qadiriye.ir

نشریه ی غدیریه-بیانات استاد الهی

پخش زنده

برنامه‌ی خدا در دوران غیبت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

أعوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الْرَّجیم
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ
«الحَمْدُ لله رَبِّ العالَمین الصَّلوةُ وَالسَّلامُ علیٰ سَیِّدِنا وَنَبِیِّنا وحَبیبِ قُلوبِنا وَطَبیبِ نُفوسِنَا وَشَفِیعِ ذَنوبِنا اباالقاسِمِ المُصْطَفیٰ مُحَمَّد و آلِهِ الطّاهَرین الْمِعْصومینَ المُکَرَّمین.
اللّهُمَّ الْعَنْ أبَاالشُّرُورِ وَ أتْباعَهُ فِی کُلِّ لَحْظَهٍ مِنَ الأزَلِ إلَی الأبَدِ، بِعَدَدِ ما أحاطَ بِهِ عِلمُک.
اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ وَتَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِکَ وَالْقادَةِ اِلى سَبیلِکَ وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ»
صلواتی برای امام عصر-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- مرحمت کنید.

خدا با برنامه جلو اومده، کسی نباید فکر کنه با امور به‌ هم ریخته می‌تونه راه خدا رو بره. کسانی‌که این‌جوری فکر می‌کنن، بهره و حظّی رو که خدا در برنامه‌ی دین گذاشته رو نمی‌برن.
ببینید یه راننده که از این‌جا به سمت مشهد حرکت می‌کنه، به تمام آن‌چه که در رانندگی تا مشهد لازمه، برای یه سفر با عافیت پای‌بنده و انجام می‌ده.
یه نفری که هم رانندگی‌اش اشکال داره، امور لازم رو رعایت نمی‌کنه، مثلا قبل رانندگی استراحت نکرده، ماشین رو چک نکرده، معاینه فنی نگرفته، همین‌جوری راه افتاده داره تا مشهد می‌ره. این دو‌ جور مسافرت رفتنه. بهره‌ و حظی که این دوتا راننده از مسافرت می‌برن، اصلا قابل مقایسه با هم نیست. هر چه‌قدر ما برنامه رو بدونیم و مطلع و آگاه باشیم و خودمون رو آماده کنیم، در این برنامه‌ی خدایی راحت‌تریم. مثلا اگه یه پدر بدونه جایگاه پدر بودن توی دین چیه، جایگاهش رو سفت و محکم می‌کنه. نمی‌یاد در امور جزئی خونه دخالت کنه و خودش رو ضایع کنه.
نمی‌یاد با بدگمانی پدری کنه. پدری با بدگمانی یکی نیست. نمی‌یاد با خساست پدری کنه. پدر بودن با خسیس بودن نمی‌سازه. پدر بودن، آقایی هست که خدا به مرد داده. آقایی بریز و بپاش می‌خواد. پدر بودن تخلق و تحمل می‌خواد. وسعت نظر می‌خواد. مثلا نوه‌ها می‌یان تا با این پدربزرگ و مادر‌بزرگ کیف کنن ولی نمی‌تونه این‌ها رو تحمل کنه، داد می‌زنه سرشون اون‌ها هم دیگه نمی‌یان. از یه حظ بزرگِ پدربزرگ بودن محروم می‌شه. در خانه نشاط باید باشه، ولی وقتی پدر قهر می‌کنه و سه ماه زندگی رو برای خودش و بقیه زهر می‌کنه، این زندگی از زندگی کارتن خواب‌ها بدتره. چون کارتن خواب می‌دونه هیچی نداره. این داره، ولی داره از دست می‌ده. یه آقایی پولداره، ولی مثل گداها زندگی می‌کنه. یه آقایی هم هست نداره، ولی پولدار خودش رو نشون می‌ده، وقتی می‌خواد به کسی کمک کنه دستش نمی‌لرزه‌، این فرد آقاست و آقایی می‌کنه، چون این به خدا تکیه داره به عقلش تکیه داره و رو حساب و کتاب رفتار می‌کنه، بده و بستون داره، با خدا معامله می‌کنه. خدا هم می‌خواد در این برنامه به همین‌ها برسه. خدا می‌گه پول قرض بده، یعنی اهل بخشش باش. خوب تو نمی‌تونی ببخشی، گفته قرض بده. به این‌که قرض می‌ده هجده تا ثواب می‌ده و به اون که می‌بخشه ده تا ثواب می‌ده.
