qadiriye.ir

نشریه ی غدیریه-بیانات استاد الهی

پخش زنده

شیعه با نور امام مسیر حقو باطل را پیدا می‌کند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

أعوذُبِاللّهِ‌مِنَ‌الشَّیطانِ‌الْرَّجیم
بِسْمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمنِ‌الرَّحِيمِ
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبُ قُلُوبِنَا أباألقاسِمِ المُصْطَفیٰ مُحَمَّد وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِين ألمَعصومین وَ لَعنةُ اللهِ عَلَی أعدائِهِم أجمَعینِ مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین»
«اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَ اَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِکَ وَ الْقادَةِ اِلى سَبیلِکَ وَ تَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ»

شما اگه بخواید به عنوان سرباز زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- در حوزه‌ی فردی نیروی کارآمد و تأثیرگذاری باشید، باید سه عنصر در کنار هم جمع بشه، اون‌وقته که در دستگاه امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- و اهل‌بیت-علیهم‌السلام- به درد بخور می‌شید. عنصر اول عقل، عنصر دوم ولایت و عنصر سوم شرع هست. ببینید به میزانی که اهل واجب هستید و از گناه فاصله دارید، به درد دین می‌خورید و مؤثر واقع می‌شید، چرا؟ چون خدا با اهل تقوا کار داره. “إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ”
“خدا فقط از تقواپيشگان مى‌پذيرد” (مائده/ ۲۷) ولایت! باید ولایت و دوستی شما در یه ترازی باشه که بین حق و باطل رو جدا کنید، حق‌ مدار باشید و چیزی مانع نشه که شما طرفدار حق باشید، ولو به ضرر شما باشه. پس در عقل تشخیص مصلحت و مفسده، در شرع انجام واجب و ترک حرام، در ولایت جداسازی بین حق و باطل مهم هستند؛ این سه عنصر اگه با هم جمع شدند، اون‌وقت شما سرباز امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- هستی.
حالا جامعه‌ی دینی چه شکلیه؟ ببینید جامعه‌ی دینی هم با سه عنصر سر و کار داره: عنصر رهبری، عنصر مکتب و عنصر امت، یعنی این‌طور نیست که ما فکر کنیم حالا یه اتفاقاتی افتاده، جمهوری اسلامی شده و ولایت فقیه مطرح و موفقیت‌هایی حاصل شده، نه، این مثل سایر جریانات نیست.
ما معتقدیم یه جریان تکوینی، تشریعی و حساب شده داره جریان رو به سمتی می‌بره که عالم رو امام رهبری کنه. ما قائل به امامت هستیم و قائل به این هستیم که باید مکتب امام صادق-علیه‌السلام- در عالم پیاده بشه، نه مکاتب دیگه، نه اگزیستانسیالیسم، نه لیبرالیسم، نه کمونیسم و… .
حالا این‌ها کی و چی هستند؟ این‌ها همون جریاناتی هستند که در مسیری که حق داره می‌ره، به عنوان باطل قد علم کردند. یکی از این باطل‌ها فرعون بوده، خب فرعون باشه، تا وقتی موسی-علیه‌السلام- هست ما نگران نیستیم، ما به فرعون چه‌کار داریم؟ فرعون هم داره به عنوان یه باطل، کار خودش رو می‌کنه. مثال بزنم: الان اگزوز ماشین چه‌قدر هوا رو آلوده می‌کنه، ولی خب ماشین داره می‌ره، باید این کار بشه. جریان باطل، باطله، اما من عهده‌دارِ جریان حق هستم و حواسم به اینه که حق رو دارم جلو می‌برم.
