qadiriye.ir

نشریه ی غدیریه-بیانات استاد الهی

پخش زنده

اهل‌بیت علیهم‌السلام سرمایه و پشتوانه‌ی شیعه هستند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

«أعوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الْرَّجیم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُصْطَفیٰ مُحَمَّد وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِين ألمَعصومین المکرمین»
«اللّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَريمَةٍ تُعِزُّ بـِها الإِسْلامَ وَأهْلَهُ وَتُذِلُّ بـِها النّفاقَ وَأهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فِيها مِنَ الدُّعاةِ إِلى طاعَتِكَ وَالقادَةِ إِلى سَبـِيلِكَ، وَتَرْزُقُنا بـِها كَرامَةَ الدُّنْيا وَالآخِرَةِ»
صلواتی برای امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- مرحمت کنید.

«كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي-علیه‌السلام- فَأَجْرَيْتُ اخْتِلَافَ الشِّيعَةِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَزَلْ مُتَفَرِّداً بِوَحْدَانِيَّتِهِ ثُمَّ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ فَمَكَثُوا أَلْفَ دَهْرٍ ثُمَّ خَلَقَ جَمِيعَ الْأَشْيَاءِ فَأَشْهَدَهُمْ خَلْقَهَا وَ أَجْرَى طَاعَتَهُمْ عَلَيْهَا وَ فَوَّضَ أُمُورَهَا إِلَيْهِمْ فَهُمْ يُحِلُّونَ مَا يَشَاءُونَ وَ يُحَرِّمُونَ مَا يَشَاءُونَ وَ لَنْ يَشَاءُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ثُمَّ قَالَ يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ الدِّيَانَةُ الَّتِي مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا مُحِقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ خُذْهَا إِلَيْكَ يَا مُحَمَّدُ.»
«محمد‌بن‌سنان گويد: من نزد امام محمد تقى-علیه‌السلام- بودم و از اختلاف شيعه سخن گفتم، فرمود: اى محمد، به راستى خدای تبارك و تعالى هميشه يگانه و تنها بود، سپس محمد و على و فاطمه را آفريد و سپس همه چيز را آفريد و آنان را گواه آفرينش همه چيز ساخت و فرمان‌برى آنان را بر همه چيز مجرى نمود و امورشان را بدان‌ها واگذاشت، پس آنانند كه حلال كنند هر چه را خواهند و حرام كنند هر چه را خواهند و هرگز نخواهند جز آن‌چه را تبارك و تعالى خواهد، سپس فرمود: اى محمد، اين است آن دينى كه هر كه از آن پيش افتد، بيرون جهد و هر كه از آن پس افتد نابود گردد و هر كه بدان چسبد به مقصد رسد، بگير آن را براى خود، ای محمد!» (کافی/ ج ۱/ ص۴)
یه شخصی اومد خدمت حضرت و عرض کرد شیعیان با هم اختلاف دارند. حضرت فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَزَلْ مُتَفَرِّداً بِوَحْدَانِيَّتِهِ» زمانی بود که خدا هنوز هیچ کس رو خلق نکرده بود، فقط خدا بود و خودش.
“ثُمَّ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ فَمَكَثُوا أَلْفَ دَهْر”
خدا خلقتش رو با سه تا وجود مقدس آغاز کرد؛ یعنی محمد-صلی‌الله‌علیه‌وآله-، علی-علیه‌السلام- و فاطمه-سلام‌الله‌علیها- و هزاران سال این قصه همین‌طوری موند.
«ثُمَّ خَلَقَ جَمِيعَ الْأَشْيَاءِ فَأَشْهَدَهُمْ خَلْقَهَا وَ أَجْرَى طَاعَتَهُمْ عَلَيْهَا» خدا وقتی این سه نفر رو خلق کرد، بعد همه چیز رو آفرید و این سه نفر رو شاهد آفرینش خودش قرار داد و به مخلوقاتش یاد داد و در جوهره‌ی اون‌ها قرار داد که دنبال این سه نفر برن.