تازه به اون اضافه‌تر هم می‌ده با این‌که قرض داده و پولش برمی‌گرده.
نمی‌شه کسی پیغمبر باشه ولی معجزه نداشته باشه. «محمدعلی‌باب» ادعای پیغمبری داشت، ولی معجزه نداشت. بهش گفتن تو که ادعای پیغمبری داری، به اون درخت بگو بیاد جلو. گفت باشه، هر چی به درخت گفت و التماس کرد، درخت نیومد. گفت در پیغمبران تکبر نیست، درخت جلو نمی‌یاد، من جلو می‌روم!
مادر بودن با شکمو بودن سازگار نیست، خودش بره همه‌ی گوشت‌های غذا رو تو آشپزخونه بخوره، بعد برای بچه‌ها چیزی نباشه که سر سفره بخورن.
می‌دونیم مادر یعنی چی! خانم شانزده تا بچه خدا بهش داده بود، چهارتاشون از دنیا رفته بودن، این مادر دوازده تا قابلمه داشت برای هر کدوم از این‌ها جدا غذا درست می‌کرد، چون هر کدوم از این‌ها یه سلیقه‌‌ای داشت. برای ناهار دوازده تا قابلمه ردیف می‌کرد و می‌دونست که هر کدوم چی می‌خورن. مادری هم هست که با دو تا بچه می‌گه، این بچه‌ها من رو بیچاره و بدبخت کردن. با دو تا بچه!
اون مادر با دوازده تا بچه، با هر کدوم هم مطابق میل خودشون رفتار می‌کنه و این مادر هم با دو تا بچه می‌گه بدبخت و بیچاره شدم!
ما باید قالب بگیریم و قالب‌مون رو درست کنیم. ما الان شرایط زندگی‌مون با پنجاه سال قبل فرق می‌کنه، هی نگو پنجاه سال قبل، صد سال قبل این‌جوری بود، اون‌جوری بود. خودت رو با شرایط الان وفق بده. الان آسانسور داری. اون‌موقع هیچی نبود. اون‌موقع ژیان داشتی، الان پراید سوار می‌شی. اون‌موقع همه‌ی خیابون‌ها آسفالت نداشت. سال ۵۴ در تهران باید از آب جوب استفاده می‌کردیم.

الان طبقه‌ی دهم هستیم آب داریم. اون زمان باید حمام عمومی می‌رفتیم، الان توی همه‌ی خانه‌‌ها حمام هست.
در این شرایط داریم یه قالب دینی به خود‌مون می‌گیریم. این مهمه که قالب‌مون حتما شکل دینی بگیره. خدا یه قالب در زمان پیغمبر-صلی‌الله‌علیه‌وآله- طراحی کرد، به نام «نبوّت». معجزه بود، کرامت بود، نبوت بود، فتح الفتوح بود که مکه فتح شد. بین زمین و آسمان اتصال بود، یعنی فرشته‌ها هر لحظه رو زمین بودن، اون جریان نبوت تموم شد. جریان امامت شروع شد. وقتی جریان امامت تمام شد، جریان امامت به فقاهت رسید. شما الان در زمان فقیه داری زندگی می‌کنی نه در زمان حضور امام معصوم-علیه‌السلام-. در این زمان فقیه، حتی یه رد پای ساده و کم امام معصوم-علیه‌السلام- نداریم، این که شما بتونی با این رد پا و نشانه بگی الان امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌- یه حکم شرعی به من گفته حتی تو خواب، نداریم و اگه کسی هم بگه ما اصلا قبول نمی‌کنیم. اگه خود اون فرد بیاد و بگه امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌- این‌جوری گفته ممکنه برای خود اون فرد حجت شرعی باشه، ولی به درد من نمی‌خوره، حتی اگه دو تا شاهد هم بیاره باز من قبول نمی‌کنم.

