پخش زنده
شیعه باید بداند فقط یک فرد نیست، بلکه در یک مجموعهای است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
أعوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الْرَّجیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُصْطَفیٰ مُحَمَّد وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِين ألمَعصومین المکرمین»
«اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار
آمینَ رَبَّ العالَمین»
«اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ وَتَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِکَ وَالْقادَةِ اِلى سَبیلِکَ وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ»
صلواتی برای امام عصر-عجاللهفرجهالشریف- مرحمت کنید.
ما اعمال و رفتارمون جمعیست، اینطور نیست که من به تنهایی یه امری رو جلو میبرم، ما به دنبال یه امام هستیم و چه خودآگاه، چه ناخودآگاه، تحت فرمان معصوم-علیهمالسلام- هستیم. مثلا شما تو عالَم صُلب، اصلا متوجه نبودی، ولی تحت هدایت و فرمان معصوم-علیهالسلام- بودی. شما تو عالم رحم چیزی نمیدونستی «لم یکن شیئا مذکورا»
«هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ حِينࣱ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ لَمۡ يَكُن شَيۡـࣰٔا مَّذۡكُورًا» «آيا بر انسان برههاى از روزگار گذشته است كه چيزى قابل ذكر نبوده است؟»
(سورهی انسان/ آیه۱)
همونجا، بنا بر اینکه شما قراره شیعه باشی،
سرباز امام زمان-عجلاللهتعالیفرجه- باشی، با شما طوری برخورد شده که وقتی به دنیا اومدی این راه رو بری.
وجود ما دارای فطرت و قالب هست، قالب ما خداییه، قالبی که برای ما ریخته شده بر اساس امامت و تشیّع هست، بر اساس بغض به دشمنان اهلبیت-علیهمالسلام-هست. بغض اولی و دومی در وجود ماست.
اعمال امام زمان-عجلاللهتعالیفرجه- روی ما تأثیر داره، همچنین اعمال ما روی امام زمان-عجلاللهتعالیفرجه- تأثیر داره. اعمال ما روی شیعیان امیرالمومنین-علیهالسلام- تأثیر داره، اعمال شیعیان روی ما تأثیر داره.
ما یه مجموعه هستیم، داریم یه کار انجام میدیم. شما ببینید تو جریان کربلا، یه اتفاقی افتاده که الان داره روی من اثر میذاره، یعنی آثار شهدای کربلا الان روی من هست، این چهقدر مهمه! خب اگه این رو پذیرفتیم که ما خودمون نیستیم و یه مجموعه هستیم، پس نتیجه میگیریم کخ کار ما یه کار بزرگیه، یه حرکت بزرگیه.
وقتی شما یه جایی نهی از منکر کردی، فقط اون منکر رو دفع نکردی؛ بلکه مخالفت کردی، یعنی تو عالَم، منکر رو نپذیرفتی.
وقتی میری نماز میخونی یعنی تو عالم داری نماز رو تثبیت میکنی.
«عنِ الصّادِقِ-عَلَیْهِ السَّلامُ- قالَ: اِنَّ شِیعَتُنا خُلِقُوا مِنْ فاضِلِ طِینِتِنا اِنَّ شِیعَتَنا خُلق مِن شُعاعِ اَنوارِنا وَ عُجِنُوا بِماءِ وَلایَتِنا یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا و یَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا»
«امام صادق-علیه السلام- فرمودند: شیعیان ما از بقیّهی خمیر مایهی اولیهی آفرینش ما آفریده شدهاند، ولایت ما در سرشت آنان عجین گشته است و آنان با خوشی ما خوشحال و با ناراحتی ما ناراحتند.» (شجره طوبی/ ج ۱/ ص۳)
اینها تاثیر و تاثّره، به اینها میگن مکتب.
یه موقع من کم مییارم، افراد دیگهای سر و پا هستند، به من کمک میکنند، یه موقع اونها کم مییارند، ما به اونها کمک میکنیم.
دعا برای همینه، اینکه گفته شده در حق همدیگه دعا کنید یعنی همین. وقتی که من برای شما دعا میکنم، شما رو مدد میکنم، حالم هم خوب میشه، شما هم وقتی در حقم دعا میکنید، من رو مدد میکنید، حال شما خوب میشه؛ یعنی شما در مظان استجابت دعا واقع شدید. مثلا صدقه؛ شما برای من صدقه میدید، من برای شما صدقه میدم، ببینید چهقدر مهمه!
