پخش زنده
همه چیز در عالم بر اساس ولایت تنظیم میشود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اعوذباللهمنالشیطانالرجیم
بسماللهالرحمنالرحیم
الحمدلله رب العالمین الصلاة والسلام علی سیدنا و نبينا و حبيب قلوبنا و شفیع ذنوبنا أبوالقاسم المصطفی محمد. وآله الطاهرین المعصومین المکرمین و لعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط بهی علمک.
اللهم إنا نرغب الیک في دولة کریمه تعز بها الاسلام و اهلة و تزل بها النفاق و اهلة و تجعلنا فیها من الدعاة الی طاعتک و القادة الی سبیلک و ترزقنا بها کرامة الدنيا و الآخرة.
قراره یک تغییری در وجود ما اتفاق بیفته، این تغییر میخواد میلهای ما رو عوض کنه، تشخیص ما رو عوض کنه، مقصد ما رو عوض کنه، راه ما رو عوض کنه، همه چیز قراره تغییر کنه.
این که من بایستم رو به قبله و «اللهاکبر» بگم، باعث تغییر من نمیشه، فاکتورهای فراوانی هستند، اونها وقتی که در زندگی من مییاد، آدرس یک راه دیگری رو به من میدن.
میلهاتون رو در نماز ببینید؛ مثلا آقا توی بساز و بفروشه، آقا توی خوردنه، یا هر جای دیگه؛ من تو نماز تحت تأثیر این میلها نماز میخونم. تو جلسه میشینم ولی تو جلسه نیستم، خدا پیغمبری بیرون جلسهام چون درگیریهای ذهنی من مانع است.
چرا گفته شده شما در نماز خشوع لازم دارید؟ خشوع برای چیه؟ من رو به قبلهام دیگه، چرا باید قلبم رو به قبله باشه؟ توجه به مبدأ یعنی خدا، برای چیه؟
چرا من خضوع لازم دارم؟
چرا من تو نماز نیت لازم دارم؟
در روایت داره که در مسجد کسی نباید از دنیا صحبت کنه، معامله انجام بده. چرا؟ چون شما همش که تو معامله هستی حالا پنج دقیقه، ده دقیقه اومدی خودت رو فارق کنی، آثار برات باشه، همون پنج دقیقه یک ربع رو هم داری خرابش میکنی!
بر عکس، میگه که شما تو بازار که میری «سبحانالله» بگو! تو بازار که ما میخوایم جنس بخریم جای «سبحانالله» نیست؟ میگه چرا اونجا هم یه «سبحانالله» بگو، یادت باشه بازاره، یه موقع تو ذهنت نیاد که کلاه سر کسی بذاری یا یه چیزی از بازار برداری، باز متدیّنانه تو بازار برو.
ببینید چه اتفاقی داره میافته؟ خدا میخواد من یه تربیت خدایی بشم که اون تربیت اگر اتفاق افتاد، آثارش رو ببینم. الان که نیفتاده؟
مثلاً گفته شده شما قانع باش، قناعت!
الان راحتیای که تو این دنیا لازمه، با قناعته. قناعت یعنی چی؟ یعنی بیپولی؟ نه! پولدارها هم باید قانع باشند. یعنی جلوی حرصت یه چیزی بذار به نام قناعت که این حرص کنترل شده جلو بره. چون حرص، حرصه دیگه. یه موقع شما یه چیزی رو نیاز داری، مثلاً هیجان، شما الان پشت موتور نشستید یه لحظه هیجان میگیردت خب تختِ گاز میری، بعد اتفاقی میافته که ضربه مغزی میشی و بعد هم معلومه دیگه، یه چیزی باید باشه هیجان رو کنترل کنه. من اگر چیزی به نام قناعت در وجودم شکل نگیره یَلهام، (رهام)! خب این کار رو بکن، اون کار رو بکن، اونجا برو، اینجا بیا، امکانات هم که دارم، آرام آرام امکانات هم درست میکنم. خب کمکم این زمینه پیدا میشه که من یه دفعه میبینم هیچی ندارم. پس توی این جریانی که من الان واقع شدم میلهای من هم تغییر میکنه.
آرزوهای شما باید کنترل شده باشه. شما حق ندارید هر آرزویی بکنید! آرزوی افسار گسیخته نه! باید کنترل شده باشه. اینها همه توی دینه!
