پخش زنده
باید رابطهی خودمان را باخدا درست کنیم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسم الله الرحمن الرحیم»
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلَی سَيِّدِنا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبیب قُلوبِنا وَ طَبیب نُفوسنا أَبِی الْقَاسِمِ مُصطَفی مُحَمَّد-صَلَّیاللَّهُعَلَیْهِوَآلِهِوَسَلَّمْ- المَعَصُومین الْمُکرَمیِن اللّهمَ الَعَن أَبالشُرور وَ أتباعَه فی کُلِ لَحظَة مِنَ اَلازَل الی الأَبَد بِعَدد ما أحاطَ بِه عِلمُک»
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ فِي سَبِيلِكَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة.» صلواتی برای امام زمان-عجلاللهتعالیفرجهالشریف-بفرستید.
“وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ وَ ارْحَمُوا صِغَارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصَارَکُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَکُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَی أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَی أَیْتَامِکُمْ”
“کسانی که در دنیا کارهای خوب انجام ندادهاند در روز قیامت گرسنه و تشنه خواهند بود؛ شما بیایید و با گرسنگی و تشنگیای که در این ماه میکشید، به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت بیفتید و از امروز به فکر چاره و عمل صالح باشید” (وسائلالشیعه/ ج ۱۰/ ص۳۱۳)
“وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ” اینکه روزه میگیرید، یه ترسیم و تصدیقی از قیامته؛ یعنی مومن وقتی عطش میگیره یاد عطشی که در قیامته میافته و انسانها اونجا سرگردانند.
“وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ” به فقرا رسیدگی کنید. مسکین کیه؟ کسی که از فقیر پایینتره، یعنی زمینگیره، به اینها کمک کنید. هر کس از شما بزرگتره احترام داره، مقدمش بشمرید.
“وَ ارْحَمُوا صِغَارَکُمْ” به بچهها حالت رحمت داشته باشید. غیظ رو به بچه نشون نده، عصبانیت رو به بچه نشون نده، بچه دل نداره، بچه لطافت داره، یه حالت شیطنت داره، ولی محبت اون رو آروم میکنه، دست به سرش بکش، بوسش کن، بغلش کن.
“صِلُوا أَرْحَامَکُمْ وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ”مواظب زبونتون باشید، همهی اتفاقها با زبونه، اینقدر که بین ماها اختلافه، بین حیوانات نیست، چون زبون صحبت ندارند که با هم کلکل کنند.
در روایت داره که مومن لال هست، یعنی اینقدر حرف نمیزنه که فکر میکنند اون لال هست. چرا باید دربارهی همه چیز آدم نظر بده، مطلب بگه، تحلیل کنه، چه لزومی داره؟
“وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ” چشمهاتون رو مواظبت کنید که هر جا نره. چیزهایی که نباید بشنوید رو گوش ندید.
“أَبْصَارَکُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَکُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَی أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَی أَیْتَامِکُمْ” مواظب دیگران باشید تا مواظب بچههای شما باشند.
“وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَی عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ”
“در این ماه، با تمام وجود فکر و قلبتان را متوجه خداوند کنید؛ در زمان نمازها که بهترین موقعیتهاست و خداوند با رحمتش بر بندگان تجلی میکند، دستهایتان را به آسمان بلند کنید و از خداوند بخواهید که لقاء خودش را به نصیب شما کند، زمان نمازها زمانی است که خداوند به زمزمههای بندگانش گوش میدهد و وقتی او را صدا میزنند با تمام وجود پاسخ میدهد و تقاضاهای آنها را اجابت میکند” (وسائلالشیعه/ ج۱۰/ ص۳۱۳)
“وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ”یکی از کارهایی که توی ماه رمضان باید انجام بدید، توبهست.
“وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ” در ماه رمضان دستهاتون رو بالا بیارید و از خدا حاجت بخواید.
“فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَی عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ”حضرت فرمود که موقع نماز ظهر، تمام درهای رحمت خدا بازه و شما حالت پیغمبری پیدا میکنید، چهطور برای پیغمبر-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- درهای رحمت باز میشه، اگه کسی ظهر موقع زوال مشغول عبادت باشه و اون موقع دعا کنه، تمام درهای اجابت بازه. یه دفعه هم هست و دیگه بسته میشه. ساعتهای دیگه هم بازه، ولی مثل ظهر نیست، فوت کار اینه. خیلی موقعها شما برای یه کاری دست و پا میزنی، بعد میبینی یه راهحل سادهای داشته. میگن کاری که میشه با دست باز کرد با دندون چرا؟
ما الان کارهامون دندونی شده، میخوایم با دندون باز کنیم، در صورتی که با دست باز میشه، گاهی دست هم نمیخواد، با یه متقاعد کردن درست میشه.
ببینید یه میدونی برای ما باز شده که باید خیلی بهش توجه داشته باشیم و اون اینه که درک صحیحی از خودم و خدا پیدا کنم. ما الان توی این مشکل داریم، به اندازهای که نمیدونیم خدا کیه و ما کی هستیم. اگه رابطهی خودم با خدا رو خوب میفهمیدم، اونوقت قصه یه جور دیگه بود. پیغمبر-صلیاللهعلیهوآلهوسلم- این رو میدونست که خودش کیه، خدا کیه. خیلی چیزهای پراکنده وجود داره، ولی همهی اینها از یکی داره آب میخوره و اون خداست. شما یه نفر باهاتون دشمنی میکنه از ناحیهی خداست، هیچ کس نمیتونه همینطوری دشمن شما بشه. یه دفعه میبینی برات یه خیری رسید که اصلا برای شما نبود، خداست! جنگ مربوط به ما نیست، با یه چیز الکی جنگ میشه، با یه چیز الکی هم صلح میشه، وقت داره دیگه. یه دفعه ورشکستگی توی زندگی مییاد، یه دفعه همه چیز از هم پاشید، یه دفعه همه چیز هم سر جاشه. همهش بین رابطهی من و خداست و من باید این رابطه رو تعریف شده بفهمم و با ابزارش جلو برم. مثلا من حتی یه چایی رو میخوام درست کنم توکل کنم، نیام بگم من آبدارچی خوبی هستم، اونوقت میبینی چایی امروزت با دیروز زمین تا آسمون فرق میکنه، با اینکه چایی همونه. خانم باید هر موقع برای غذا درست کردن داخل آشپزخونه میره با توکل بره، اونوقت اون غذایی که پخته یه غذای دیگهست. در روایت داره ما به بعضی از غذاها رایحهی بهشت میدیم، قیمهی امام حسین-علیهالسلام- رایحهی بهشت داره، همون سیبزمینی و لپهست، ولی چون برای امام حسین-علیهالسلام- هست، هم خوشمزهست و هم شفا!
رابطهی خودت رو با خدا درست کن.
“اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ، لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ؛ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ، فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ، ضَلَلْتُ عَنْ دينى”
“خدایا خود را به من بشناسان، زیرا اگر خود را به من نشناسانی فرستادهات را نشناختهام، خدایا فرستادهات را به من بشناسان، زیرا اگر فرستادهات را به من نشناسانی حجّتت را نشناختهام، خدایا حجّتت را به من بشناسان، زیرا اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه میشوم”
بفهم کی هستی، بفهم خدات کیه. حالا خودت رو چهطوری بشناسی؟
به اینکه ضعیفی، راه نفست رو بگیرند تمومه. موقع رانندگی یه چرت بزنی حرفهایترین راننده هم باشی، دیگه تمومه. یه حرف نامربوط بزنی گوشهی زندانی. الان اون آقا در شاهچراغ برای گرفتن اون تروریست چند قدم دوید، یه دفعه نیروی ردهی بالای استخدامی سپاه شد، بعد هم نشان شجاعت بهش دادند، اون اصلا فکر نمیکرد همچین چیزی میشه. هی خودت رو با ترفندهایی که بلدی بالا نکش، ملائکه دو جا میخندند، با اینکه ملائکه خنده ندارند، ولی دو جا میخندند: یه جا که خدا میخواد یه نفر رو زمین بزنه، مردم میخوان اون رو بلند کنند، یه جا هم خدا میخواد یه نفر رو بزرگ کنه و مردم میخوان اون رو پایین بکشند. ملائکه این دو جا میخندند. “تُرید اُرید” یادتون باشه، یه چیزی شما میخوای، یه چیز هم خدا میخواد، معلومه که حرف، حرف خدا میشه نه تو! شما توی عالم کارهای نیستی، اندازهای قد و قوارهی خودت راه برو، در ضعف مطلقی. چرا با یه مدرک، با یه حقوق، با دوتا تدبیر و دوتا فوت و فن، فکر میکنی خبریه؟! یه جاهایی هست که شما اصلا نمیبینی. کِی آمریکا فکر میکرد عراق و افغانستان رو از دست بده؟ کِی فکر میکرد بشار اسد زنده بمونه؟ کی فکر میکرد اسرائیل به این نکبت بیفته؟ اسرائیل یه جوری کار کرده که همهی دنیا رو با خودش همراه کرده، میگه تمام امور خارجهی کشورها با اسرائیله. اینقدر سند کثافتکاری از پادشاهان عربستان یا جاهای دیگه داره که اگه باهاش همراهی نکنند میگه فیلمهاشون رو نشون میده، اینها برای همین میترسند. ولی همین اسرائیل وارد یه جریانی میشه که میگه ما با ارواح داریم میجنگیم، این تونلها ته نداره. الان ماه ششم جنگشون هست، قرار بوده بیست روزه تموم بشه! پس بذار خدا زندگیات رو بچرخونه، خودت رو بکش عقب! بذار خدا تدبیر کنه. بذار خدا امرت رو جلو ببره، هی طراحی نکن، هی آرزو درست نکن، نگرانی درست نکن. الان ببین خفاش جزء پستاندارانه، در سقف زایمان میکنه، نابینا هم هست، همونجا بچهش رو شیر میده. حالا خانم یه زایمان میخواد انجام بده، چهقدر هزینه میکنه، تخت فلان، ننوی فلان، همه باید باشند. الان حیوانات چهطوری زندگی میکنند، با اینکه همین نیازهای ما رو دارند، اونها همه چیزشون رو به خدا سپردند. خدا بد اداره میکنه؟ ببینید دو چیز رو در نظر بگیرید: یکی خداست که همه کارهست، یکی منم که هیچ کارهام، هیچ قدرتی ندارم، هیچی در اختیارم نیست.