در روایتی به این مضمون حضرت فرمود: این که ما علم رو تحمل نمیکنیم و به زبون مییاریم، بهخاطر اینه که این علم نباید پیش ما بمونه! این علم باید به زبان بیاد، طوریکه شما هم متوجه بشید، باید راه به شما نشون داده بشه، شما هم باید مسیر رو برید.
ما در تأثیر و تأثر هستیم، یعنی وقتی ولایت رو پذیرفتیم، تشتت نداره
ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام- در واقع همون ولایت امام باقر، همون ولایت امامرضا، امام هادی-علیهمالسلام- هست، این خیلی خوبه و اینطور نیست که اینا از هم جدا باشند.
این نیست که ولایت امیرالمؤمنین-علیهالسلام- یه چیزی بوده برای خودش، نه! یک ولایته. ولایتالله هست. ولایت الرسوله هست. ولایتالمؤمنه.
شما این پرندهها رو روی هوا دیدید؟ یه دفعه با هم جمع میشند، یه دفعه پراکنده میشند، اونجا چه ارادهایه؟ ما هم همین هستیم.
پیغمبر-صلیاللهعلیهوآله- فرمود: « الارواح جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ، فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا اِئْتَلَفَ وَ مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اِخْتَلَفَ» «ارواح گروهههاى فراهم آمدهاند؛ پس هر كدام از آنها كه شناسای يكديگر شدند، الفت با هم گرفتند و آنانكه ناشناس يكديگر شدند مختلف گرديدند.»
«اَلْأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ» شما گروه گروه هستید، مثل یه پادگان، یه گردان، یه لشکر
«فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا اِئْتَلَفَ»
همهی گروههایی که با هم هستند همدیگه رو شناسایی میکنند، پیدا میکنند. الان شما یه جمع هزار نفری یا دو سه هزار نفری تو هیئتها رو فرض کنید؛ اینها قبلاً یه جایی با هم بودند، الان همدیگه رو پیدا کردند.
«مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اِخْتَلَفَ»
هرکسی که با ما نیست جای دیگه میره، چهقدر قشنگه!
حضرت فرمودند: «مَنْ لَزِمَنَا لَزِمْنَاهُ وَ مَنْ فَارَقَنَا فَارَقْنَاهُ»
اونهایی که با ما هستند با ما میمانند!
من با این اراده، محاله بتونم یه مثقال تو مسیر هدایت قدم بردارم، حتی یه مثقال! بلکه این ارادهی امام زمان-عجلاللهتعالیفرجه- هست که من بلند میشم دو رکعت نماز میخونم، از اون طرف اگه توجه و عنایت امام نباشه، میبینم کسالت دارم، نمازم رو آخر وقت میخونم. یا مثلا یه روز رغبت دارم یه زیارت عاشورا میخونم.
یه روز هم میبینم توجه امام نیست، لذا من رغبت ندارم. البته اون عدم توجه امام هم روی حساب کتابه! برای اینه که شما برای ائمه-علیهمالسلام- کاری نکردی. نه تنها کاری نکردی، بلکه خرابکاری هم کردی، ائمه-علیهمالسلام- رو بدنام کردی.
امام صادق-علیهالسلام- خطاب به شیعیان فرمود: «کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً»
«زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما» (کافی/ج ۲/ ص۲۳۳)
نباید همسایهی من از من رنج ببره و بگه این هم از شیعهی امام صادق-علیهالسلام- ! این هم از حزبالهیها! این هم از بچه هیئتیها!
ببینید ما در ارتقاء درجهی پیغمبر اکرم-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- دخالت داریم، برای همین صلوات میفرستیم، صلوات جزء اعتقادات شیعه است، اونها اشتباه میکنند که میگن پیغمبر-صلیاللهعلیهوآلهوسلم-
مقامش بالا نمیره! مگه خداست!؟ خدا به پیغمبراکرم-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- یه مقامی داده که مدام اون مقام بالا میره، خدا نیست که بگیم ثابته.
«اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّبْنِأَبِيطالِبٍ»
این صلوات رو یاد بگیرید، در روایت اومده؛ نمازتون که تمام شد یه صلوات اینجوری بفرستید خیلی فایده داره. به نماز رنگ و لعاب دیگهای میدن.
پس من خودم نیستم. ما مثل ظروف مرتبط هستیم، تاثیر و تاثّر داریم.
برای همین گفته شده شما به زیارت مؤمن برید، زیارت ما حساب میشه، زیارتالله حساب میشه. مثلا الان این آقا که میشناسمش، از مشهد اومده، زیارتش میرم. یا این آقا، سیده، من میدونم سید، اولاد پیغمبره، این هم مثل ما هست، خطا میکنه، گناه میکنه، بد اخلاقه، بیتربیته، ولی سید هست. حضرت فرمود: بدیهاش را ببخشید،
أَکْرِمُوا أَوْلَادِی، الصَّالِحُونَ لِلَّهِ وَ الطَّالِحُونَ لِی»
«اکرام کنید خوبان ذریهی مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من» (جامعالاخبار/ ص۱۴۰)
همین که عنوان سیادت داره کافیه، من به اعتبار سیادت باهاش کار دارم.
پلیسی که سر چهار راه هست، ممکنه یه پلیس، دزد باشه، ولی الان این لباس رو پوشیده، میگه اینوری باید بری، اونور نباید بری، من باید گوش کنم چون الان این لباس تنشه.
توی جبههی مخالف هم همینه، یه جمعاند، دوتا نیستند.
ببینید «وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» (بقره/ ۲۵۳)
خروج از نور به ظلمته.
ولی برای ما خروج از ظلمت به نوره
«یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ»
پس دوتا گروهیم، دوتا پادگانیم، حق و باطل. اگه یه جا گروه حق باشه، شما اسرائیل رو جزء گروه حق میدونی؟ پس اگه جزء حق نمیدونی، باطل و بیرونه، وسط نداره. آمریکاییها رو میگید گروه حقاند؟ نمیگی! پس باطله. حق و باطل وسط نداره. اصلا زود میشه این رو فهمید به شرط اینکه من گرایش به حق برام ثابت شده باشه.
برای همین همیشه یک پرچم داره، چون حق رو نشون میده، اگه دو تا امام هم بودند، هر دو حق هستند، ولی اگه دو جور حرف بزنند ما گیج میشیم
پس مثل زمان امام حسن و امام حسین-علیهمالسلام-، تا زمانیکه امام حسن-علیهالسلام- امام باشه، امام حسین-علیهالسلام- با اینکه امام هست ولی نباید امام باشه.
در زمان حیات پیغمبر-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- امیرالمؤمنین نباید حرف بزنه، حضرت همهی نهجالبلاغه رو بعد از زمان پیغمبر-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- بیان کردند، حتی یه حکمت نگفتند، چون نمیخواست دورش جمع بشند! میخواست همه دور پیغمبر-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- جمع بشند. این خیلی مهمه!
ما باید جبههی حق رو تقویت کنیم و جبههی باطل رو بکوبیم؛ لذا گفته شده شما باید مواسات داشته باشید، باید دعا کنید، باید کمک کنید، صدقه بدید، قرض بدید، بلا عوض بدید، هدیه بدید،
حالا مگه این افراد کی هستند و چه اهمیتی دارند که ما باید باهاشون مواسات داشته باشیم، هدیه بدیم و…
بحث همون یکی بودنه، بحث تقویت جبههی حق با اتحاده.
شما الان زنبورها رو ببینید، ملکه دارند، مورچهها رو ببینید، برا خودشون ملکه دارند، برای ما هم همینه.
حالا میخوایم نتیجه بگیریم که اون موقع که شما خیلی خوبی، مال خودت نیستی، هیچ چیش مال خودت نیست، نباید دچار غرور بشی.
اون موقع هم که خیلی احساس بدی کردی، این قدر خوبی تو عالم هست که کمکت کنه.
پس زمین نخور!
من که مال خودم نیستم که بگم کم آوردم.
شما با همین دو مثقال جلو بیا.
ببینید یه مثال بزنم؛ شما تا الان اصلا نماز نخوندی، اگه کسی که نماز نخونده، امروز نماز مغرب و عشا رو بخونه، این مییاد تو اردوگاه، وقتی اومد تو ارودگاه، تمومه دیگه، این خیلی مهمه!