در اون مداری که من باید به درد حق بخورم سه عنصر هست، باید عقلم در یه ترازی باشه که به‌ درد دین و به درد امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- بخورم. باید عقلانیت داشته باشم و عقلم بر هوای نفسم حاکم باشه؛ “أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ”
“آیا می‌نگری آن را که هوای نفسش را خدای خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه ساخته و مهر بر گوش و دل او نهاده و بر چشم وی پرده ظلمت کشیده؟ پس او را بعد از خدا دیگر که هدایت خواهد کرد؟ آیا متذکر این معنی نمی‌شوید؟” (جاثیه/ ۲۳)
شما ببینید در جریان امیرالمؤمنین-علیه‌السلام- چه‌قدر جمعیت دور علی-علیه‌السلام- اومده؟ خیلی کم، خب باشه. شما اگه الان بخواید یه آب سیب یا آب هویج بگیرید، یه مقدار تفاله باقی می‌مونه و این طبیعیه و یه چیز قهریه و ما نمی‌تونیم مانعش بشیم. در جریان حق و باطل هم طبیعت کار اینه که عده‌ی کمی اطراف حق باشند. علی-علیه‌السلام- می‌خواد مقداد درست کنه، سلمان درست کنه، ابوذر پرورش بده، برای یه روز دو روز هم نیست، برای زمانی طولانی‌ست. الان روی بذر گندم و بذر برنج سال‌ها کار می‌کنند که در یه هکتار این‌قدر محصول بده، یه محصول خوب و اصلح. یه گوسفند یا یه گاو رو انتخاب می‌کنند تا نژاد اصلح در‌بیارند. در عالم هم داره این اتفاق می‌افته، ما جایگاهی که الان داریم نشون می‌ده که ما در دل تاریخ به عنوان یه جریان حق داریم حرکت می‌کنیم، نه از الان، از زمان حضرت آدم‌-علیه‌السلام- همین‌طوری داریم می‌یایم. هر مقدار فاکتورهای حق، انگیزه‌های حق در وجود شما شکل گرفته، شما در همین مسیر دارید می‌رید. اون عده‌ای هم که این فاکتورها رو نگرفتند، دارند از مسیر حق برمی‌گردند‌. یه عده‌ هم مسیحی می‌شند، به‌خاطر این‌که جریان باطل در وجودشون شکل می‌گیره.
حالا ما می‌خوایم این جامعه رو بر اساس امامت ترسیم کنیم. شما باید بدونی وجودت در اتصال با امام طوری می‌شه که با این‌که امام رو نمی‌بینی، ولی دستورات امام رو اجرا می‌کنی، منویات امام رو شکل می‌دی. روایت رو دقت کنید: امام باقر-عليه‌السلام- فرمود: في قولِهِ تعالى: “فآمِنُوا باللّه وَ رَسولِهِ و النُّورِ الّذي أنْزَلْنا، النُّورُ و اللّه الأئمّةُ مِنْ آلِ مُحمّدٍ صلى‌الله‌عليه‌و‌آله إلى يَومِ القِيامَةِ وَ هُمْ و اللّه نُورُ اللّه الّذي أنْزَلَ، وَ هُمْ و اللّه نُورُ اللّه فِي السّماواتِ و فِي الأرضِ، و اللّه لَنُورُ الإمامِ في قُلوبِ المُؤمنينَ أنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ المُضيئةِ بِالنَّهارِ.”