حالا ببینید امام چهطور خدا رو در دعای روزی معرفی میکنه: “اَللَّهُمَّ إِنَّهُ لَيْسَ لِي عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقِي وَ إِنَّمَا أَطْلُبُهُ بِخَطَرَاتٍ تَخْطُرُ عَلَى قَلْبِي فَأَجُولُ فِي طَلَبِهِ الْبُلْدَانَ”
“اى خدا من از جايگاه روزى خودم آگه نيستم تنها رزق خود را به خيالى كه بر دلم وارد مىشود مىطلبم و در دور شهرها در طلب روزى مىروم”
“فَأَنَا فِيمَا أَنَا طَالِبٌ كَالْحَيْرَانِ لاَ أَدْرِي أَ فِي سَهْلٍ هُوَ أَمْ فِي جَبَلٍ”
“پس من در آنچه طالب او هستم مانند شخص متحيرم كه نمىدانم روزيام در صحراست يا در كوه”
“أَمْ فِي أَرْضٍ أَمْ فِي سَمَاءٍ أَمْ فِي بَرٍّ أَمْ فِي بَحْرٍ وَ عَلَى يَدَيْ مَنْ وَ مِنْ قِبَلِ مَنْ”
“يا در زمين يا در آسمان است يا در خشكى است يا در دريا و به دست كيست و پيش كيست”
“وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ عِلْمَهُ عِنْدَكَ وَ أَسْبَابَهُ بِيَدِكَ وَ أَنْتَ الَّذِي تَقْسِمُهُ بِلُطْفِكَ وَ تُسَبِّبُهُ بِرَحْمَتِكَ”
“و مىدانم كه علم آن نزد توست و اسباب روزى من هر چه هست به دست توست و تو به لطف و كرم قسمت مىكنى و سبب آن رزق را به مهربانى خود بر ميانگيزى” (قسمتی از دعای تعقیبات عشاء)
“اَللَّهُمَّ إِنَّهُ لَيْسَ لِي عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقِي وَ إِنَّمَا أَطْلُبُهُ” من نمیدونم رزقم از کجا میخواد بیاد، فکر میکنم اگه اینجا برم یه قرارداد ببیندم یا برم توی بورس سود میکنم.
“بِخَطَرَاتٍ تَخْطُرُ عَلَى قَلْبِي فَأَجُولُ فِي طَلَبِهِ الْبُلْدَانَ” میرم از این شهر به اون شهر، حیرونم که بالاخره جنس ما فروش میره یا نمیره، سود میکنه یا نمیکنه، به ما میرسه یا نمیرسه، خدایا حیرت دارم، هیچی نمیدونم. من نمیدونم پول من، رزق من، به دست چه کسی میخواد به من برسه. از حضرت سوال کرد که امسال چه چیزی رونق داره ما بریم بخریم و بفروشیم؟ حضرت فرمود پیاز. سال دیگه میگفت چی رونق داره؟ حضرت فرمود پوست، امامه! خدا هم همینه خداست!
من فکر میکنم اگه یه مغازهی سه دهنه داشته باشم، این سبب رزقه. خدا آقای دلالزاده رو رحمت کنه، ایشون میگفت:
یه آقایی بود به نام ترخانی که میخواست در مسجد عینالدوله نماز بخونه، اومد به این کفشداری مسجد گفت اعلام کن بگو همینطور که کفشهاتون رو به کفشداری میدید، هر کس هر چی پول توی جیبشه، دم در بده و رسید هم بگیره، بعد خواست بره بیرون، هم کفشش رو بگیره، هم پولش رو. هر کس هم پولش رو پس نگرفت امانت باشه که اگه کسی دیگهای خواست بهش قرض بده. ایشون میگفت اینطوری شد که قرضالحسنهی تهران جاوید درست شد. خیلی از این بازاریها پولشون رو پس نگرفتند، هیچ کس هم نیومد از آقای ترخانی مطالبه کنه. بعد ایشون برای من نقل میکرد که یه آقایی اومد توی خیابان ایران به این آقا گفت که این چه کاریه که داری میکنی؟ این مغازهی شما الان باید جاش یه هایپر مارکت باشه، کلی سود کنی. این مغازه رو شما داری هدر میدی، یه بسته نمک، یه آبلیمو، آبغوره و سرکه گذاشتی داخل مغازهت! بعد این آقای ترخانی اومد دست این آقا رو گرفت و برد بیرون مغازه، گفت ته این کوچه این برج رو میبینی؟ این برج مال منه، سه تا از بچههام هم خارج هستند و از همین مغازه ماهیانه دلار براشون میفرستم، لواسون هم خونه دارم، همهش از همین مغازهست! ببینید ما که نمیفهمیم یعنی چی؟ “هوالرزاق ذوالقوهالمتین” یه خرده اطمینان کن، خدایی که عالم رو اداره میکنه، تو رو هم اداره میکنه، هی آینده، آینده نکن. هی نگو آیندهمون چی میشه، آیندهی بچههامون چی میشه. شما بیست سال پیش مگه نمیگفتی آینده؟ الان همون بیست سال آیندهست، دیگه چه اتفاقی باید بیفته؟ شما داری زندگی میکنی دیگه. حضرت فرمود من میدونم خدایا دست توست، تو پول رو تقسیم کردی به این آقا اینقدر، به اون آقا اینقدر دادی. اگه مردم حواسشون به خدا بود یه دونه از این دزدیها اتفاق نمیافتاد، چون ما نسبت خدا بدگمانیم، این میشه. این میشه که توی یه شهری، همهی شورای اونجا رو دستگیر کردند. توی یه شهری مسئولین اداره رو دستگیر کردند. الان گیلان پایینترین سطح فرزندآوری و بالاترین فوتی رو داره، گیلان داره کاملا محو میشه مشارکتش هم پایینترین بوده. توی عالم حساب و کتابه.