گره زدن زمان غیبت امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌- به زمان ظهور، این‌ هم غلطه. مقدمه دونستن این زمان هم غلطه. این زمان مقدمه‌ی زمان ظهور نیست. هیچ ارتباطی نداره. ما داریم بستر رو فراهم می‌کنیم.
امام سجاد-علیه‌السلام- فرمودند:
«هُم وَ اللّهِ شیعَتُنا أهلَ البَیتِ، یَفعَلُ اللّهُ ذٰلِکَ بِهِم عَلیٰ یَدَی رَجُلٍ مِنّا وَ هُوَ مَهدِیُّ هٰذِهِ الاُمَّةِ، وَ هُوَ الَّذی قالَ رَسولُ اللّهِ-صلی‌الله‌وعلیه‌وآله- ”لَو لَم یَبقَ مِنَ الدُّنیا إلّا یَومٌ واحِدٌ، لَطَوَّلَ اللّهُ ذٰلِکَ الیَومَ حَتَّیٰ یَلِیَ رَجُلٌ مِن عِترَتی، اسمُهُ اسمی، یَملَأُ الأرضَ عَدلاً وَ قِسطاً کَما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً.»
«به خدا سوگند، آنان، شیعیان ما اهل بیت-علیهم‌السلام- هستند. خداوند، این وعده را به دست مردی از ما برای آنان محقّق می سازد و او، «مهدی» این امّت است. او کسی است که پیامبر خدا-صلی‌الله‌وعلیه‌وآله- (در باره او) فرمود: «اگر تنها یک روز به پایان دنیا باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی می گردانَد تا مردی از عترت من و هم نام من، بیاید که زمین را پُر از عدل و داد کند، چنان که پُر از ظلم و جور گشته است.»(کفایة‌الأثر/ ص۶۰)
من هر وقت آدم خوبی شدم به درد امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌- می‌خورم، یعنی امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌- به درد من می‌خوره. لذا برای همین ما می‌گیم آدم‌های خوب زیاد بشن، چون وقتی امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌- اومدن دست‌مون خالی نباشه و إلا جنس دو تا زمان(زمان ظهور، زمان غیبت) اصلا یکی نیست و یه چیز دیگه هست. مثل این‌که شما یه موقع با آب‌پاش گل و گیاه رو آب می‌دی، این مثل زمان غیبته. یه موقع هم بارون می‌یاد، یه بارون خوب و شدید همه جا پر آب و با طراوت می‌شه، این می‌شه مثل زمان ظهور. این‌ها اصلا قابل مقایسه نیستند. زمان ما الان این آب‌پاشی هست و داریم آب می‌دیم. زمان ظهور اون بارونه هست که همین‌جور داره می‌یاد. ما داریم برای خودمون آماده می‌شیم که اگه حضرت-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌- ناگهانی اومد، آماده باشیم. همه‌‌ی حواس‌تون به فقها و مرجع تقلیدتون باشه. رساله‌ش رو بگیرید و مسائلش رو دونه دونه عمل کنید. توی رساله پنج هزار مساله هست، از این پنج هزار مسئله همه باید پنجاه مساله‌ی شرعی که مبتلابه‌شون هست رو یاد بگیرن، بقیه‌ی مسائل همیشه مبتلابه‌مون نیست، چون من الان نمی‌خوام حج برم که مسائل حج رو بدونم و خیلی از چیزها رو من الان بهشون مبتلابه نیستم. ماه رمضان هم سالی یه بار هست.