پس من اگر قراره تو این جریان قرار بگیرم، باید مراقب باشم. مثلاً فرض کنید یه نفر بازیکن فوتباله، توی لیگهای جهانی هم بازی میکنه، این نمیتونه هر چیزی رو بخوره، باید حرفهای زندگی کنه، این نمیتونه هر جور استراحت کنه، باید بدنش رو برای یک بازی جهانی آماده نگهداره. چون اونجا قرار گرفته، همهی برنامههاش و بدنش باید تحت کنترل باشه؛ فشار خونش باید تحت کنترل باشه، ضربانش، چربیاش، قندش، یه استاندارد بالایی داره. میپرسی چرا؟ میگه یه موقعی باید نود دقیقه توی زمین بدوه، چهل دقیقه میخواد بدوه. پس من هم باید اون استاندارد رو برای خودم ایجاد کنم.
اینجا هم همینه. حالا برای اینکه این اتفاق برای من بیفته و میلهام کنترل بشه، زمینهها فراهم بشه که من هم اهل اینجا بشم و بخوام با اهلبیت-علیهمالسلام- زندگی کنم، خدای متعال چند جور رفتار برای من درست کرده، یکیاش محبت اهلبیته.
جنس محبت اهلبیت-علیهمالسلام- معنویه، آخرتیه، تقرب آوره. مثلاً در روایت داره که اگر کسی محبت فاطمهزهرا-سلاماللهعلیها- رو داشته باشه، صد جا به دردش میخوره. «مأةمواتٍ»، چهجوریه یه محبت صد جا به درد میخوره؟!
یه مثال بزنم، الان این عشقهای دنیایی رو ببینید که طرف میگه من عاشق شدم، عاشق یه کسی شده، برای این که عاشق این فرد شده، تو عشقش چه کارهایی انجام میده؟ گاهی یه تیغ هم برمیداره میزنه، گاهی هم از پشت بام خودش رو پرت میکنه. یه کسی که عشق به مواد مخدر داره، چیکار میکنه؟ جز وجودشه دیگه! ببینید فرق یک آدم عاشق، تو همین عشقهای دنیایی با غیر عاشق معلوم نیست؟ معلومه دیگه. این عاشق هر کاری برای معشوقش میکنه، حتی در مقابل باباش هم میایسته، در مقابل مامانش هم میایسته، در مقابل اعتقاداتش هم میایسته، چیزیه که نمیشه انکار کنی. حالا اگه یه محبت مقدسی تو وجود یک نفر اومده، این محبت هم کارکرد داره. اگر محبت تو یک مرحلهی استاندارد قرار بگیره، نماز صبحها هیچ موقع قضا نمیشه.
نماز صبح چرا قضا میشه؟ چون محبت هنوز کارکرد نداره. اگر کسی محبتش به یه درجهای برسه، نماز شبش هیچ موقع ترک نمیشه. پس این کارکرد محبته.
به همین دلیل حضرت میفرمایند اگر کسی اینجوری نیست «لَیسَ مِنّا»، از ما نیست!
ببینید «لَیسَ مِنّا» رو برای چی میگه؟ میگه اگه بود نشونه داشت دیگه.
یه کارکرد محبت اهلبیت-علیهمالسلام- اینه، محاله پشت سر دوستی از دوستان اهلبیت-علیهمالسلام- دشمنی بکنه یا غیبت بکنه یا تهمت بزنه. طبق چه مطلبی؟ «سِلْمٌ لِمَنْ سٰالَمَکُمْ». اگه من اینجوری نیستم هنوز اون محبت به استاندارد نرسیده. پس باید میلهای ما هم عوض بشه. «سِلْمٌ لِمَنْ»، آقا چرا شما از دشمن اهلبیت-علیهمالسلام- تعریف میکنی؟ «حَربٌ لِمَنْ حَارَبَکُم».
من به مسئول صدا و سیمای قم پیامک دادم، گفتم آقا چرا شب شهادت حضرت زهرا-سلاماللهعلیها- تو قم، تو رادیو معارف، اذان اینها رو پخش میکنی؟ به شما بیستتا اذان دادند، ما این همه بچه شیعه داریم، اگه این رو پخش نکردی که نمیگن خلاف وحدته؟ قاطی میکنیم، اون هم کجا؟ تو قم! چرا؟ چون اون استاندارد تولّیِ ولایت نیست. آقا ما قراره فحش ندیم، قراره توهین نکنیم، قراره دعوا راه نندازیم، ولی اگه اون آقا اومد تو آزادشهر اون پرت و پلاها رو گفت قراره جوابش رو ندیم؟ پدرش هم در مییاریم. استاندارد! اگه این استاندارد درست نشه ما راه اهلبیت-علیهمالسلام- رو گم میکنیم. میلهای من باید درست باشه. «…أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ…» (سوره فتح/ آیهی۲۹)، یه موقع میبینیم با داعش کنار مییاد، با وهابی کنار مییاد، چرا؟ چون این میلش رو تغییر نداد.