“وَ فَوَّضَ أُمُورَهَا إِلَيْهِمْ فَهُمْ يُحِلُّونَ مَا يَشَاءُونَ وَ يُحَرِّمُونَ مَا يَشَاءُونَ وَ لَنْ يَشَاءُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى” خدا این سه نفر رو جوری قرار داد که هر کاری دلشون می‌خواد انجام بدند، یعنی یه اجازه‌ای به این سه وجود مقدس داد و فرمود همه چیز با شما! یعنی چی؟ یعنی ما شدیم و این سه وجود مقدس، یعنی عالم شد و محمد-صلی‌الله‌علیه‌وآله-، علی-علیه‌السلام- و فاطمه-سلام‌الله‌علیها-! خدای بدون این سه نفر معنا نداره. اگه علی-علیه‌السلام- گفت خدا و شما هم گفتی خدا، این درسته، ولی اگه دومی-لعنه‌الله‌علیه- گفت خدا، شما هم گفتی خدا، این طاغوته! اگه معاویه-لعنه‌الله‌علیه- گفت خدا، این خدا طاغوته! فقط وقتی که علی-علیه‌السلام- می‌گه خدا، این درسته و خدا خداست. خدایی که این سه وجود مقدس رو معرفی کرده. خدا همه چیز رو به این‌ها واگذار کرد؛ یعنی به غیر از این‌ها دیگه کسی کاره‌ای نیست، ملائکه کاره‌ای نیستند، جبرئیل کاره‌ای نیست، خازن جهنم کاره‌ای نیست.
این سه وجود مقدس، قائم مقام خدا شدند! وقتی شما علی-علیه‌السلام- می‌گی، ناخودآگاه داری می‌گی خدا، با این‌که علی-علیه‌السلام- رو بنده‌ی خدا می‌دونی. خب یه دستاوردش چیه؟ مثل اینه که بابای شما استانداره، منم یه کار قانونی دارم، ولی کارم گیر کرده و فقط استاندار باید حلش کنه. من به شما می‌گم می‌تونی به بابات بگی کار ما رو حل کنه؟ اگه گفتی بله، من دیگه چه‌قدر خیالم راحت می‌شه که گره‌ی کارم باز می‌شه. حالا اگه کار من گیر کرده و من گفتم علی، کار من درست می‌شه. وقتی علی-علیه‌السلام- سرپرست منه و حضرت می‌دونه من تحت فرمانش هستم، خدا هم هزاران قانون پیچیده، هزار تا سخت‌گیری هم داشته باشه، خب من دیگه مشکلی ندارم. وقتی کار دست علی-علیه‌السلام- هست و منم با حضرت ارتباط دارم و محبتش توی دل منه، این محبت در وجود من ثبات می‌یاره. مثلا یه نفر آزمون و خطا داره، هی داره کار می‌کنه، ولی وقتی خطاهاش به یه جایی می‌رسه، دیگه ول می‌کنه.
ولی اگه کسی در آزمون و خطا ببینه که خطاهاش رو به عهده می‌گیرند و خودشون دارند جبران می‌کنند، دیگه کار رو ول نمی‌کنه، هی تندتند جلو می‌ره. مثل کسی‌ که تشویقش می‌کنی، مثل بچه‌ای که می‌خواد راه بره و هی زمین می‌خوره، ولی شما انگار نه انگار که اون زمین خورده، فقط راه رفتنش رو نگاه می‌کنی. خب وقتی یکی عهده‌دار منه و خطاهای من رو جبران می‌کنه، دیگه من با اعتماد به نفس این مسیر رو می‌رم. و الا مگه می‌شه من خدا رو راضی کنم؟ خدایی که به این شکل داره می‌گه جهنم، خدایی که داره می‌گه من مو رو از ماست بیرون می‌کشم، اصلا نمی‌شه با این خدا کنار اومد. حالا خدا علی-علیه‌السلام- رو معرفی کرد، حالا شما با علی-علیه‌السلام- کنار بیا. حضرت فرمود با پدر و مادرتون کنار بیاید، اگه شما با پدر و مادرت کنار بیای، منِ علی هم چشم‌هام رو روی هم می‌ذارم، خدا هم همین‌طور، ببینید چه‌قدر کار راحت می‌شه. اون‌وقت اگه کسی با پدر و مادرش هماهنگ بود چه‌قدر خوب رشد می‌کنه. من اگه با این چهار‌تا کلمه‌ی راهنمایی رانندگی هماهنگ باشم و قوانین رو رعایت کنم، چه‌قدر خوب رانندگی می‌کنم و مسیرم رو می‌رم، تموم شد دیگه!