“در تفسير آيه‌ی «پس به خدا و پيامبرش و نورى كه فرو فرستاديم ايمان آوريد» فرمود: به خدا قسم اين نور، همان امامان از خاندان محمّد صلى‌الله‌عليه‌و‌آله هستند تا روز قيامت. به خدا سوگند آنان همان نورى هستند كه خداوند فرو فرستاده است و به خدا سوگند هم ايشانند نور خدا در آسمانها و زمين. به خدا قسم نور امام در دل‌هاى مؤمنان از خورشيد درخشانِ نيم‌روز، تابان‌تر است.” (کافی/ ج ۱/ ص۱۹۴)
به خدا قسم نور ما ائمه-علیهم‌السلام- در دل تک‌تک شما شعله‌وره، از خورشید وسط آسمان نورانی‌تره. حضرت فرمود نور ما ائمه-علیهم‌السلام- در قلب شما از این نور قوی‌تره. شما تلفن همراه دارید، سیم کارتتون در اتصال با شبکه‌ست، اگه آنتن نده یا گوشی شما مشکل داشته باشه، یا شارژ و اعتبار نداشته باشی تماس قطع می‌شه. حضرت فرمود نور ما در قلب شما این طرف و اون طرف می‌شه. الان این‌همه مردم برای چی کربلا رفتند؟ بیکار که نیستند، می‌فهمند باید خرج کنند و براشون زحمت داره، حالا کی به این‌ها گفته؟ با چه مقیاسی، مگه دستور‌العمل بهشون داده بودند؟ بخش‌نامه داده بودند؟ الان برای جایی هم بخش‌نامه بدند، اجرا نمی‌شه. دستورالعمل هم می‌دند، انجام نمی‌شه. حالا کی به شما گفته برای امام حسین-علیه‌السلام- لباس سیاه بپوشید؟ شما برای پدرت این‌قدر عزاداری نمی‌کنی. بله این سیاه پوشیدن و عزاداری به اعتبار اون نوره که در قلب ماست.
یه زمانی من برای تبلیغ به عباس‌آباد شمال رفتم. این‌ها یه حسینیه داشتند و هفتاد تا پیر‌مرد بالای شصت سال که در دهه‌ی محرم چه عزاداری و سینه‌زنی می‌کردند. این پیرمردها مثل پاکستانی و هندوستانی‌ها سینه‌ می‌زدند. یکی‌شون برای من نقل کرد که یه سال ۲۸ صفر در تابستان خیلی گرمی بود، خیلی از هیئتی‌هامون برای ییلاق به کلاردشت رفتند و در حسینیه‌ی ما نبودند. ما عزاداری رو بر پا کردیم، منبری و مداح دعوت کردیم. ایشون می‌گفت شبِ آخر، من امام حسن-علیه‌السلام- رو در خواب دیدم که حضرت به آشپزخونه‌ی ما تشریف آوردند و من رو که میون‌دار هیئت بودم صدا زدند.
حضرت فرمود آقای فلانی! من از شما امسال گلایه دارم، برای عزاداری ما کم گذاشتید. گفتم آقا والله ما منبری دعوت کردیم، غذا دادیم، مداح اومد، حضرت فرمود ولی برای ما سینه‌زنی نداشتید. بعد حضرت فرمود حالا من نوحه می‌خونم و شما سینه بزنید و حضرت به سبک خود ما شروع به خوندن کرد و ما سینه می‌زدیم. امام حسن‌-علیه‌السلام- فرمود شما نمی‌دونید هر بار که به خاطر ما دستتون به سینه می‌خوره و برمی‌گرده، چه ثوابی می‌برید و جز خدا هیچ کس ثوابش رو نمی‌دونه. پس این بساط مال ما نیست، ما هم اختراع نکردیم، این رو به ما دادند.
امام صادق-علیه‌السلام- فرمود مادر ما رو در عزاداری‌هاتون مساعدت کنید، داد بزنید. همه جا صدا‌تون رو پایین بیارید به جز جلسه‌ی امام حسین-علیه‌السلام-! این جلسات نباید عادی برگزار بشه، آدم باید نعره بکشه‌. پس ما داریم با نور امام راه می‌ریم.
