حرم امام رضا-علیهالسلام- هم باز باشه. در روایت داره اگه حرم امام رضا-علیهالسلام- زائر کم داشته باشه، منِ خدا ملائکهای رو به شکل انسان خلق میکنم و اونها رو به عنوان زائر، به حرم علیبنموسی-علیهالسلام- میفرستم تا حرم شلوغ باشه. راجع به حرمهای دیگه خدا همچین چیزی نداره. آقای قرائتی یه قصهای نقل میکنه، میگه یه آقایی از علما توی اصفهان از دنیا میره. آقازادهی ایشون ساعت فوت و … رو روی کاغذ یادداشت میکنه. بعد یه آقای دیگهای خواب امام رضا-علیهالسلام- رو میبینه و از حضرت حاجتی رو میخواد. حضرت بهش میفرماید شما باش تا من برگردم. میگه آقا شما کجا میخوای بری؟ حضرت میگه فلان عالم در اصفهان از دنیا رفته، من باید موقع نماز و دفنش بالا سرش باشم. بعد که بیدار میشه، مییاد خدمت آقازادهی اون عالم و کاغذی که زمان فوت عالم روی اون نوشته شده رو میبینه که دقیقا همون ساعتی بوده که امام رضا-علیهالسلام- گفته بودند باید برای مراسم دفن اون عالم برن. در یه داستان دیگهای اباصلت میگه من با امام رضا-علیهالسلام- بیرون کاخ مأمون-لعنهاللهعلیه- رفتیم، دیدم که حضرت برای تشییع جنازهی جوانی به یه روستا رفتند. بعد حضرت فرمود جنازه رو داخل قبر نذارید، خودم میخوام این کار رو انجام بدم، حضرت جنازه رو بغل کرد، صورت مبارک رو روی سینهی این جوان قرار داد و دعا کرد. بعد به حضرت گفتم آقا این کی بود؟ حضرت فرمود هر جای عالَم که دوستان ما از دنیا برن، ما خودمون در تشییع اون هستیم، غیر از این کفنی که داره، خودمون براش کفن مییاریم، غیر از اون نمازی که براش میخونند، ما براش نماز میخونیم و غیر اون تلقین، خودمون براش تلقین میگیم. ببینید قدرت امام! لذا امام رضا-علیهالسلام- برای ما کافیه که بفهمیم امامت یعنی چی؟ راه امام رو بریم. توی اون جلسهای که مامون-لعنهاللهعلیه- ترتیب میده که امام رضا-علیهالسلام- رو شکست بده، یه فردی به نام نوفلی نگران بود که امام چهطور میخواد بر این جمعیت که همه از ادیان و فرقههای مختلف هستند، پیروز بشه. حضرت وقتی نگرانی اون رو میبینه بهش میگه میخوای بفهمی چهجوری مامون-لعنهاللهعلیه- رو از تشکیل این جلسه پیشمون میکنم؟ گفت بله آقا، حضرت فرمود من با یهودیها، مسیحیها و… با کتاب خودشون حرف میزنم و محاجه میکنم. بعدا مامون-لعنهاللهعلیه- میفهمه اون کاری که کرد، علیه خودش شد و از کارش پشیمون شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱۴۰۳/۲/۲۷؛ ۷ ذیالقعده. ۱۴۴۵
کلید واژهها:
شکلگیری وجود (وجودت را شکل دادی) – قرب به خدا (قربته، نه دست و پا زدن) – زندگی دنیایی (اضافه نگاه کردن به دنیا) – ذائقه خوشمزه (غذای خوشمزه مانع قرب) – میل چشم (چشم به غیر قرآن) – حال نماز (عدم حال در عبادت) – سیستم دقیق (حساستر از موج رادیو) – رکوع و سجده (رکوع و سجده خوب) – وضوی خوب (علت حال خوب در نماز) – گناه و اختیار (تا جایی اختیار با ماست) – بد نگاه کردن (به بابا یا امیرالمؤمنین) – بابای ولایی (بابا به اعتبار ولایت) – رضایت