“فَهُمْ يُحِلُّونَ مَا يَشَاءُونَ وَ يُحَرِّمُونَ مَا يَشَاءُونَ وَ لَنْ يَشَاءُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى”
هر چیزی رو که این سه وجود مقدس بخوان حلال می‌کنند و هر چیزی رو هم که بخوان حرام می‌کنند، یعنی خدا می‌خواد با “يُحِلُّونَ و يُحَرِّمُونَ” به ما حالی کنه‌، و الا این حضرات که حلال و حرام خدا رو دست نمی‌زنند. خدا داره به ما حالی می‌کنه می‌گه تا این‌قدر من بهشون قدرت دادم که حلال و حرام هم دست این‌ها باشه، پس هر کس با این سه وجود مقدس مخالفت کنه بیچاره‌ست. روایت می‌گه هر کس با منِ خدا مخالفت کنه، ولی با علی-علیه‌السلام- همراه باشه، اون رو بهشت می‌برم، می‌شه فهمید این یعنی چی؟
شما اگه نمی‌تونید منِ خدا رو راضی کنید، علی-علیه‌السلام- رو که می‌تونید راضی کنید. اگه علی-علیه‌السلام- رو راضی کنید، منم شما رو قبول می‌کنم، ولی هر کسی من رو اطاعت کنه، اما مخالف علی-علیه‌السلام- باشه، اون رو به جهنم می‌برم. چه‌طور وقتی یکی پدرش استانداره، به خودش می‌باله، اعتماد به نفس داره، محکم راه می‌ره، می‌گه همه‌ی کارهام حله، شما هم وقتی امام‌ علی-علیه‌السلام- رو داری، همه‌ی کارهات حله. به سرعت دنبال خوبی‌ها برو و به بدی‌هات فکر نکن، چون هر چی شما خوبی انجام بدی، بدی‌هات داره جبران می‌شه. ولایت علی-علیه‌السلام- یه چیزیه که هیچی نمی‌تونه بهش آسیب برسونه. ما در اعمال امام شریک هستیم. خدا اعمال امام رو با ما و اعمال ما رو با امام می‌سنجه؛ یعنی ولایت علی-علیه‌السلام- در میزان من قرار می‌گیره. وقتی ولایت حضرت در میزان اعمال من‌ هست، من کم می‌یارم؟ پس گیر نکن، به سرعت کارهای خوب رو یکی پس از دیگری فتح کن، به سرعت برو.