یه موقعی من به آقای بهجت-رحمه‌الله‌علیه- عرض کردم که دیشب خواب می‌دیدم شما دستت رو پشت گوشِت گذاشتی و سرت به آسمون هست، تعبیر این خواب چیه؟ ایشون فرمود: من دوست دارم شیعیان امیرالمؤمنین-علیه‌السلام- صدای امام زمان‌شون رو بشنوند، من دعام این بود که این صداها رو بشنوند، شما اگه این صداها رو نشنوید که جلسه‌ی امام نمی‌یاید، اون صدا شما رو می‌یاره. با اون صدا شما حرم امام رضا-‌علیه‌السلام- می‌رید و زیارت‌نامه می‌خونید. ما صدای امام رضا-‌‌علیه‌السلام‌- رو نمی‌شنویم که حضرت جواب ما رو می‌ده، ولی حضرت اون‌جا یه حظی از مناجات رو به ما می‌ده که ما می‌فهمیم امام رضا-علیه‌السلام- داره جواب می‌ده، با یه رضایت‌مندی از حرم بیرون می‌ریم و این خیلی مهمه! خدا می‌دونه که جلسات اهل‌بیت-علیهم‌السلام- چه‌قدر بلا رو در دنیا از شیعه دفع می‌کنه. نویسنده‌ی کتاب تفسیر طبیب‌البیان می‌گه بنده به کربلا مشرف شدم و همین‌طور که به گنبد نگاه می‌کردم خوابم گرفت. دیدم که گنبد امام حسین-علیه‌السلام- پر از کابل هست، دیگه گنبد معلوم نیست. ایشون گفت در عالم خواب من رو بالای گنبد بردند، دیدم یکی از این کابل‌ها رفته توی کشوری مثل پاکستان، من رو همراه این کابل پاکستان بردند. بعد دیدم از این کابل یه سیم‌هایی به بعضی خونه‌ها کشیده شده، من رو با یکی از سیم‌ها داخل یکی از این خونه‌ها بردند و شنیدم توی این خونه می‌گن “صلی‌الله‌علیک‌یااباعبدالله” متوجه شدم که این روضه‌ها وصل به کربلا‌ست. حالا همین اتصال بین شما و امام زمانت هست، حضرت فرمود: “اِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَلا ناسینَ لِذَکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ الَّلاْواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ”
ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم که اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود می‌آمد و دشمنان، شما را ریشه‌کن می‌نمودند.”(بحارالانوار/ ج۵۳/ ص۱۵۷)
حضرت می‌فرماید مگه ما شما رو رها کردیم؟ امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- شما رو حفظ کرده. اگه من بفهمم امام بالای سر منه و من در اتصال با امام دارم زندگی می‌کنم، اون‌وقت خودم رو با انجام واجب، ترک حرام، رعایت عقل و ابراز دوستی به اهل‌بیت-علیه‌السلام- در انطباق با امام قرار می‌دم. من یه مرام‌نامه دارم که مکتب منه. قال‌الصادق و قال‌الباقر به من می‌گه که چه‌کار باید انجام بدم. منتها من دنبال همه چیز می‌رم، دنبال این هستم ببینم فلان غذا چه‌قدر مواد پروتئینی داره، چه‌قدر برای بچه‌ها خوبه، چه‌قدر برای ورزشکارها خوبه، نمی‌رم ببینم امام صادق-علیه‌السلام- چه غذایی رو سفارش می‌کنه و اون غذا رو بخورم. مثلا حضرت می‌فرمايد معده یه زاویه‌ای داره که این هیچ موقع پر نمی‌شه، نه با میوه پر می‌شه، نه با غذا، فقط با حلوا پر می‌شه، همین حلوایی که شب جمعه برای خیرات می‌‌یارند. اکثر اون‌هایی که زخم معده دارند، به خاطر اینه که زاویه‌ی معده‌شون مشکل داره. مثلا امیرالمؤمنین-علیه‌السلام- چایی‌شون بادرنجبویه بوده، هر کس به خوردن بادرنجبویه مداومت کنه، از لحاظ مغزی یه آدم میزونی می‌شه. حضرت آیت‌الله گلپایگانی-رحمه‌الله‌علیه- برای قلب‌شون به لندن رفته بودند، من برای پاشون خدمتشون رسیده بودم، ایشون توضیح دادند که در لندن بهشون گفتند که قلب شما مثل قلب یه جوان هست، شما چه‌طوری این قلب رو نگه داشتی؟ آقای گلپایگانی-رحمه‌الله‌علیه- فرموده بودند من هر روز یه لیوان گل‌گاو‌زبان می‌خورم.