لذا من بپذیرم در زمان فقیه زندگی می‌کنم. الان من ارتباطم با منبع فقه باشه، یعنی با فقیه در ارتباط باشم. تاکید می‌کنم که دنبال فقیه باشید. رفقا! با مداح نمی‌شه به خدا رسید. مداح برای شما روضه می‌خونه. فقط شما رو تو روضه به امام حسین-علیه‌السلام- وصل می‌کنه. دنبال مداح به‌خاطر صداش نمی‌شه راه افتاد.
دنبال سخنران به‌خاطر صحبت‌هاش نمی‌شه راه افتاد. دنبال فقیه باید باشی یا کسی که از جانب فقیه هست و فقه رو یاد می‌ده. باید و نباید دین رو می‌دونه. واجب و حرام رو می‌دونه. ولی ما این کار رو نکردیم که الان در خونه‌ی مداح‌ها شلوغه، در خونه‌ی منبری‌ها شلوغه، ولی در خونه‌ی مراجع تقلید هیچ خبری نیست، خلوته. الان کسی بخواد مرجعش رو ببینه باید چندبار بره و بیاد، ولی بالاخره می‌تونه وقت بگیره و مرجعش رو ببینه. ولی مگه مداح‌ها کسی رو راه می‌دن که کسی بره دیدن‌شون؟! چرا ما الان دنبال مراجع نیستیم؟! چون مشغول شدیم. یا دنبال صوت قرآن یه آقایی هستیم با به‌به و چه‌چه، یا دنبال مداحی یه آقا هستیم با موسیقی و آهنگ. همه چی رو با هم قاطی کردیم. همه‌ جور کتابی غیر از رساله رو می‌خونیم. خوندن رساله چه از تو گوشی چه از خود رساله واجبه و باید بخونی. خوندن قرآن مستحبه. خوندن رساله واجبه، چون مسائل مورد نیازت رو باید یاد بگیری و اگه یاد نگیری حلال و حرام رو نمی‌تونی رعایت کنی و عملت باطل می‌شه. ولی قرآن رو نخونی نمی‌گن چرا نخوندی، حلال و حرامی هم جابه‌جا نمی‌شه، فقط شما از یه درجه ثواب عقب موندی. آقا ازدواج کرده، ولی مسائل زناشویی رو نمی‌دونه، این مسائل که تو قرآن نیست، تو مفاتیح نیست، تو رساله است و باید رساله‌دون باشی.
آقا می‌یاد می‌گه آقایون علما کم کار کردن. دیگه باید چه‌کار می‌کردن؟! یه رساله دادن باید بهش عمل کنی. باید یه کتاب اعتقادی می‌نوشتن که شما بخونی، که کتاب اعتقادی رو هم نوشتن. الان دیگه این شما هستی که باید به وظیفه‌ت عمل کنی و رساله و کتاب اعتقادی رو بخونی و بهشون عمل کنی. الان پزشک‌ها بیان بگن بساط پزشکی برداشته شه، چون مردم تو خانه‌هاشون نعنا دم می‌کنن. برای معده‌شون آنغوزه می‌خورن. نه! پزشک‌ها دارن تحقیق‌ و پژوهش‌شون رو انجام می‌دن. کارشون هم همینه. حالا یه نفر نمی‌خواد سالم بمونه، خُب برای مداوا پیش پزشک نره، برا پزشکی که بد نمی‌شه.
امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌- با اطمینان، غیبت کرده. اگه حوزه‌‌ی علمیه‌ی قم نبود، حضرت دوران غیبت رو نمی‌رفتن. والله نمی‌رفتن.

امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌-‌ بیست سال غیبت کبری رو عقب انداخت تا اصول کافی شیخ کلینی-رحمة‌الله- نوشته بشه.(اصول کافی در زمان غیبت صغری نوشته شده)
فُقَها از جنس خودمون هستند، آسون می‌گیرن، اگه مسئله‌ای رو نتونستیم انجام بدیم، اون رو برامون راحت‌تر بیان می‌کنن، دوران امام-علیه‌السلام- که نمی‌شه این‌جوری زندگی کرد.
زمان امام صادق-علیه‌السلام- شخصی به کسی فحش می‌ده نه از این فحش‌هایی که ما می‌شنویم، یه چیز خیلی معمولی. حضرت-علیه‌السلام- دست بر پیشانیش می‌ذاره و رنگش می‌پره. می‌گن آقا چی‌ شد؟ فرمودند: دیگه این آقا رو نبینم. گفتن آقا چیز خاصی که نگفت. حضرت فرمودن: ‌از نظر شما چیزی نیست، از نظر ما حرف خیلی بدی زد.(۱)
با امام و دوران حضور امام-علیه‌السلام- زندگی کردن خیلی سخته. الحمدالله که در زمان امام-علیه‌السلام- حضور نداریم، چون اگه بودیم، معلوم نبود ما هم جزء خوارج نباشیم. امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه- به‌خاطر ما رفتن دوران غیبت، دید که ما درست نمی‌شیم، رفتن که تکلیفی رو دوش‌مون نباشه. مردم برن و تکلیف رو از فقها بگیرن. هر چی که فقیه گفت عمل کنن، امام زمان -عجل‌الله‌تعالی‌فرجه- حرف و نظر فقیه رو قبول دارن. یعنی اگه در یه مسئله‌ای فقیه حکم به واجب بودن داد، ولی بعد چند سال همین مرجع بیاد بگه همین‌ مسئله که تا الان گفتم واجبه الان می‌گم حرام است، امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌-‌ همین حکم فقیه رو که بعد چند سال داده رو هم قبول دارن، یعنی نظر و حکم فقیه رو قبول دارن. چون حکم رو اون‌موقع اون‌جوری فهمیده، الان جور دیگه فهمیده، ولی زمان امامت این‌جور نیست، زمان امامت، امام-علیه‌السلام- یه حرف و یه نظر رو می‌ده. همون حکم و حرفی که امیرالمومنین-علیه‌السلام- گفتن رو امام حسن-علیه‌السلام- هم همون رو می‌گن. ائمه-علیهم‌السلام- در احکام یکی هستند و یک نظر دارند. احکام، حکم الله است.
اون چیزی‌که در شاکله و قالب من در زمان فقاهت هست، مکلف بودن منه. ما مکلفیم و تکلیف داریم. باید ببینی تکلیفت چیه، تکلیفت در رابطه‌‌ با پدرت چیه؟ در رابطه با مادرت چیه؟ تکلیفت با نماز چیه؟ با روضه چیه؟ این مهمه که تکالیفت رو بفهمی. اگه تکلیفت رو فهمیدی و اهل عمل به تکلیف شدی، تو رو در مسیر صحیح راهنمایی می‌کنن.
امام رضا-علیه‌لسلام- فرمودند:
«يَا اِبْنَ أَبِي مَحْمُودٍ إِذَا أَخَذَ اَلنَّاسُ يَمِيناً وَ شِمَالاً فَالْزَمْ طَرِيقَتَنَا فَإِنَّهُ مَنْ لَزِمَنَا لَزِمْنَاهُ وَ مَنْ فَارَقَنَا فَارَقْنَاهُ»
«اى پسر ابى محمود! هر گاه مردم به سمت چپ و راست رفتند تو ملازم راه ما باش؛ چرا كه اگر كسى ملازم ما باشد، ما ملازم او خواهيم بود و هر كه از ما جدا شود، از او جدا خواهيم شد.» (عيون اخبار الرضا/ ص ۶۲۵)
یه نظام اسلامی هم درست شده که الحمدالله ما مؤمنین راحت‌تر تکالیف رو انجام بدیم. زمان شاه نمی‌شد تکالیف رو راحت انجام داد. شاه همه‌ی برنامه‌هاش ضد دین بود. اگه امثال آقای بروجردی-رحمة‌الله‌- نبودن، همین یه مثقال دین هم نبود. الان فقها مواظب حجاب هستن، همه هم دارن با حجاب مخالفت می‌کنن، ولی فقها وایسادن و دارن این رو نگه می‌دارن. همون‌طور که یه وجب از خاک کشور رو ندادن، یه دونه از احکام الله رو هم نمی‌دن و نمی‌فروشن.