ولایت اینجور نیست که شما فکر کنید فقط برای سینه زدنه، برای گریه است، نه اصلا کارکردش این نیست، کارکردش اینه که اگه این ولایت و محبت در وجودت بیاد، دشمنی و دوستیات تنظیم میشه.
ببینید چهقدر مهمه! دشمنی و دوستیات اگه تنظیم نشد اللهاکبری که میگی طاغوت رو عبادت کردی. دیگه «يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» (سوره بقره/ آیهی ۲۶۷) شامل حالت نمیشه. خود به خوده، هوشمنده، نمیخواد شما میزونش کنی.
ببینید مثل مواسات، شما اگر به برادرت بیاعتنا باشی، ولی زندگی خودت مرتب و منظم باشه، معلومه موالات و محبتی که اون کارکرد رو داشت، دیگه نداره. یه خورده برو بالاتر، معصیت علتش مشکل ولایته! من چرا معصیت میکنم؟ چون ولایتم ضعیفه، محبتم به اهلبیت-علیهمالسلام- کمه. اونهایی که محبتشون به اهلبیت-علیهمالسلام- کامل میشه، دیگه چیزی به نام گناه ندارند!
البته ما هم تو یه چیزهایی همینجوری هستیم. الان ما هم تو یک سری چیزها عصمت داریم، شما هم دارید. مثلا شماها شراب نمیخورید نسبت به معصیت شراب عصمت دارید، این از کجا اومده؟ نسبت به قمار کردن عصمت دارید، نسبت به این که از دیوار مردم بالا برید، عصمت دارید، نسبت به زنا همینجور. یه سری چیزها هم اون پایین مایینهاست که اون یه ولایت دیگه میخواد.
امام صادق-علیهالسّلام- فرمود: «شِيعَتُنا خُلِقُوا مِنْ فاضِلِ طِينِتِنا وَ عُجِنُوا بِماءِ وَلايَتِنا يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا ويَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا.»
«شيعيان ما از باقيمانده گل ما آفريده شدهاند، ولايت ما در سرشت آنان عجين گشته است، آنان با خوشی ما خوشحال و با ناراحتی ما ناراحتند. (بحار الأنوار/ ج۴۴/ ص۲۸۸)
پس وقتی من علیالدوام در وجودم نور ولایت رو دارم جذب میکنم به اینجا میرسم «يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا ويَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا»، اگر کسی «يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا»ش درست شد «ويَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا»ش درست شد، خوف و رجاش هم درست میشه، خدا ترسیاش هم میزون میشه، مواساتش هم. پس اینور اونور نرو. نمیخواد هی بگی خب اینم یاد بگیرم، اونم یادبگیرم، اونجوری شما باید صدتا چیز یاد بگیرید، نه یه چیز یاد بگیر، ولایت و محبتت رو درست کن، میزون کن. این به عنوان یک موتور محرک در وجودت همه چیز رو تنظیم میکنه. ببینید اونها الان نماز میخونند، مخالف امام علی-علیهالسلام- مگه نماز نمیخونه؟ چرا! ولی نماز کارکرد نداره، یمنیها رو میکشه، آمریکاییها رو میپرسته. مگه روزه نمیگیرند؟ چرا! ولی روزه کارکرد نداره.
مگه نماز نباید «تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر» (سوره عنکبوت/ آیهی۴۵) باشه؟ مراکز قمار بازی عربستان تو اروپا نیست! مراکز شراب عربستان تو اروپا نیست! فقط همون یه تیکهی مکه و مدینه خوبه. چرا؟ چون نمازش اینقدر زور نداره. نماز با ولایت علی زور داره. ببینید چهل سال چهقدر تهدید چهقدر مشکلات، یک سر سوزن از اون ارادهای که اول بوده کم نشده، عزتمندانه. حاضر نشدند ذلت بپذیرند. این مال چیه؟ تولّیِ ولایت! شما این پرندهها رو دیدید با همدیگه یکی میشن، یه دفعه پخش میشن، همه دنبال یه پرنده هستند، که اینها رو فرماندهی میکنه.