امام صادق-علیه‌السلام- در مورد نوشیدنی و غذات گفته، بعد فرموده چه‌طوری بخواب، اول سمت راست بخواب دستت رو بذار زیر سرت، دو‌تا ذکر بگو، بعد می‌تونی برگردی سمت چپ، طاق باز هم می‌تونی بخوابی، دمر نخواب. الان ما چه‌قدر از دین و مرام‌نامه‌‌مون بلدیم؟ شاید ده درصد، نود درصدمون مال ائمه-علیهم‌السلام- نیست. حضرت فرمود: :یا کُمَیْلُ! لا تَأْخُذْ اِلاّ عَنّا، تَکُنْ مِنّا”
“ای کمیل! اگر مى‌خواهى از ما باشى، تمام معارف دینت را از ما بگیر!” (بحارالانوار/ ج ۷۴/ ص۴۱۲) حضرت فرمود روزی دو یا سه تا عناب بخورید و بعد فرمود فضیلت عناب بر همه‌ی میوه‌ها، مثل فضیلت ما اهل‌بیت-علیهم‌السلام- بر همه‌ی مردم هست. حضرت فرمود روزی هشت تا سنجد بخورید، هر کی زخم معده داشته باشه، ظرف یه ماه خوب می‌شه. بعد حضرت فرمود پوست سنجد برای پوست‌تون، گوشتش برای گوشت‌تون، هسته‌ش برای استخوان‌تون خوبه. ما صد درصد درِ خونه‌ی اهل‌بیت-علیهم‌السلام- نیومدیم، فقط پنج یا ده درصد اومدیم.
الان توی قضیه‌ی کرونا خدا می‌دونه چه‌قدر گلاب به داد کرونایی‌ها رسید. خونه‌ رسیدی صورتت رو با گلاب بشور. حضرت فرمود وقتی از خواب بلند می‌شید، صورتتون رو با آب نشورید، اول گلاب روی صورتتون بریزید و یه سوره‌ی حمد بخونید.
پس ما رها نیستیم، امامت بالا سر ماست. چرا سید‌الشهدا-علیه‌السلام- در قتلگاه رفت؟ به خاطر این‌که حواس‌ها جمع بشه، به خاطر این‌که این کسی که رفته شهید شده و شما دارید براش عزاداری می‌کنید، خیلی حرف‌ها برای زندگی داره، شما برو این‌ها رو یاد بگیر. شما خواستی بری خونه، در رو که باز کردی بگو سلام علیکم، چه کسی توی خونه باشه، چه نباشه، شما این رو بگو، این فقط کلمه‌ی سلام علیکم نیست، یه کد هست، یه رمزه. حضرت فرمود یه شیطانی هست که با شما تا پشت در خونه می‌یاد، اگه کسی سلام‌ علیکم گفت و بعد داخل خونه رفت، دیگه اون باهاش داخل خونه نمی‌شه، ولی اگه نگفت و همین‌طوری داخل خونه شد، این شیطان همراهش می‌یاد و بین اون زن و شوهر اختلاف می‌اندازه، دعوا می‌اندازه و بعد به شیاطین دیگه می‌گه بیاید داخل و جشن می‌گیرند.
حضرت فرمود اگه کسی می‌خواد پولش زیاد بشه، وقتی خواست داخل خونه بشه، بعد از گفتن سلام‌ علیکم، سه تا قل هوالله بخونه؛ این‌هایی که می‌گند جن‌زده شدیم، توی خونه می‌ترسیم، دواش همینه‌‌.