این همون معارف و تفکر درستیه که باید داشته باشیم. هر کس از این چیزی که من گفتم، یه ذره اون‌طرف و این‌طرف فکر کنه باخته. این همون دیانتیه که من از شما می‌خوام داشته باشید، می‌‌خوام محکم باشید! «وَ ما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلايَتِكُمْ طيبا لِخَلْقِنَا وَ طَهارَةً لأِنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنا وَ كفّارَةً لِذُنُوبِنا»
«و نيز آن‌چه از ولايت شما به ما اختصاص داد، همه‌ی اين‌ها را سبب پاكىِ سرشت و اخلاق ما و پاكيزگى جان‌هايمان و پاک‌سازى و رشد ما و جبرانِ گناهانمان [ قرار ]داد» (فرازی از زیارت جامعه کبیره)
ببینید ما با این موالاتی که داریم همه چیز با ماست، علم خدا هم با ماست. بچه‌ها نمی‌خواد کلاس برن، بچه‌ها خوش‌فهم هستند، ولی آموزش و پرورش داره خراب‌شون می‌کنه که الحمدلله به خاطر کرونا تعطیله. این افکار رو دانشگاه خراب می‌کنه. الان فساد یک صدم شده، چرا؟ چون آموزش و پرورش تعطیله. درس فیزیک و شیمی که مشکل نداره، ولی وقتی مدرسه محل فساد می‌شه، تربیت هم تعطیله، آموزش هم کمک نمی‌کنه. گاهی من می‌بینم پدر مادرها نگران آینده‌ی بچه‌ها هستند، می‌گن بچه‌های ما چی می‌شن؟ الان شما رو کی تربیت کرده؟ بابات مهذب بوده؟ مامانت مهذب بوده که تو الان این افکار خوب رو داری؟ این تربیت شماست که تا عمق جانت نفوذ می‌کنه.
اشعه‌ی خورشید حتی موجودات کف اقیانوس‌ها رو اداره می‌کنه، اون‌وقت نور امام که بالاتر از نور خورشیده نمی‌تونه شیعه رو اداره کنه؟ نور امام تا عمق جان شیعه‌ست. شما داری باهاش زندگی می‌کنی، پس چرا با این چیزهای عادی هی داری خودت رو پایین و بالا می‌کنی؟ مدام می‌گی این‌جا کارم این شد، اون‌جا کارم اون شد. این‌جا نتونستم، اون‌جا تونستم. اون‌ها مگه این چیزها رو از ما می‌خوان؟ اصلا مگه از شما چیزی خواستند؟ برای ماه رمضان مگه از شما عملی خواستند؟ فقط گفتند هیچ کاری نکن، این هیچ کار نکن شده عمل، این هیچی نخور شده روزه‌ی ماه رمضان، همین! اگه مثل حج، می‌گفتند اعمالی رو باید انجام بدی خیلی سخت بود. شما رمی جمرات رو باید درست انجام بدی، چه‌قدر طواف سخته. اون‌وقت در ماه رمضان یه شب می‌شه شب قدر، می‌شه هزار ماهه، حالا اون شب چیه؟ شب مهمیه، باید بیدار باشی، می‌خوان بهت لطف کنند. اون‌هایی که بیدارند بهشون لطف می‌شه، حالا اگه جوشن کبیر هم خوندی یه چیز دیگه‌ست.
پس ببینید ما سرمایه داریم، پشتوانه داریم. حالا که پشتوانه داری، پس چرا محکم راه نمی‌ری؟ شما که برحقی. اونی که باطله، توی کارش خیلی محکمه. همه‌ی شبکه‌های مجازی رو پر کرده، گروه داره، کانال داره، این همه داره تلاش می‌کنه با این‌که باطله، با این‌که اصلا عقبه نداره، اما تو همه چیز داری.
شما اگه ده‌تا آیه با چهار‌تا تفسیر نگاه کنی، قشنگ می‌فهمی، چرا فکر می‌کنی نمی‌فهمی؟ روزی یه مسئله‌ی شرعی رو با دقت بخونی می‌فهمی، چرا فکر می‌کنی نمی‌فهمی؟ شما با این موالاتی که از اهل‌بیت-علیهم‌السلام- دارید، این‌ها رو بهتون حالی می‌کنند.
بعد حضرت فرمود اینی که به شما گفتیم سرّ بود، شما قدر این رو بدون و ازش استفاده کن تا راه درست رو انتخاب کنی، اون‌وقت خدا مسیر رو برات صاف می‌کنه.