زنبورها ملکه دارند، بهش میگن یعسوب.
اگر همهی آحاد این تولّی ولایتشون درست شد با هم جمع میشن با هم پخش میشن. خدا میخواسته این درست بشه. الان یه مقدار از این رو تو جمهوری اسلامی دارید میبینید که یه نفر ولیّ مردم شده با یه اشاره مردم میرند جبهه، با یه اشاره میرند جهاد سازندگی، با یه اشاره میرند تو مواسات، با یه اشاره میرند تو بیمارستانها، ببینید اون ولایت داره میبره.
چرا خونهها، چرا زندگیها فَشَله؟ چرا تو خونههای ما بهم ریختگیه؟ چرا توافق نیست؟ چرا وضع اقتصادی اینجوریه؟ خدا ضامن اقتصاده، نه من.
«فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ»
«و روزىِ شما در آسمان است و نيز آنچه شما وعده داده مىشويد.» (سوره ذاریات/ آیهی۲۲)
رزق رو زمین نیست که رزق تو آسمانه. برنامهریزی شده که امروز به شما این برسه، این چند لقمه رو باید بخوری، بهت میدن.
یه روز یه تلفن به ما شد، گفت آقا من ماهیگیرم، از بندرعباس دارم حرف میزنم. یه ماهی خیلی خوب که از ماهی سفید هم بهتره سه روز روی آبه و ما میتونیم بگیریمش، عتیقه است، فقط برای خودمون میگیریم، کمیابه. گفت سال قبل وضع صیادی ما خراب شد، من نذر کردم اگر وضع صیادی ما خوب بشه این ماهی رو برای آقای بهجت بگیرم. این آقای صیاد پشت تلفن به من گفت وضع صیادی ما امسال خوب شد و این ماهی رو فردا میخوام بگیرم و به قم برسونم تا آقای بهجت فردا بخوره، اگه پس فردا بشه این ماهی به درد نمیخوره. یعنی شما تو فریزر و هر جا هم نگهداری این ماهی دیگه به درد نمیخوره، اینقدر لطیفِ. اصلا همینجوری میشه خورد!
گفت یه جوری میخوام به حاج آقا برسه. ما هم زنگ زدیم و هماهنگ کردیم و ماهی رسید، همون روز هم پخته شد و حاج آقا خورد.
ببینید ماهی تو بندرعباسه، یه ماهیای مال صیادهای حرفهای، ولی نه! سهم آقای بهجته! اینجوریه. الان فلان بچهی با استعداد برای فلان خانواده است، رزقه! یه بچه میشه مداح، رزقه! یه بچه میشه آیتالله، رزقه! چهجوری تقسیم میشه؟ بر اساس یک قانون.
پس گفتم قانون عالم اینه، اگر ولایت ولیّ در وجود پذیرفته بشه، همه چیز به این سمته، اصلا قدرت هم مال اینجاست.
چرا من ضعیفم؟ تولّیِ ولایتم ضعیفه. کجاست؟ ولایت پدر تو خونه، ولایت شوهر تو خونه، مثل ولایت علی تو جامعه است!
اگر ولایت این شوهر تو خونه غصب شد و یه کس دیگهای اومد به جای این فرد فرمان داد، به جای این آقا کارها رو به دست گرفت، زرنگ عالم هم باشه این خونه فَشَله، نه بچهها تربیت میشند، نه پسرا زن خوب گیرشون مییاد، نه دخترا شوهر خوب، تو این خونه همش گرفتاریه، همش طلاقه، همش دعواست، چرا؟ چون تولّی ولایت تو این خونه ضعیفه.
من یه سری از اسرار رو دارم میگم. ببینید فاطمهزهرا-سلاماللهعلیها- به علی-علیهالسلام-، میگه من کنیز شما هستم. واقعا حضرت زهرا-سلاماللهعلیها- کنیز امیرالمومنینه!؟
حضرت زهرا-سلاماللهعلیها- تنه به تنهی علی-علیهالسلام- میزنه! علمش، تقواش هر چی که شما بگید، ولی نه! چون الان شوهرشه فاطمه-سلاماللهعلیها- کنیزه. خیلی مهمهها.