شما اینقدر به یه بچهت رسیدگی میکنی، مواظبش هستی که دشمنت میشه، به اون بچه هم که بیاعتنایی کردی همهجوره مواظبته. الان بهترین امکانات در تهرانه، نتیجهشم دیدید که کمترین مشارکت رو داشتند، خب این امکانات رو ببرید در کهگیلویه و بویراحمد خرج کنید، چی میشه؟ همه چیز رو توی دهن تهران ریختند.
“اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ يَا رَبِّ رِزْقَكَ لِي وَاسِعاً وَ مَطْلَبَهُ سَهْلاً وَ مَأْخَذَهُ قَرِيباً”
بگو خدایا رزق ما رو زیاد کن، هر روز بگو، روز بعد بگو خدایا چرا نشد، دوباره بگو خدایا این رزق آسون گیرمون بیاد، نه سخت! نرم عسلویه کار کنم، توی همین شهر خودم درآمد داشته باشم.
خدا تواناست، تو چرا اینطوری فکر میکنی؟ ما برای یه مجلس ختم جاده چالوس رفته بودیم، یه آقایی ما رو توی خونهش برد یه سفرهای انداخت، بعد در یخچال رو باز کرد دیدم توی طبقات، پر از گوشته، گفت حاجآقا اینها همهش گوشت شکاره، این آهو، این گوزن، این قرقاول، همهش هم با مجوز و حلاله، میگفت ما جد و آبادمون تا الان، به غیر از گوشت شکار، گوشت دیگهای نخوردیم. گفتم ما همهش گوشت یخزده خوردیم. ببینید رزق اون گوشت شکاره، رزق ما گوشت یخزدهی برزیلی، من چهکار کردم که گوشت یخزده میخورم، نگاهم چی بوده؟ اون چهجوری به خدا نگاه کرده و چه حسنظنی نسبت به خدا داشته که رزقش این شده؟
وصلیاللهعلیمحمدوآله
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوم ماه رمضان ۱۴۴۵/ هیات رزمندگان(نوالشهدا)
۲۳ اسفند ۱۴۰۲
کلید واژهها:
شکلگیری وجود (وجودت را شکل دادی) – قرب به خدا (قربته، نه دست و پا زدن) – زندگی دنیایی (اضافه نگاه کردن به دنیا) – ذائقه خوشمزه (غذای خوشمزه مانع قرب) – میل چشم (چشم به غیر قرآن) – حال نماز (عدم حال در عبادت) – سیستم دقیق (حساستر از موج رادیو) – رکوع و سجده (رکوع و سجده خوب) – وضوی خوب (علت حال خوب در نماز) – گناه و اختیار (تا جایی اختیار با ماست) – بد نگاه کردن (به بابا یا امیرالمؤمنین) – بابای ولایی (بابا به اعتبار ولایت) – رضایت والدین (رضایت خدا و معصومین) – سهولت فقه (فقه یعنی سهولت) – ایمان آسان (ایمان یعنی سهلی بودن) – خلقت اولیه (محمد، علی، فاطمه) – شاهد آفرینش (گواه خلقت همه چیز) – واگذاری امور (همه چیز به آنها سپرده شد) – حلال و حرام (آنها تعیین میکنند) – دین راستین (ملازمت به آن، رسیدن به حق) – خدا با اهلبیت (بدون آنها یاالله بیفایده) – خلیفه خدا (قائم مقام خدا) – اطمینان به امام (بدون تشکیک در امام) – نقادی خدا (خدا نقادی میکند، امام نه) – اسم فاطمه (نقطه اتصال با فاطمه) – هدایت صحابی (بدگویی امام برای هدایت) – دست راست امام (دست چپ امام هم راست است) – جمع بدون اجازه (بدون اجازه امام ممکن نیست)