والدین (رضایت خدا و معصومین) – سهولت فقه (فقه یعنی سهولت) – ایمان آسان (ایمان یعنی سهلی بودن) – خلقت اولیه (محمد، علی، فاطمه) – شاهد آفرینش (گواه خلقت همه چیز) – واگذاری امور (همه چیز به آنها سپرده شد) – حلال و حرام (آنها تعیین میکنند) – دین راستین (ملازمت به آن، رسیدن به حق) – خدا با اهلبیت (بدون آنها یاالله بیفایده) – خلیفه خدا (قائم مقام خدا) – اطمینان به امام (بدون تشکیک در امام) – نقادی خدا (خدا نقادی میکند، امام نه) – اسم فاطمه (نقطه اتصال با فاطمه) – هدایت صحابی (بدگویی امام برای هدایت) – دست راست امام (دست چپ امام هم راست است) – جمع بدون اجازه (بدون اجازه امام ممکن نیست)
خلاصه منبر:
زندگی معنوی به شکلگیری وجود انسان بستگی دارد. قرب به خدا با سر و صدا یا التماس نیست، بلکه با نیت خالص (قربته) است. نگاه بیش از حد به لذتهای دنیایی مثل غذای خوشمزه یا گشتوگذار در سایتها، مانع قرب میشود و حال عبادت، گریه و زیارت را میگیرد. سیستم الهی مثل موج رادیو دقیق است؛ یک رکوع، سجده یا وضوی خوب حال را عوض میکند. گناه تا حدی در اختیار ماست، اما بد نگاه کردن به والدین که به اعتبار ولایتاند، همه چیز را میگیرد. رضایت والدین رضایت خدا و معصومین را میآورد. فقه و ایمان یعنی سهولت، نه پیچیدگی. امام جواد-علیهالسلام- فرمود خدا ابتدا محمد، علی و فاطمه را خلق کرد، آنها را شاهد آفرینش و قائم مقام خود قرار داد. آنها حلال و حرام را تعیین میکنند و جز خواست خدا نمیخواهند. دین این است: ملازمت به آنها رسیدن به حق است. بدون آنها یاالله گفتن بیفایده است. باید به امام اطمینان داشت، بدون شک و تشکیک. خدا نقادی میکند، اما امام نه. اتصال به اهلبیت، حتی با اسم فاطمه، کافی است. امام برای هدایت ما عمل میکند و همه چیز با اجازه اوست.
داستانها و مثالهای منبر:
- فیروزه و عقیق: سنگها بهخاطر دست امام زمان مقام دارند، انسان هم با قرب مقام مییابد.
- موج رادیو: سیستم الهی مثل موج رادیو حساس است؛ کمی انحراف حال عبادت را میگیرد.
- حال بد نماز: کسی گفت حال نماز ندارم، حضرت فرمود چون وضویت خوب نیست.
- بد نگاه کردن: نگاه بد به بابا که به اعتبار ولایت است، همه چیز را میگیرد.
- مادر سختگیر: مادری فرزند ۱۸ ساله را وادار میکرد لباسها را عوض کند و حمام برود.
- خلقت اولیه: خدا ابتدا محمد، علی و فاطمه را خلق کرد و آنها را شاهد آفرینش قرار داد.
- خلیفه خدا: کسی گفت خلیفه خدا معنا ندارد، چون خدا کنار نمیرود، اما روایت میگوید آنها قائم مقاماند.
- سیب و انار: امام میتواند نصف سیب را حلال و نصف را حرام کند، این دین است.
- اسم فاطمه: امام صادق آنقدر اسم فاطمه را صدا زد که نزدیک بود پیشانیاش به زمین بخورد.
- بدگویی امام: صحابی فکر کرد امام غیبت میکند، حضرت گفت برای هدایت توست.
- دست چپ امام: کسی دید امام با دست چپ غذا میخورد، حضرت گفت دست چپ من هم راست است.
- جمع دو نفر: بدون اجازه امام زمان حتی دو نفر برای دین جمع نمیشوند.