ببینید امامزمان-عجلاللهتعالیفرجهشریف- که ظهور میکنه، اولین چیزی که اتفاق میافته اینه که خانوادهها محکم میشن، به جهت اینکه توی خونه همه میفهمند ولایت پدر و ولایت شوهر باید پذیرفته بشه. همه چیز درست میشه. قراره خدا این خونه رو اداره کنه دیگه، نه من، نه این خانوم. خداوند از خونهایی که ولایت پدر و ولایت شوهر رو نپذیرفتند، حمایت نمیکنه. خدا اگر ببینه تو یه خونهای مرد و شوهر، ولیّ نیست، اینها رو تقویت نمیکنه، تا این برای دیگران الگو نشه.
من تو مشاوره، کارم با خانواده است، من گشتم، مطالعه کردم، توسل پیدا کردم، ببینم چرا خانوادهها مشکل دارند، به این نتیجه رسیدم. من هیچ دلیل دیگهای سراغ ندارم. استعدادها شکوفا میشه، اگه ولیّ این وسط باشه، احترام داشته باشه، کنج نباشه، حاشیه نباشه، بیعرضه قلمداد نشه، تولّی است.
اگه ولیّ تو جامعه هم حاکم بود، خدا اون جامعه رو هزار مشکل هم داشته باشه، سمت و سوی درست میبره. هزار تا هم مشکل براش درست کنند، اون مملکت رو عزتمندانه جلو میبره، اما اگر تو جامعه ولیّ حاکم نباشه هر مسئلهای باشه، اون مملکت پا در هواست.
«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنوا يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ» (سورهی بقره/ آیهی۲۵۷)
خدا هم ولیّ است. امام هم ولیِّ ولیّست، نه ولیّ من.
الان شما ببینید مقام معظم رهبری تنفسش هم رو حسابه، ضربان قلبش هم باید رو حساب باشه، خوابش هم باید رو حساب باشه، ارادهش هم باید رو حساب باشه، آدمه دیگه، آدم مگه چهقدر توانایی داره؟ اگه از طرف ولیّ کنترل نشه، هیچی دیگه.
آقای بایدن رو ببینید، الان میخوان ببینند از لحاظ مغزی سلامته، مگه اونها تو این مسائل نفر اول نیستند؟ یه خورده فشاره دیگه. پس من برم دنبال این که تولّی ولایتم رو درست کنم، لذا من به آقا پسرها میگم به دختر خانومها میگم تو دعوای پدر و مادرتون وارد نشید، نه جانب مادرت رو بگیر نه جانب پدرت رو. اگر نمیتونی جانب حق رو بگیری، عاق میشی دخالت نکن. اون برای خودش طرفدار درست نکنه. اگه تونستی یهجوری میدونداری بکنی که حق به حقدار برسه، به مادرت هم ظلم نشه عیبی نداره، چون مرد که ولیّ شده نباید به زنش ظلم کنه، نباید کم بذاره، باید قدر زنش رو بدونه. اینها همه تو ولایت ولیّ معلومه. مشخصه که وظیفهی ولیّ چیه، اون هم نباید کوتاهی کنه. اما اینجا دنبال چیز دیگه نگردید که نیست. اونی که هست اینه و از ما میخوان. من اگر ولایتم با ولیّ خدا درست بشه، همهی شما هم دشمن من بشید کاری نمیتونید بکنید، ولی اگر من ولایتم ولیّ خدا نباشه، یه موجود خیلی ضعیف من رو از پا در مییاره، من نمیتونم کاری بکنم. اینها معارفه. ببینید حضرت زهرا-سلاماللهعلیها- به خاطر این مسأله حاضر شد بره پشت در، نه چیز دیگه، که توی عالم ولایت ولیّ شناخته بشه، کس دیگه نیاد شریک بشه. ببینید اگه کسی شریک ولیّ بشه مشرکه. کسی هم که معتقد به اون باشه، مشرکه. مشرک فقط برای شریک خدا نیست، در روایت داریم برای علی هم کسی شریک قائل بشه مشرکه، کافر میشه. منافق که معلومه، کافر هم میشه. لذا اگر این درست شد بقیهی امور هم انشالله درسته.