خب حالا ما به عنوان آدم‌هایی که قراره این راه رو بریم، داریم پشتیبانی می‌شیم. شما تلفن همراه رو ببینید، به دلیل اون سیم کارتی که داره، شما رو از امکانات دیگه بهره‌مند می‌کنه؛ بلا تشبیه حالا منم همین‌جوری‌ام، من با سیم کارت ولایتی که دارم، با ایمانم و با شیعه بودنم، به یه شبکه متصلم، اون شبکه هر جای عالم که باشه خبرها دقیق بهش می‌رسه.
حالا یه نکته! ما که ایرانی هستیم، پیغمبر-صلی‌الله‌علیه‌وآله- هم عرب بودند، هیچ راه ارتباطی از اون زمان با این زمان نبوده. حالا چی شده که ما از این اسرار و اخبار مطلع هستیم، ولی عرب‌هایی که در مکه و مدینه کنار پیغمبر-صلی‌الله‌علیه‌وآله- بودند، این خبرها و این معارف بهشون نرسیده؟!
با این‌که هم عرب بودند، هم به پیغمبر-صلی‌الله‌علیه‌وآله- متصل بودند تا معارفی رو که حضرت می‌خواسته، بهشون منتقل کنند. با این‌که نه کر و کور بودند، با این‌که اون زمان هم همه‌ی خبرها و اسرار بوده، ولی خبرها بهشون نرسید. چرا خبر به سلمان-رحمه‌الله‌علیه- رسید، اما به معاویه-لعنه‌الله‌علیه- نرسید؟ چون ملعون اون سیم کارت رو نداشت، اون ولایت‌ رو نداشت!
الان به برکت همین سیم کارت و اتصال، میلیاردها خبر و اطلاعات توی گوشی شما هست، خبرها که مال شما نیست، خبرها رو براتون جمع‌آوری کردند، پژوهش‌ها و مطالعات زیادی شده که الان دارید بهره می‌برید، غیر از این که نیست. این زمینه‌ها به وجود اومده، پس شما چون به یه شبکه‌ی عظیم متصل هستی، این اخبار و اطلاعات بهت می‌رسه. الان امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- وقتی امام شده نیاز داره بیاد توی این دنیا یه نماز بخونه؟ نه! حضرت چه نیازی به نماز داره؟ امام شده، از امام بالاتر که چیزی نیست. اما حضرت به خاطر ما به این دنیا اومده، یعنی همه‌ی عباداتش برای شیعه‌ست. یعنی شما یه پشتوانه داری که باید به اون دلت رو خوش کنی، نه به اعمال خودت! من عمل خودم رو بخوام پیش خدا ببرم، جز شرمندگی نباید چیزی باشه. روی قبر سلمان-رحمه‌الله‌علیه- نوشته شده “بدون هیچ توشه‌ای از حسنات و قلب سلیم بر شخص کریمی وارد شدم؛ زیرا بردن زاد و توشه برای رفتن به مهمانی کریم، زشت‌ترین کار است.” زشت‌ترین کار اینه که شما بخواید برای پادشاه چیزی ببرید، چون پادشاه که ندار نیست، همه‌ی اقلیم دستشه. پس ما چیزی برای امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- و برای خدا نداریم. اما رفقا ما یه چیزی داریم که نباید داشته باشیم و اون خودمونه! اون خودِ اگه نباشه، همه چیز هست، خودِ چیه؟ مثلا الان امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- می‌خواد یه چیزی بگه، منم یه حرفی دارم کنار حرف امام، مثل چی؟ مثل این‌که من الان با شما بحث می‌کنم، شما هم در مقابل من یه حرفی داری و حرف خودت رو مقدم به حرف من می‌دونی، لذا حرف خودت رو ول نمی‌کنی، مگه این‌که یه آدم منصفی باشی؛ یعنی اگه دیدی حق با منه، حق پیش منه، اون رو بپذیری و حرف خودت رو کنار بذاری. پس تا من خودم رو حق می‌دونم، امر خودم جلو هست، دیگه این محق بودنِ نمی‌ذاره امر امام پذیرفته بشه، لذا همیشه توی دعوا هستم.
