qadiriye.ir

نشریه ی غدیریه-بیانات استاد الهی

۲۳۸* شیعه همه‌ی امتحان‌ها رو می‌ده، آخرین امتحانش اینه که اهل مواسات هست یا نه، اهل خیرخواهی هست یا نیست.


۲۳۷* من باید دنبال مواسات باشم، اگه من شما رو رعایت کنم، شما هم من رو رعایت کنی، خدا سومی من و شماست و راه رو به روی من و شما باز می‌کنه.


۲۳۶* اگه در وجود من بخواد اسلام و دین نظام پیدا کنه و به درد دین بخورم، دو تا خصلت باید درست بشه؛ یکی مواسات و دیگری هم انصاف! اگه من مواسات داشته باشم با زندگی من زندگی بیست نفر راه می‌افته.


۲۳۵* اگه ما بتونیم همه‌ی صفات رو مثل سلام و جواب سلام در خودمون شکل بدیم، این صفات جامعه‌ی ما رو خوش رنگ و بو می‌کنه. شما فکر نکنید امام زمان-عليه‌السلام- تشریف بیارن، یه چیز نویی می‌یارن، نه! اتفاقا همین کهنه‌ها رو که ما گذاشتیم کنار می‌یارن.


۲۳۴* ما یه اشکالی داریم که باید تو ذهنمون درست بشه و از خدا بخواهیم که متاع بودن دنیا و کوچیک بودنش رو برامون حاصل کنه، اون عظمت عُقبا رو هم بهمون بده که بفهمیم اون‌جا چه‌قدر عظیمه، این‌جا هم چه‌قدر کوچیکه. الان مشکل ما اینه.


۲۳۴* وقتی فردی یه چیز مرغوبی داره و با خودش می‌گه از این دیگه نمی‌شه به کسی داد، این می‌شه بخل!! حالا اگه یه بار انفاق کرد، روی نفس کم می‌شه، دفعه‌ی بعد دیگه عقب می‌ره و لجبازی نمی‌کنه.


۲۳۲* باید از خدا بخوای حسادتت برداشته بشه؛ یعنی اگه به مومن یه فضلی رسید، یه عنایتی بهش شد، خوشحال‌تر بشی! بعد هم از خدا بخوای به شما هم عنایت کنه و بهتر از اون رو بهت بده، این تیکه‌ی دوم هم تو حسادت هست.


۲۳۱* در روایات هست که اگر شما به یه نفر، تواضع نشون بدی، کسی حسادت نمی‌کنه، چون خدا اون‌قدر ارزش تواضع رو مثل خودش بالا برده، که مردم وقتی تواضع طرف رو می‌‌بینند، اون رو مثل خدا می‌بینن و انگار خدایی مطلق، توی تواضعه، یعنی اون عبودیت محضه؛ لذا در روایات داره که کسی به […]


۲۳۰* اون مکافاتی که در غیبت است باعث می‌شه شما تنزل پیدا کنی و حسناتِ شما از بین بره، نه به خاطر این آقا که غیبتش رو کردی، این آقا یه آدم معمولی است، ولی خدا رضایتش رو در این قرار داده.


۲۲۹* جایگاهت رو بهم نزن، جایگاهت همین هست که داری بروز می‌دی و عناد نباید داشته باشی، کار و وظیفه‌ات رو انجام بدی که شما رو این جوری ببینند.


۲۲۸* عناد یه صفت است! مواظب باش عناد نورزی، معاند نشی، نگو همینه که هست، من گفتم، حرف من است، من وقتی می‌گم این جوری است، نگو من سیّدم! تو هم باید بدونی من سیّدم! من شوهرتم، باید بفهمی من شوهرتم! این‌ها رو باید انتقال بدی، سیادت که بخش‌نامه‌ای نیست، سیادت انتقال است، سیادت یعنی […]


۲۲۷* تو حرف زدن، تحمل حرف داشته باش، طرف حرف بی‌ربط داره می‌زنه، طلب‌کارانه داره حرف می‌زنه، از روی قدرنشناسی حرف می‌زنه، حالا شما به این حرف اهمیت می‌دی، مگه ما باید به همه‌ی حرف‌ها اهمیت بدیم؟ از همین آدم که این حرف‌ها رو می‌زنه دوساعت دیگه بپرسی چی گفت! یادش نمی‌یاد که همه‌ی اون‌ها […]


۲۲۶* من باید مواظب باشم بهانه‌جو نشم. سالاد گذاشتند پس بخور، این غذا رو آوردند، بخور. شاید غذا بد باشه، بد پختند ولی اگر حریف شدی به خودت و خوردی، یه مشکل بزرگی رو از خودت حل کردی. چون خیلی جاها پیش می‌یاد که غذا هست و باب میل شما نیست. اگر این پذیرش ایجاد […]


۲۲۵* آدم باید مواظبت بکنه که عنادش رو حل کنه، انکارشو حل کنه، پذیرشش رو بالا ببره، این حالات عناد هست. مثلا توی خونه! زن آدم می‌گه که این فرش این جوری باشه، خب می‌بینی درست می‌گه، نگو اون جوری خوبه، عناد چه با یه پیغمبر باشه چه با یه زن تو خونه باشه، عناد […]


۲۲۴* روی اشخاص اگه ذهنت متمرکز شد یعنی دنبال عیب گرفتن هستی. من اگر الان ذهنم روی شما متمرکز بشه دنبال این نیستم که از شما یه چیز معنوی پیدا کنم، دنبال اینم که از شما یه عیب بگیرم. ذهن این جوری هست! برای همین می‌گن یاد خدا باش! حواست رو پرت کن.اگه بشینی و […]


۲۲۳* یک توهین یا یک غیبت از یک فرد مؤمن، انسان را بیچاره می‌کند؛ فردی آمده است و به من می‌گوید حاج آقا، ما پشت سر شما غیبت کردیم، راضی باش! مگر حق من است که راضی باشم، حق من نیست که راضی باشم، غیبت حق‌الله است؛ لذا طلب حلالیت هم جایز نیست، چون گاهی […]


۲۲۲* جایگاه حیا در چشم است، وقتی فرد مدام به هر صحنه، تصویر و فیلمی نگاه کرد، این یک نشانه است و به مرور زمینه فراهم می‌شود که حیا از چشم او برداشته شود.


۲۲۱* یک صفت رذیله در وجود انسان‌ می‌تواند نابودی او را امضا کند و او را برخلاف میل خود انسان به سمت هلاکت بکشاند.


۲۲۰* خیلی از رفتارهای شخصی ما گرفتار جهل و ندانم‌کاری می‌شود، اما می‌توانیم با استفاده از عقل که سرمایه‌ی عظیمی برای ما محسوب می‌شود در مورد خیلی از این رفتارها تفکر و دقت داشت


۲۱۹* خداوند فهم، علم و خیر را بین افراد تقسیم کرده است، در حالی‌که فردی که عجب پیدا می‌کند فقط خود را می‌بیند و دیگران را نمی‌بیند، در واقع در یک حالتی خود را قرار می‌دهد که از تمام مواهب محروم می‌ماند و همین باعث می‌شود که عقل او فاسد شود.