وصلیاللهعلیسیدناونبینامحمدوآلهطاهرین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هیئت رزمندگان کرج (نورالشهداء)؛ پنجشنبه ۹ دی ۱۴۰۰؛ ۲۵ جمادیالاولی؛ فاطمیه ۱۴۴۳ شب چهارم
کلید واژهها:
شکلگیری وجود (وجودت را شکل دادی) – قرب به خدا (قربته، نه دست و پا زدن) – زندگی دنیایی (اضافه نگاه کردن به دنیا) – ذائقه خوشمزه (غذای خوشمزه مانع قرب) – میل چشم (چشم به غیر قرآن) – حال نماز (عدم حال در عبادت) – سیستم دقیق (حساستر از موج رادیو) – رکوع و سجده (رکوع و سجده خوب) – وضوی خوب (علت حال خوب در نماز) – گناه و اختیار (تا جایی اختیار با ماست) – بد نگاه کردن (به بابا یا امیرالمؤمنین) – بابای ولایی (بابا به اعتبار ولایت) – رضایت والدین (رضایت خدا و معصومین) – سهولت فقه (فقه یعنی سهولت) – ایمان آسان (ایمان یعنی سهلی بودن) – خلقت اولیه (محمد، علی، فاطمه) – شاهد آفرینش (گواه خلقت همه چیز) – واگذاری امور (همه چیز به آنها سپرده شد) – حلال و حرام (آنها تعیین میکنند) – دین راستین (ملازمت به آن، رسیدن به حق) – خدا با اهلبیت (بدون آنها یاالله بیفایده) – خلیفه خدا (قائم مقام خدا) – اطمینان به امام (بدون تشکیک در امام) – نقادی خدا (خدا نقادی میکند، امام نه) – اسم فاطمه (نقطه اتصال با فاطمه) – هدایت صحابی (بدگویی امام برای هدایت) – دست راست امام (دست چپ امام هم راست است) – جمع بدون اجازه (بدون اجازه امام ممکن نیست)
خلاصه منبر:
زندگی معنوی به شکلگیری وجود انسان بستگی دارد. قرب به خدا با سر و صدا یا التماس نیست، بلکه با نیت خالص (قربته) است. نگاه بیش از حد به لذتهای دنیایی مثل غذای خوشمزه یا گشتوگذار در سایتها، مانع قرب میشود و حال عبادت، گریه و زیارت را میگیرد. سیستم الهی مثل موج رادیو دقیق است؛ یک رکوع، سجده یا وضوی خوب حال را عوض میکند. گناه تا حدی در اختیار ماست، اما بد نگاه کردن به والدین که به اعتبار ولایتاند، همه چیز را میگیرد. رضایت والدین رضایت خدا و معصومین را میآورد. فقه و ایمان یعنی سهولت، نه پیچیدگی. امام جواد-علیهالسلام- فرمود خدا ابتدا محمد، علی و فاطمه را خلق کرد، آنها را شاهد آفرینش و قائم مقام خود قرار داد. آنها حلال و حرام را تعیین میکنند و جز خواست خدا نمیخواهند. دین این است: ملازمت به آنها رسیدن به حق است. بدون آنها یاالله گفتن بیفایده است. باید به امام اطمینان داشت، بدون شک و تشکیک. خدا نقادی میکند، اما امام نه. اتصال به اهلبیت، حتی با اسم فاطمه، کافی است. امام برای هدایت ما عمل میکند و همه چیز با اجازه اوست.
داستانها و مثالهای منبر:
- فیروزه و عقیق: سنگها بهخاطر دست امام زمان مقام دارند، انسان هم با قرب مقام مییابد.
- موج رادیو: سیستم الهی مثل موج رادیو حساس است؛ کمی انحراف حال عبادت را میگیرد.
- حال بد نماز: کسی گفت حال نماز ندارم، حضرت فرمود چون وضویت خوب نیست.
- بد نگاه کردن: نگاه بد به بابا که به اعتبار ولایت است، همه چیز را میگیرد.
- مادر سختگیر: مادری فرزند ۱۸ ساله را وادار میکرد لباسها را عوض کند و حمام برود.
- خلقت اولیه: خدا ابتدا محمد، علی و فاطمه را خلق کرد و آنها را شاهد آفرینش قرار داد.
- خلیفه خدا: کسی گفت خلیفه خدا معنا ندارد، چون خدا کنار نمیرود، اما روایت میگوید آنها قائم مقاماند.
- سیب و انار: امام میتواند نصف سیب را حلال و نصف را حرام کند، این دین است.
- اسم فاطمه: امام صادق آنقدر اسم فاطمه را صدا زد که نزدیک بود پیشانیاش به زمین بخورد.
- بدگویی امام: صحابی فکر کرد امام غیبت میکند، حضرت گفت برای هدایت توست.
- دست چپ امام: کسی دید امام با دست چپ غذا میخورد، حضرت گفت دست چپ من هم راست است.
- جمع دو نفر: بدون اجازه امام زمان حتی دو نفر برای دین جمع نمیشوند.