لذا من باید نگاهم رو یه نگاه جامع قرار بدم نه یه نگاه کوچک، نگم فقط خودم، خودم! من کیام؟
لذا ما مورد شفاعت ائمه-علیهمالسلام- هستیم، ما مورد شفاعت اولیاء هستیم. این خاصیت شیعه است. هر شیعهای که میبینی، یه عده رو شفاعت میکنه، این خاصیت جمعی ماست.
حرکت جمعی ما اینکار رو میکنه.
لذا از حالت انزوا در بیایید! دین پیغمبر-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- دین رُهبانیت نیست، دین انزوا نیست، حتی به شما بگم اینهایی که شما تو خیابونها میبینید، قوارههاشون به ما نمیخوره، رفتاراشون به ما نمیخوره، همینها ناصر شما هستند، منتهی کلاسش اینه، کما اینکه وقتی ائمه-علیهمالسلام- به ما نگاه میکنند، از ما چی میبینند؟ یه مشت آدمهای لات و لوت، بی سر و پا و نمکنشناس گنهکار، ما رو اینجوری میبینند.
امام، هم ما رو میبینه، هم مقام خودش رو، ما رو فرشته میبینه؟! نه! باطن ما رو میبینه، امام میدونه که چارهای نداره جز اینکه با ما باشه، در یه روایت داره که «اِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَلا ناسینَ لِذَکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ الَّلاْواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ» «ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبردهایم که اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها بر شما فرود میآمد و دشمنان، شما را ریشهکن مینمودند.» (بحارالانوار/ ج۵۳/ ص۱۷۵)
یعنی امام زمان-علیهالسلام- چارهای نداره!
چون خدا ما رو به امام سپرده.
امام نگاه نمیکنه به اینکه این آدم بیخودیه، چون معلومه که بیخوده. خدا امام رو معصوم قرار داده، ما رو که معصوم قرار نداده.
پس باید نگاهمون رو درست کنیم، برای همین گفته میشه شما خودت رو بالا نگیر، از هیچکس خودت رو بهتر فرض نکن، همه رو از خودت بهتر فرض کن؛ چرا؟ که بتونی کاری بکنی، تن بدی و بپذیری.
خدا خیلی لطف به بندهاش کرده؛ مثلا یه نمونهاش رو من به شما بگم؛ مثلا تو روایت داره که یه عدهای نمازخون هستن، به برکت این نمازخونها، خدا برای افراد تارکالصلاة بلا نمیفرسته،
امام صادق-علیهالسلام- فرمودند:
«ان الله يدفع بمن يصلى من شيعتنا عمن لايصلى من شيعتنا و لو اجمعوا على ترك الصلاة لهلكوا»
«همانا، خداوند به وسيله شيعيان نمازگزار ما از شيعيان بىنماز ما (بلا را) دفع مىكند، ولى اگر همه تارك نماز بودند هر آينه همه هلاك مىشدند.»
(مستدرکالوسائل/ ج ۱/ ص ۱۸۴)
الان تو یه محلهای بیست نفر میرند مسجد، نماز میخونند، به برکت این بیست نفر بلا از همهی اون دویست هزار نفر برداشته میشه، کار خدا اینه، چون اینها باهم هستند، نماز اینها، مال اونها هم هست.
یه جبهه هم هست باطله، از اونها فاصله بگیرید، کینه داشته باشید، تو دلتون بغض داشته باشید، لعنتشون کنید. حالا در ظاهر، ما حق این کار رو نداریم چون خدا اجازه نمیده. ولی در باطن نه، من ظالم رو قبول ندارم. کسی که خونهی اهلبیت-علیهمالسلام- رو سوزونده، من نمیتونم قبولش کنم، باطنا مخالفت دارم، ظاهرا هم خدا اجازه نمیده تظاهر کنم به این بغض؛ چرا؟ چون باید قدرت تو دنیا بر اساس دین ایجاد بشه، لذا به من میگه شما تقیه داشته باش. رفتارت رو طوری قرار بده که دشمن سوء استفاده نکنه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲خرداد ۱۳۹۹
۲۸رمضان ۱۴۴۱