ببینید ما صاحب مکتبیم، پس چرا از کارهامون نتیجه نمی‌گیریم؟ چرا امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌‌فرجه‌الشریف- نمی‌یاد؟ حضرت وقتی می‌یاد که ما هم در بعد رهبری و هم در بعد مکتب، امت امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- باشیم. نمی‌شه نصف برنامه‌های من امام زمانی باشه، نصف برنامه‌هام شیطانی باشه. الان توی گوشیم چی هست؟ چه تصویرهایی هست؟ با پیامک‌هام چه‌کار‌هایی می‌کنم؟ ناموس مردم، مثل ناموس خودمه؟ حرمت مردم رو نگه می‌دارم؟ اگه این‌طوری باشی، دیگه شما نمی‌خواد منتظر ظهور باشی، الان برای شما ظهور اتفاق می‌افته؛ یعنی امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- شما رو مورد توجه قرار می‌ده، با این‌که اون ظهور اصلی هنوز اتفاق نیفتاده. اون عده‌ای که بر مبنای دین و شرع دارند زندگی می‌کنند، همین الان با امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- در مراوده هستند. شما اصل کاری رو دارید، اصل کاری چیه؟ همون نور امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- هست که توی قلبتون هست و شما مطمئن باشید تا این نور توی قلبتون هستو مسیر رو دارید درست می‌رید، هیچ شکی به خودتون راه ندید. تا دیدید چهارده معصوم-علیهم‌السلام- رو دوست دارید، یقین بدونید که راهتون درسته و شیطان می‌خواد از این راه شما رو مایوس کنه، پس خودتون رو محکم کنید.
امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- فرمود: “اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ اِلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَی السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ، وَاللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَعَلَیْکُمْ”
“هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستی ما بر مبنای عمل به سنّت و اجرای احکام الهی قرار دهید؛ پس همانا که موعظه‌ها و سفارش‌های لازم را نمودم، و خداوند متعال نسبت به همه ی ما و شما گواه است.” (بحارالانوار/ ج۵۳/ ص۱۷۸)
حضرت فرمود حواس‌تون به ما باشه، مودتتون رو به ما زیاد کنید، سنت ما، سنت مستحب نیست، واجبات هم جزء سنت هست‌ با دست راست غذا بخورید، با دست راست آب بگیرید بخورید، به دست راستتون عطر بزنید و بو کنید، با پای راست وارد شید، با پای چپ بیرون برید؛ این‌ها سنت هستند. امام علی-علیه‌السلام- فرمود:
“کُلُّ اَمْر ذى بال لَمْ یُذْکَرْ فیهِ اسْمُ اللهِ فَهُوَ اَبْتَرُ”
“هر کارِ داراى اهمیّتى که بدون یاد خدا آغاز گردد، به سرانجام نمى‌رسد.” (بحار‌الانوار/ ج۷۳/ ص۳۰۵)
اگه کسی بسم‌الله نگفت، از ما نیست. در کارهاتون بسم‌الله باید باشه، نشانه‌ی شیعه‌ست. از نشانه‌های شیعه اینه که زیارت اربعین می‌خونه، بسم‌الله رو بلند می‌گه، پیشانی رو به مهر می‌ذاره و سلام می‌کنه. پس من قراره به درد این رهبر و امام بخورم‌. حالا برای این‌که ما تمرین داده بشیم، یه جریانی به نام جریان ولایت فقیه، شکل گرفته، این جریان داره ما رو با اون مبانی آشنا و مسائل رو برای ما روشن‌تر و شفاف‌تر می‌کنه. اولین کاری