خلاصه منبر:
زندگی معنوی به شکلگیری وجود انسان بستگی دارد. قرب به خدا با سر و صدا یا التماس نیست، بلکه با نیت خالص (قربته) است. نگاه بیش از حد به لذتهای دنیایی مثل غذای خوشمزه یا گشتوگذار در سایتها، مانع قرب میشود و حال عبادت، گریه و زیارت را میگیرد. سیستم الهی مثل موج رادیو دقیق است؛ یک رکوع، سجده یا وضوی خوب حال را عوض میکند. گناه تا حدی در اختیار ماست، اما بد نگاه کردن به والدین که به اعتبار ولایتاند، همه چیز را میگیرد. رضایت والدین رضایت خدا و معصومین را میآورد. فقه و ایمان یعنی سهولت، نه پیچیدگی. امام جواد-علیهالسلام- فرمود خدا ابتدا محمد، علی و فاطمه را خلق کرد، آنها را شاهد آفرینش و قائم مقام خود قرار داد. آنها حلال و حرام را تعیین میکنند و جز خواست خدا نمیخواهند. دین این است: ملازمت به آنها رسیدن به حق است. بدون آنها یاالله گفتن بیفایده است. باید به امام اطمینان داشت، بدون شک و تشکیک. خدا نقادی میکند، اما امام نه. اتصال به اهلبیت، حتی با اسم فاطمه، کافی است. امام برای هدایت ما عمل میکند و همه چیز با اجازه اوست.
داستانها و مثالهای منبر:
- فیروزه و عقیق: سنگها بهخاطر دست امام زمان مقام دارند، انسان هم با قرب مقام مییابد.
- موج رادیو: سیستم الهی مثل موج رادیو حساس است؛ کمی انحراف حال عبادت را میگیرد.
- حال بد نماز: کسی گفت حال نماز ندارم، حضرت فرمود چون وضویت خوب نیست.
- بد نگاه کردن: نگاه بد به بابا که به اعتبار ولایت است، همه چیز را میگیرد.
- مادر سختگیر: مادری فرزند ۱۸ ساله را وادار میکرد لباسها را عوض کند و حمام برود.
- خلقت اولیه: خدا ابتدا محمد، علی و فاطمه را خلق کرد و آنها را شاهد آفرینش قرار داد.
- خلیفه خدا: کسی گفت خلیفه خدا معنا ندارد، چون خدا کنار نمیرود، اما روایت میگوید آنها قائم مقاماند.
- سیب و انار: امام میتواند نصف سیب را حلال و نصف را حرام کند، این دین است.
- اسم فاطمه: امام صادق آنقدر اسم فاطمه را صدا زد که نزدیک بود پیشانیاش به زمین بخورد.
- بدگویی امام: صحابی فکر کرد امام غیبت میکند، حضرت گفت برای هدایت توست.
- دست چپ امام: کسی دید امام با دست چپ غذا میخورد، حضرت گفت دست چپ من هم راست است.
- جمع دو نفر: بدون اجازه امام زمان حتی دو نفر برای دین جمع نمیشوند.