الان یه نفر یه جا کار می‌کنه می‌گن نوکره، چرا می‌گن نوکره؟ چون هر دستوری بهش داده می‌شه بدون چون و چرا انجام می‌ده. به این می‌گن بنده! امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- باید این رو از ما ببینه که هر چی به ما می‌گه ما گوش می‌کنیم، حرف زیادی هم نیست. امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- می‌فرماید دیگه دروغ نگو، اما شما حرف‌هات دروغه، یکی در میون، دو‌تا در میون دروغه، ده تا در میون دروغه. حالا منِ امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- بهت می‌گم دیگه از این به بعد دروغ نگو! حضرت می‌فرماید غیبت نکن، پشت سر کسی حرف نزن.
حضرت فرمود شما به همینی که بهت دادیم قانع باش. بچه شیعه! همینی که داری رو زیاد بدون و
شکرش رو به جا بیار. امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- دوست داره این پیراهن تنت باشه، چون این حلاله، ولی اون پیراهنی که اون‌جا هست حرامه، ولش کن. همین خونه‌ای که توش نشستی خوبه، همین وسیله‌ای که داری خوبه، همین جورابی که داری خوبه، شکر کن!
حضرت می‌فرماید من دعا کردم خدا بهت دختر بده، دختر خوبه، ناشکری نکن و نگو پسر. پسر هم خوبه، ولی الان که پسر نیست ناشکری نکن!
این رو بارها گفتم؛ ما باید بیست نمره پیش خدا داشته باشیم، هجده نمره‌ش رو امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- برای ما گرفته، شما فقط دو نمره پیش خدا بیارید تا حضرت همه‌ی امورتون رو ردیف کنه.
رفقا! والله به شما می‌گم که ما احتیاج به یارانه نداریم، ما احتیاج به این سر و صداها نداریم!
برکات در کشور ما هست، چرا به من نمی‌رسه؟ چون من به داداشم رحم نمی‌کنم. چون من یه بار خواهرم رو دعوت نکردم. چون به اندک چیزی با پدر و مادرم درگیرم. چون با اندک چیزی عصبانی می‌شم، پس مستحق این شدم. وقتی من این‌جوری هستم، خدا هم می‌گه ما یه شهردار یا یه فرماندار، یه شورای شهری بالای سرتون می‌ذاریم که براتون کارایی نداشته باشه. اگه شما خوب شدید ما هم اون‌ها رو درست می‌کنیم، همه چیز دست خداست.
“وَلَو أَنَّ أَهلَ القُرىٰ آمَنوا وَاتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَيهِم بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرضِ وَلٰكِن كَذَّبوا فَأَخَذناهُم بِما كانوا يَكسِبونَ”
“و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم؛ ولی (آن‌ها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم” (اعراف/۹۶)
رفقا! چیزی از شما نمی‌خوان، کارتون رو هم درست می‌کنند، فقط شما نسبت به هم خوب باشید. پدرداری کن، مادرداری کن، مادرت رو دوست داشته باش، دور مادرت بچرخ!
وقتی قدر ندونستی، باید زمین رو گاز بگیری.
وقتی امام‌ علی-علیه‌السلام- رو ول کردند، گیر چه افرادی افتادند؟ گیر اهل سقیفه! اهل سقیفه کاری کردند که تا همین الان بیچارگی‌اش هست؛ مردم شام، مردم سوریه، مردم فلسطین رو ببینید، این‌ها بچه‌های همون‌ها هستند، الان باید توبه کنند، الان باید یادآوری کنند که کی به درد ما می‌خوره، بگن که بن‌سلمان به درد ما نمی‌خوره. کی به درد ما می‌خوره؟ اونی که دلسوزه، محبت داره، اونی که سینه سپر کرده، اونی که می‌یاد راهنمایی‌ات می‌کنه، اخلاق درس می‌ده و اون رهبره! اگه من قدرش رو ندونستم تقصیر خودمه، کسی تقصیر نداره. پس ببینید این قالب و چارچوب رو حفظ کنیم. یه مثقال خودمون رو تغییر بدیم.
امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- می‌خواد یه چیزی بده که من بگیرم. خدا آقای اخوان مرعشی رو رحمت کنه. یه روز من بهشون گفتم من تشرفات شما رو شنیدم، واقعا می‌شه امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- رو دید؟ ایشون لبخند زد و گفت این چه حرفیه؟ این افرادی که موهای پرپشت دارند به اندازه موهاشون هر روز امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- رو می‌بینند، هر روز با حضرت ملاقات دارند. ایشون اصلا غلو نداشت. خب پس چرا من از حضرت، یه خواب خوب نمی‌بینم؟ چون خودمم! وقتی من الهی شدم، دوست دارم خودم مطرح باشم، از عکس‌های خودم خوشم می‌یاد، اگه من سخنرانی کنم خوبه، اما اگه آقای رفیعی سخنرانی کنه بی‌خوده، آقای عالی سخنرانی کنه بده، ببینید فقط خودم برای خودم مطرحم، خب من با امام زمان-عجل‌الله‌تعالی‌فرچه‌الشریف- چه‌کار دارم. من دارم کار خودم رو می‌کنم، آقای رفیعی و آقای فرحزاد هم دارند کار خودشون رو می‌کنند. اگه هر کی در صنف خودش اون یکی رو بکوبه که نمی‌شه. آشپزها آشپزها رو بکوبند، مداح‌ها مداح‌ها رو بکوبند، علما علما را بکوبند، کارمندها در اداره زیرآب بقیه رو برنند، خب این‌طوری که هیچی نمی‌مونه. برعکس من باید به آقای عالی زنگ بزنم بگم من این روایت کامل رو پیدا کردم، براتون می‌فرستم، باید با هم این‌طوری باشیم، باید کمکِ هم باشیم. بعد تازه برای من خوب می‌شه، امتیازش می‌شه برای من!
امروز روز وفات حضرت خدیجه-سلام‌الله‌علیها- هم بود، حضرت خدیجه-سلام‌الله‌علیها- برای‌خانم‌ها و مادر‌ها الگو‌ست. اگه حضرت فاطمه-سلام‌الله‌علیها- رو بگیم، می‌گن ایشون معصومه، ما چه ربطی به ایشون داریم؟ راست می‌گن، ولی حضرت خدیجه-سلام‌الله‌علیها- معصومه نبود، یه خانم معمولی این‌قدر درست راه رفت، این‌قدر عاقلانه راه رفت که پیغمبر-صلی‌الله‌علیه‌واله‌وسلم- بعد از ایشون هر وقت می‌نشست، پا می‌شد می‌فرمود خدیجه-سلام‌الله‌علیها- و گریه می‌کرد! حضرت خدیجه-سلام‌الله‌علیها- روش نشد به پیغمبر-صلی‌الله‌علیه‌واله‌وسلم- بگه که عباشون رو برای کفن بهش بده، لذا به فاطمه-سلام‌الله‌علیها- گفت یه جور واسطه‌ی این حرف باش. جبرئیل نازل شد گفت یا رسول‌الله! به خدیجه بگو خدا برات کفن آماده کرده.
وقتی پیغمبر-صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم- به معراج رفته بود، موقعی که می‌خواست پایین بیاد، جبرئیل فرمود یا رسول‌الله! سلام خدا و سلام من رو به خدیجه-سلام‌الله‌علیها- برسون.
خانم‌ها یه خرده مواظبت کنید و به ذوات توجه پیدا کنید؛ به حضرت خدیجه-سلام‌الله‌علیها-، به نرجس خاتون-سلام‌الله‌علیها-، به حکیمه خاتون-سلام‌الله‌علیها-، به حضرت معصومه-سلام‌الله‌علیها-، به حضرت زینب-سلام‌الله‌علیها-.