که می‌کنه اینه که اطاعت‌پذیری رو در ما ایجاد می‌کنه. ما سابق نمی‌دونستیم باید اطاعت کنیم، الان از روزی که ولایت فقیه اومده ما مطیع شدیم. شما حضرت امام-رحمه‌الله‌علیه‌- رو ببینید، امام می‌گفت برید جبهه، می‌رفتند. برید جهادسازندگی، می‌رفتند. الان هم همینه. این اطاعت‌پذیری، سرمایه‌ی ارتباط با امامت هست که من باید در وجود خودم ایجاد کنم. شما الان خودتون رو با پدر و مادرتون محک بزنید، چه‌قدر نسبت به پدر و مادرتون اطاعت‌پذیر هستید؟ چه‌قدر علقه به پدر و مادرتون دارید؟ میزان ایمان‌تون رو از این‌جا بسنجید. در روایت داره که هر چه‌قدر از پدر و مادر اطاعت‌ کنید، رضایت خدا رو جلب کردید، رضایت امام زمان–عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- رو جلب کردید، شما می‌گی پدر و مادرمون که سواد ندارند، اطاعت چه‌کار به سواد داره؟ یا می‌گه این‌ها به من زور می‌گند، این نظر شماست. شخصی اومد خدمت امام باقر-علیه‌السلام-، هر دفعه که می‌اومد می‌گفت، ظهور کی هست؟ حضرت فرمودند با ظهور چه‌کار داری؟ زمانِ الان خوبه، گفت آقا چه‌طور خوبه؟ حضرت فرمود الان با عافیت داری زندگی می‌کنی، تکلیفت خیلی سنگین نیست، اما وقتی امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- بیاد، یه موقع یه مأموریتی بهت می‌ده، شما باید یک‌ سال در نوک یه قله نگهبانی بدی، یک سال باید تنها یه جایی بری که خیلی سخته، پس این‌قدر امام زمان، امام زمان نکن، الان با این شرایط با عافیت، خودت رو امتحان کن، یعنی گناه نکن، واجباتت رو انجام بده و منتظر امام زمانت هم باش. دوباره اومد گفت که علائمی که برای ظهور هست، آیا حتمی هستند؟ حضرت فرمود ممکنه هیچ علامتی هم اتفاق نیفته و امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- بیاد، گفت آقا اگه این‌طوری هست که همه‌ی این علامت‌هایی که گفتند الکی باشه، پس خود امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- هم ممکنه نیاد. حضرت فرمود اون‌ها علامته، ولی برای امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- وعده‌ست، در وعده‌ی امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- تخلف نیست.
ما به برکت ائمه‌ی معصومین-علیهم‌السلام-، به برکت سید‌الشهدا-علیه‌السلام-، به برکت محافل، جلسات، گریه‌ها و تعظیم شعائری که داریم اون نورانیت رو جذب می‌کنیم. هر چه‌قدر در این قضیه موفق‌تر جلو بریم، خودمون رو با این مکتب و برنامه منطبق کنیم، جامون معلوم و محفوظه.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲۱ صفر؛ دهه‌ی دوم آخر صفر؛ ۱۴۴۲


کلید واژه‌ها:
شکل‌گیری وجود (وجودت را شکل دادی) – قرب به خدا (قربته، نه دست و پا زدن) – زندگی دنیایی (اضافه نگاه کردن به دنیا) – ذائقه خوشمزه (غذای خوشمزه مانع قرب) – میل چشم (چشم به غیر قرآن) – حال نماز (عدم حال در عبادت) – سیستم دقیق (حساس‌تر از موج رادیو) – رکوع و سجده (رکوع و سجده خوب) – وضوی خوب (علت حال خوب در نماز) – گناه و اختیار (تا جایی اختیار با ماست) – بد نگاه کردن (به بابا یا امیرالمؤمنین) – بابای ولایی (بابا به