شما تو خونه علاوه بر این‌که تکالیف و وظایف خودت رو باید انجام بدی، باید خانواده‌ات رو هم با خودت ببری. خانواده مثل قایق می‌مونه و دین مثل کشتی، این قایق‌ها باید دونه دونه برن سمت کشتی که مسافرها رو سوار کشتی کنن. شما وقتی خانواده‌ات رو متدین نگه داشتی. متدین یعنی چی؟ یعنی این‌که زمینه ایجاد کنی تا خانواده‌ات رشد کنن. نه این‌که زیادی سخت گیری کنی. باور بفرمایید تو جمهوری اسلامی الان اگه کار رو بسپارن به علما و فقها که همه چی رو دست بگیرن، همه چی درست می‌شه.
ما الان گیر یه قصه‌ی ساده‌ی حجاب و بی‌حجابی هستیم، جهان‌بینی ما این شده.
الان داشتیم می‌اومدیم، دیدیم تو یه ماشین چهار تا از این دختر خانم‌های بی‌حجاب مشغول دست و جیغ و سوت هستن، یه‌دفعه یکی‌شون در رو باز کرد و خودش رو پرت کرد تو خیابون، ما وایستادیم ببینیم که چی‌ شده.
گفتن یه بچه‌ی ده ساله یه قورباغه انداخته تو ماشین‌شون، این بی‌حجاب ماست، با یه قورباغه و سوسک حجابش درست می‌شه! اون خانم بی حجاب، محجبه از ماشین بیرون اومد، یعنی یه جور این خانم حجابش رو درست کرده بود که انگار گشت ارشاد اومده، بعد این بنده خدا مغازه‌دارها اومدن و قورباغه رو پیدا کردن. اون خانم دستش شکسته بود و نزدیک بود از ترس سکته کنه.
لذا خوشحال باشیم دینِ محکم، ولایتِ محکم، عقیده‌ی محکم، خانواده‌ی محکم، نظامِ محکم داریم.
این استحکام و قدرت رو ما مدیون آمریکا و اسرائیل هستیم! چرا؟! چون اگه این همه به ما گیر نمی‌دادن و سر به سر ما نمی‌گذاشتن، اون‌قدر ما قوی نمی‌شدیم. به موشک نقطه‌زن نمی‌رسیدیم، به نانو نمی‌رسیدیم. از این جهت خیلی باید ازشون تشکر کنیم که سر به سر ما گذاشتن ما رو به این‌جاها رسوندن.

اگه به ما کار نداشتن، ما تو همون خواب خوش‌خیالی خودمون می‌موندیم. الان این‌ همه اختراعات و واکسن و… نداشتیم. این قضیه‌ی واکسن برکت اصلا شفا از توش در اومد. اون‌ها هرچی واکسن‌های ساخت خودشون و آمریکا رو می‌زدن، می‌گفتن جهش پیش اومد، پتاسیم شد و…
مسیرت رو برو و به موقع ازداج کن. آقا به موقع پسرت رو زن بده. خانم سخت نگیر به خواستگارهایی که برای دخترت می‌یان. من الان گلایه دارم از خانواده‌هایی که متدینین، ولی خواستگارهای دخترشون رو قبول نمی‌کنن. می‌گن وضع مالی پسر خوب نیست و.. اگه این‌طوری باشین و فکر و نظرتون این باشه، دخترتون در آینده با مشکل برخورد می‌کنه. دنبال شخص خاص با ویژگی‌های خاص برای دخترت نباش. دختر یه شوهر عاقل و متدین می‌خواد. خدا بقیه رو می‌رسونه. همه‌ی ما ازدواج کردیم و خدا رسونده. اگه دخترت رو ندی، می‌رن از جای دیگه می‌یارن. بعد دخترت باید بشینه تماشاچی باشه. خواستگارش عاقل بود، متدین بود، بده بره. همین تدین معمولی، همین‌که هیات می‌ره، همین‌که نماز می‌خونه برا ازدواج کافیه. دنبال چیز دیگه‌ی نباش.