پس یه خرده توجه پیدا کنم تا در وجودم تحولی پیدا بشه، دیگه این‌قدر این‌طوری راه رفتن خوب نیست!
و‌صلی‌الله‌علیه‌وآله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سخنرانی؛ ۳ اردیبهشت ۱۴۰۰


کلید واژه‌ها:
عزاداری محرم (مورد توجه امام زمان) – سرمایه عزاداری (قدر این عزاداری‌ها رو بدونید) – نور ایمان (زنده کردن با نور ایمان) – زندگی معمولی (بدون رشد و آرمان) – تغییر معنوی (از این حالت دربیایم) – مکتب حسینی (آدم درست کردن سریع) – حرارت حسین (حرارت در دل مؤمنان) – دالان حسین (همه باید از آن رد شوند) – شریعت ناکافی (نیاز به حرارت حسینی) – زیارت حسین (سفارش در مبعث و عرفه) – خشوع مؤمن (نور امام حسین) – امتحان زهرا (بارداری حسین) – مقام پیامبر (از حسین مقام گرفت) – معرفت حسینی (فیض و نور می‌رساند) – چای و قیمه (خاصیت ویژه حسینی) – نورانیت ملائکه (از مجلس حسین) – مجلس حسینی (قطعه‌ای از بهشت) – سینه‌زنی (زیر پرچم حسین) – پاکی عزادار (نیاز به پاکی و عقل) – شیطان‌ستیزی (شیطان حریف نیست)


خلاصه منبر:
عزاداری محرم سرمایه‌ای بزرگ است که باید حفظ شود. طبق آیه انعام (۱۲۲)، محرم انسان را از مرگ روحانی به حیات ایمانی می‌رساند و نوری برای هدایت در میان مردم عطا می‌کند. انسان‌ها زندگی معمولی دارند، اما در مکتب امام حسین-علیه‌السلام- به رشد معنوی می‌رسند. مثل گندم که با حرارت تنور نان می‌شود، انسان هم با حرارت مکتب حسینی پخته و به‌دردبخور می‌شود. این مکتب سریع، مطمئن و ضمانت‌شده است. شریعت کافی نبود، حرارت حسینی لازم بود که در دل مؤمنان سرد نمی‌شود. زیارت امام حسین در مناسبت‌ها سفارش شده، چون نور او خشوع می‌آورد. حتی پیامبر و حضرت زهرا-سلام‌الله‌علیها- از حسین مقام گرفتند. معرفت به امام حسین فیض و نور می‌رساند. مجلس حسینی قطعه‌ای از بهشت است؛ ملائکه از آن نور و عطر می‌گیرند. عزادار حسینی باید پاک و عاقل باشد تا زیر پرچم او سینه بزند و از شیطان در امان بماند.


داستان‌ها و مثال‌های منبر:

  1. گندم و نان: گندم، آرد و خمیر با نان فرق دارند؛ انسان بی‌ایمان با مؤمن هم همین تفاوت را دارد.
  2. حرارت تنور: خمیر بدون حرارت تنور نان نمی‌شود؛ انسان هم بدون مکتب حسینی پخته نمی‌شود.
  3. ملائکه و مجلس: ملائکه پس از حضور در مجلس حسینی نورانی و خوش‌بو شدند و دیگران خواستند محل را بدانند.
  4. قطعه‌ای از بهشت: با گفتن «صلی‌الله علیک یا اباعبدالله» محل هیئت عرش و بهشت می‌شود.
  5. امتحان زهرا: حضرت زهرا با پذیرش بارداری حسین-علیه‌السلام- بهره برد.
  6. مقام پیامبر: پیامبر فرمود «حسین منی و أنا من حسین»، یعنی از او مقام گرفت.