اعتبار ولایت) – رضایت والدین (رضایت خدا و معصومین) – سهولت فقه (فقه یعنی سهولت) – ایمان آسان (ایمان یعنی سهلی بودن) – خلقت اولیه (محمد، علی، فاطمه) – شاهد آفرینش (گواه خلقت همه چیز) – واگذاری امور (همه چیز به آن‌ها سپرده شد) – حلال و حرام (آن‌ها تعیین می‌کنند) – دین راستین (ملازمت به آن، رسیدن به حق) – خدا با اهل‌بیت (بدون آن‌ها یاالله بی‌فایده) – خلیفه خدا (قائم مقام خدا) – اطمینان به امام (بدون تشکیک در امام) – نقادی خدا (خدا نقادی می‌کند، امام نه) – اسم فاطمه (نقطه اتصال با فاطمه) – هدایت صحابی (بدگویی امام برای هدایت) – دست راست امام (دست چپ امام هم راست است) – جمع بدون اجازه (بدون اجازه امام ممکن نیست)


خلاصه منبر:
زندگی معنوی به شکل‌گیری وجود انسان بستگی دارد. قرب به خدا با سر و صدا یا التماس نیست، بلکه با نیت خالص (قربته) است. نگاه بیش از حد به لذت‌های دنیایی مثل غذای خوشمزه یا گشت‌وگذار در سایت‌ها، مانع قرب می‌شود و حال عبادت، گریه و زیارت را می‌گیرد. سیستم الهی مثل موج رادیو دقیق است؛ یک رکوع، سجده یا وضوی خوب حال را عوض می‌کند. گناه تا حدی در اختیار ماست، اما بد نگاه کردن به والدین که به اعتبار ولایت‌اند، همه چیز را می‌گیرد. رضایت والدین رضایت خدا و معصومین را می‌آورد. فقه و ایمان یعنی سهولت، نه پیچیدگی. امام جواد-علیه‌السلام- فرمود خدا ابتدا محمد، علی و فاطمه را خلق کرد، آن‌ها را شاهد آفرینش و قائم مقام خود قرار داد. آن‌ها حلال و حرام را تعیین می‌کنند و جز خواست خدا نمی‌خواهند. دین این است: ملازمت به آن‌ها رسیدن به حق است. بدون آن‌ها یاالله گفتن بی‌فایده است. باید به امام اطمینان داشت، بدون شک و تشکیک. خدا نقادی می‌کند، اما امام نه. اتصال به اهل‌بیت، حتی با اسم فاطمه، کافی است. امام برای هدایت ما عمل می‌کند و همه چیز با اجازه اوست.


داستان‌ها و مثال‌های منبر:

  1. فیروزه و عقیق: سنگ‌ها به‌خاطر دست امام زمان مقام دارند، انسان هم با قرب مقام می‌یابد.
  2. موج رادیو: سیستم الهی مثل موج رادیو حساس است؛ کمی انحراف حال عبادت را می‌گیرد.
  3. حال بد نماز: کسی گفت حال نماز ندارم، حضرت فرمود چون وضویت خوب نیست.
  4. بد نگاه کردن: نگاه بد به بابا که به اعتبار ولایت است، همه چیز را می‌گیرد.
  5. مادر سخت‌گیر: مادری فرزند ۱۸ ساله را وادار می‌کرد لباس‌ها را عوض کند و حمام برود.
  6. خلقت اولیه: خدا ابتدا محمد، علی و فاطمه را خلق کرد و آن‌ها را شاهد آفرینش قرار داد.
  7. خلیفه خدا: کسی گفت خلیفه خدا معنا ندارد، چون خدا کنار نمی‌رود، اما روایت می‌گوید آن‌ها قائم مقام‌اند.
  8. سیب و انار: امام می‌تواند نصف سیب را حلال و نصف را حرام کند، این دین است.
  9. اسم فاطمه: امام صادق آن‌قدر اسم فاطمه را صدا زد که نزدیک بود پیشانی‌اش به زمین بخورد.
  10. بدگویی امام: صحابی فکر کرد امام غیبت می‌کند، حضرت گفت برای هدایت توست.
  11. دست چپ امام: کسی دید امام با دست چپ غذا می‌خورد، حضرت گفت دست چپ من هم راست است.
  12. جمع دو نفر: بدون اجازه امام زمان حتی دو نفر برای دین جمع نمی‌شوند.