وصلی‌الله‌وعلی‌سیدنا‌محمد‌وآل‌محمد


۱- متن حدیث:
«عَنْ عَمْرِو بْنِ نُعْمَانَ الْجُعْفِیِّ قَالَ كَانَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع صَدِیقٌ لَا یَكَادُ یُفَارِقُهُ إِذَا ذَهَبَ مَكَاناً فَبَیْنَمَا هُوَ یَمْشِی مَعَهُ فِی الْحَذَّاءِینَ وَ مَعَهُ غُلَامٌ لَهُ سِنْدِیٌّ یَمْشِی خَلْفَهُمَا إِذَا الْتَفَتَ الرَّجُلُ یُرِیدُ غُلَامَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَلَمْ یَرَهُ فَلَمَّا نَظَرَ فِی الرَّابِعَةِ قَالَ یَا ابْنَ الْفَاعِلَة أَیْنَ كُنْتَ قَالَ فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَدَهُ فَصَكَّ بِهَا جَبْهَةَ نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَقْذِفُ أُمَّهُ قَدْ كُنْتُ أَرَى أَنَّ لَكَ وَرَعاً فَإِذَاً لَیْسَ لَكَ وَرَعٌ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ أُمَّهُ سِنْدِیَّةٌ مُشْرِكَةٌ فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ نِكَاحاً ، تَنَحَّ عَنِّی قَالَ: فَمَا رَأَیْتُهُ یَمْشِی مَعَهُ حَتَّى فَرَّقَ الْمَوْتُ بَیْنَهُمَا»
ترجمه:
عمروبن نعمان جعفی می گوید:
امام صادق (ع) دوستی داشت كه هر جا می رفت هیچ گاه از او جدا نمی شد. روزی همراه امام صادق (ع) در بازار كفش دوزان حركت می كرد و غلام خود را كه اهل سند(هند) بود همراه داشت و پشت سر آن دو در حركت بود.
آن مرد سه بار [برگشت و] نگاه كرد ولی غلام را ندید، در بار چهارم كه نظر انداخت و گفت: كجایی تو، مادر فلان؟
می‌گوید:(با شنیدن این سخن) امام صادق (ع) دست خود را بلند كرد و پیشانی خویش را در دستان گرفت و سپس فرمود: «سبحان الله! تو به مادرش تهمت می زنی؟ من می‌پنداشتم كه تو از پارسایی بهره‌ای داری، اما اكنون می‌بینم كه تو را هیچ بهره‌ای از پارسایی نیست.»
آن مرد گفت: «فدایت گردم، مادر او زنی سندی و مشرک است.»
امام فرمود:«مگر نمی دانی كه هر ملتی شیوه خاصی برای ازدواج دارند، از من دور شو!»
عمروبن نعمان حجفی می گوید: «دیگر هیچ گاه ندیدم كه آن مرد همراه امام صادق حركت كند تا آنكه مرگ میان آنان جدایی انداخت».
(اصول كافی/كتاب الایمان والكفر/باب البذا/ ح۵)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شب بیستم رمضان
۲۱ فروردین ۱۴۰۲